جابجایی های عجیب فرمانداران در شمال کشور

در طی این چند وقت اخیر شاهد پدیده نوظهوری به نام جابه جایی فرمانداران هستیم. طرحی که در آن همزمان دو یا سه فرماندار جای خود را به دیگری می دهند. این پدیده نوظهور آن چنان که فکر می کنید یچیده نیست، اما بررسی ابعاد، علل و چرایی آن بسیار پیچیده است.

در این طرح که واقعا هدف از آن گنگ و مبهم است چند فرض مطرح است، یکی از این فروض آن است که فرد یا افرادی که دارای قدرت سیاسی بوده و می توانند به نحوی در استانداری نفوذ کنند و به قول معروف استانداری را تحت فشار قرار دهند با چانه زنی و فشار و با یک سری اهداف قصد به کرسی نشاندن حرف خود را دارند و یا شاید فرض دیگری مطرح شود و آن هم اینکه استانداری صلاح دیده که این فرمانداران جابجا شوند و شاید هدف استانداری افزایش راندمان و بهره وری بیشتر باشد و یا به دنبال ارتقا خدمت رسانی به مردم است و یا علل دیگری  وجود دارد.

در همه این صور مطرح شده سوال من و امثال من این است که واقعا در این چند ماه پایانی عمر دولت دهم، این جابه جایی ها به صلاح مردم  خواهد بود؟؟؟ حال ما با فرض داشتن اغراض شخصی برای برخی از این جابجایی ها کار نداریم، بلکه ما فرض را بر صلاح دید خود استانداری قرار می دهیم، چون فرض اول برای من هم در دنیا و هم در آخرت تبعات دارد و لذا ما آن را به عنوان فرض مطرح کردیم. از همین رو می گوییم که استانداری خودش صلاح را بر این جابه جایی ها دید.

 آیا به نظر شما تا یک فرمانده بیاید و در جایش مستقر شود و افراد اطرافش را بشناسد و بعد منطقه و مردم را و بعد مشکلات را بشناسد چقدر زمان نیاز است؟؟؟!!!! این مردم از شما مسولین کار می خواهند، آیا به نظر شما در پس این جابه جایی ها دردی از مشکل مردم مازندران دوا می شود؟؟؟

من به شخصه و به نوبه خودم این جابجایی ها را در این مدت پایانی عمر دولت دهم به صلاح مردم مازندران نمی دانم، و آن را نوعی از دست دادن فرصت قلمداد می کنم و امیدوارم که جلوی این رویه بد گرفته شود، چون آن را فرصت سوزی مسئولان در این فرصت مغتنم می دانم.

فقط سیاست ما عین دیانت مانیست.

همه ما با آمدن نام شهید مدرس به یاد جمله معروف وی می افتیم که در سال های دور با بینش و درک عمیقی که از مسائل جاری کشور داشت گفت:"سیاست ماعین دیانت ماست." جمله ای که در تاریخ بشری به نام این شهید بزرگوار ثبت شد. جمله ای که بسیار ارزشمند و دارای پیام ژرف و عمیقی است.

در آن دوران خفقان ستم شاهی که عرصه برای ورود نیروهای مذهبی تنگ بوده و اصالتا مذهب را از سیاست جدا دانسته و حیطه فعالیت این دو را از هم تفکیک کرده و سیاستشان برگرفته از غرب بود فردی با سبقه دینی و به عنوان یک عالم دینی پا در میدان سیاست گذاشت و توانست با عملش بگوید، سیاست از دین جدا نیست بلکه سیاست ما عین دیانت ماست.

حال اینکه سیاسیون چقدر به دیانت پایبندی دارند بحث دیگری است ولی این یقنی و مسلم است که دین در همه حیطه ها حرف برای گفتن داشته و دارد و خواهد داشتُ و باید این حرف ها را با تتبع در آیات و روایات استخراج نمود.

اما آنچه من امروز می خواهم برایتان بگویم این است که آن جمله مرحوم شهید مدرس تنها مصداقی از این جمله است و آن اینکه "زندگی ما باید بر منوال دین باشد" همان مطلبی را که رهبر معظم انقلاب در این چند وقت اخیر فرمودند یعنی سبک زندگی اسلامی ایرانی.

سبک زندگی یعنی اینکه زندگی من و توی مسلمان اعم از فردی و اجتماعی و خانوادگی همه و همه باید بر  منوال اسلام باشد. یعنی جمله آن روز شهید مدرس را امروز اینگونه تکمیل می کنیم، ان روز آن شهید بزرگوار مصداقی از سبک زندگی اسلامی که همان سیاست را با دیانت اجین دانست، اما امروز که ایران ام القرای جهان اسلام است و به حق چشم همه مسلمانان و آزادی خواهان جهان به ما می باشد بایستی بتوانیم با تبیین و تلقی صحیحی از دین راه را از چاه باز شناسیم و مسیر را درست بپیماییم و به دیگران درست بنمایانیم.

و این را به یاد داشته باشیم که رسیدن به این سر منزل مقصود با چند سال تحقق نخواهد یافت بلکه باید چند صد سال تلاش علمی و بنیادین کرد تا عقب افتادگی را که در دوران شاهان بر کشور و مردم مسلمان وارد شد را جبران کنیم.

استادهای استاد نما!!!

 لفظ استاد را خیلی هامون برای خیلی از بزرگان شنیده ایم و شاید هم خیلی از ماها برای آدمهای بزرگ استفاده کرده ایم. اما به راستی صرف اینکه کسی دارای ویژگی خاصی است می توان به او لقب استاد داد؟!؟! واقعا صرف اینکه چهار نفر به یکی بگویند استاد ما هم به آن شخص می توانیم آن را بگوییم؟! مثلا یکی صدای خوبی دارد و به صرف اینکه صدای خوبی دارد به او می گوییم استاد و یا....

به نظر من هیچ کدام از این عوامل نباید باعث این شوند که ما تحت تاثیر قرار بگیریم و دیگرانی را که به راستی استاد نیستند را با خطاب استاد صدا بزنیم. به نظر من استاد دارای مفهوم عمیقی است که ورای مفهوم لفظی و ظاهری خود دارای یک مفهوم ژرف معنوی است و در پس این مفهوم ظاهری دارای بار عرفانی و معنوی خاصی است.

از این روی به نظر می رسد نام نهادن آن اشخاصی که در زندگی خود دچار انحراف بوده و از نظر فرهنگی دچار تزلزل و مشکل هستند هر چند کارشان عین فرهنگ باشد دادن لقب استاد اشتباه محض استُِ آنهایی که با فروختن فرهنگ و مردم خود به بیگانگان حتی حاضر به زندگی کردن در بین مردم کشور خود نیستند و فقط و فقط کشورشان را برای رسیدن و نیل به منفعت شخصی می خواهند نامیدن نام استاد اشتباه محض است. آنها که خود را هنرمند می دانند و تنها هنرشان مردم فروشی و استفاده از هنرشان در خدمت بیگانگان است به حق سزاوار لقب استاد نیستند.مثلا آنهایی که هنرموسیقی خود را در خدمت بیگانگان قرار می دهند و برای آنها می خوانند و به راحتی مردم وطن خود را به بیگانگان می فروشند و از طرفی هم دم از مردم می زنند و با این حال حاضر نیستند حتی در کنار مردم خود زندگی کنند.

به نظر من کمی درنگ خوب است. باید ببینیم و بیاندیشیم که واقعا به این شخص که لقب استاد می دهیم ارزش این لفظ را دارد یا خیر او تضییع کننده این لقب است؟ بهتر است با دستان خودمان کسی را بالا نبریم که روزی نتوانیم او را مورد نقد قرارا دهیم.

فضيلت و اعمال ماه ربيع الاول

ماه ربيع الأوّل ؛ { اهمّيت / فضيلت . آداب و اعمال . وقايع }

فضيلت : اين ماه مانند نامش بهار ماه هاي دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم در اين ماه اتّفاق افتاده است ... ( المراقبات . ص 71 ) .

روزه ي روز 17ربيع الأوّل بسيار فضيلت دارد و اين روز، يکي از آن چهار روز است که در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است
(مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).

..................................................................

آداب و اعمال :

شب اوّل : اين شب در سال سيزدهم بعثت، مبداء هجرت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله از مکّه معظّمه به مدينه منوّره بود و در آن شب در غار ثور مخفي شد و حضرت امير عليه السّلام جان خود را فداي جان شريف او نمود و در جاي آن حضرت خوابيد ... و اين آيه در شأن ايشان نازل شد : (( وَ مِنَ النَّاسِ مَن يشري نَفسَهُ ابتِغَآءَ مَرضَاتِ اللهِ ))
(مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).

روز اوّل :

1- روزه . 2- زيارت : مناسب است زيارت جناب رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلّم و امام اميرالمؤمنين علي عليه السّلام در اين روز
(مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .

روز هشتم ؛

1- حزن و اندوه از شهادت حسن عسکري عليه السّلام و عرض تسليت به حضرت بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف :

در اين روز وفات امام ابي محمّد الحسن الزّکي العسکري عليه السّلام واقع گرديده و براي مراقب سزاوار است که در اين روز، محزون و اندوهناک باشد بويژه از لحاظ اين که صاحب مصيبت در آن روز، حجّت عصر و امام زمان او ارواح العالمين فداه و عليه و علي آبائه صلوات الله مي باشد و به آنچه او را در نظر آيد آن حضرت را زيارت کند و امام عليه السّلام را به آنچه مناسب داند تعزيت و تسليت گويد؛

2- آغاز امامت، ولايت و خلافت حضرت بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف : سپس به شکرانه ي خلافت امام عليه السّلام خداي را شکر گويد و از غيبت و دوري او اظهار تأثّر نمايد و زمان ظهور و فوائدي که از آن عايد مي گردد و انوار و خيرات و برکاتي که به مردم مي رسد به يادآورد ( المراقبات .ص 75 ).

3- زيارت : مناسب است زيارت آن دو امام بزرگوار در اين روز (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ).

روز نهم ؛

1- در اين روز تنها يک روايتي وارد شده که  اين روز، روز سرور شيعيان آل محمّد صلوات الله عليهم اجمعين مي باشد. و بين شيعيان اين امر مشهور گشته و هر چند ساير روايات موافق و مساعد با آن نيست لکن ممکن است که تقيه اقتضاي تغيير وقت را نموده باشد. ( المراقبات . ص 76 ) .

2- روز اوّلِ امامت حضرت ولي عصر بقيه الله عجّل الله تعالي فرجه الشّريف (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .

روز دهم ؛ تزويج رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم با{حضرت}خديجه عليها السّلام در اين روز صورت گرفت
...(المراقبات .ص 76 ) .

روز دوازدهم : به روايتي ولادت حضرت رسول صلّيا الله عليه و آله و سلّم مي باشد. همچنين در اين روز پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم در سال سيزدهم بعثت وارد مدينه شدند (و پس از ورود ايشان به مدينه ؛ هجرت ايشان،مبداء تاريخ اسلامي قرار گرفت) (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل )

روز هفدهم ؛ ولادت باسعادت و با برکت خاتم الأنبياء حضرت محمّد بن عبدالله صلّي الله عليه و آله و سلّم مي باشد و معروف آن است که ولادت با سعادتش در مکّه معظّمه در خانه ي خود آن حضرت واقع شده در روز جمعه در وقت طلوع فجر در عام الفيل در ايام سلطنت انوشيروان عادل. همچنين در اين روز شريف در سال 83 ه.ق ولادت با برکت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام واقع شده است و باعث مزيد فضل و شرافت اين روز گرديده است (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .

اعمال مهمّه در اين روز ؛

1- غسل .
2- روزه : از براي آن فضيلت بسيار است و روايت شده هر که اين روز را روزه بدارد ثواب روزه ي يک سال را خدا براي او مي نويسد و اين روز يکي از آن چهار روز است که در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است.
3- زيارت : زيارت حضرت رسول صلّي الله عليه و آله و سلّم و همچنين زيارت امام اميرالمؤمنين عليه السّلام .
4- نماز : دو رکعت نماز که در هر رکعتي يک مرتبه حمد و ده مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشيند و دعائي که روايت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَي لاَ تَمُوتُ ...
5- تصدّق و خيرات : مسلمانان اين روز را تععظيم بدارند و تصدّق و خيرات نمايند و مؤمنين را مسرور کنند و به زيارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتيح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربيع الأّوّل ) .
6- عيد گرفتن : به آنچه موافق حقيقت عيد است (عمل کند) يعني به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره اي از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره اي از افعال حرام مي پردازند.

ا : حقيقت عيد : عيد عبارت از ... موسمي است که ( حق متعال ) ، نيکوکار و بدکار را براي حضور در برابر خويش به عرض خاکساري و مسکنت و اظهار مراسم عبوديت خوانده تا در آن، جايزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنان بپوشاند ...


ب : براي هر مجلسي لباس مخصوصي و زينتي مناسب آن لازم است و لباس شايسته ي اهل چنين مجلس(ي)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار مي باشد ؛ يعني لباس اهل اين مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانيه و تطهير آنها، پاکيزه ساختن دل از اشتغال به غير خدا و بوي خوش ايشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرين او{عليهم السّلام} است
( المراقبات .ص81 - 84 ) .

...............................................................

کتاب شريف (( مفاتيح الجنان )) تأليف محدّث بزرگ حاج شيخ عبّاس قمي رحمه الله مي باشد.

کتاب شريف (( المراقبات )) تأليف عارف کامل ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي رحمه الله مي باشد. * اندکي از کلمات و عبارات کتاب المراقبات در مورد اين ماه با ادبيات روان تري نوشته شده است و با متن اصلي کتاب تفاوت ناچيزي دارد.

وقايع :

شب اوّل ربيع الأوّل سال 13 بعثت ؛ هجرت پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم از مکّه به مدينه وجان فشاني امام اميرالمؤمنين عليه السّلام و خوابيدن در بستر ايشان براي حفظ جان پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم

8 ربيع الأوّل سال 260 ه.ق ؛ شهادت حضرت امام حسن عسکري عليه السّلام در سنّ 28 سالگي و آغاز امامت و ولايت و خلافت حضرت بقيه الله الأعظم عجّل الله تعالي فرجه الشّريف از لحظه ي شهادت امام حسن عسکري عليه السّلام .

10 ربيع الأوّل ؛ سالروز ازدواج حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم با حضرت خديجه عليها السّلام .

14 ربيع الأوّل سال 64 ه.ق ؛ به درک رفتن يزيد بن معاويه لعنه الله عليهما

17ربيع الأوّل سال عام الفيل ؛ ولادت با سعادت و با برکت حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم و در سال 83 ه.ق ولادت با سعادت و با برکت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام .

منبع: پرسمان

غفلت از نعمت های الهی

این رو زها بحث دوا و دارو و درمان زیاد تو بورسه و از هرکسی بپرسی تا حدودی در جریان بحث تحریم دارو و ارز دارو و عزل وزیر و ... می باشند. اما این بار من می خواهم از زاویه دیگری به این مسئله نگاه کنم ، که بیشتر مشعر به غفلت ما بندگان از نعمت های الهی است.

خدای مهربان انواع نعمت را از خوردنی، نوشیدنی، پوشیدنی، دیدنی و هر چه که انسان بدان نیازمند می باشد را در طبیعت و نظام هستی قرار داده است تا برآورده کننده نیازهای انسان نیازمند باشد. یکی از این نعمت ها همین میوه ها هستند که خداوند در اختیار ما بندگان قرار داده است. خداوند در درون هر میوه ای  خاصیتی قرار داده است که درمان کننده دردی در وجود آدمی است.

حال این طور در نظر بگیرید که اگر این میوه ها را بشر در آزمایشگاه ها بدست می آوردند، با چه قیمتی می فروختند؟ ما به ازای این ماده آزمایشگاهی که نوعی درمان برای بیمار است، چه می توانست باشد؟ در حالی که خداوند تمام این نعمت ها را در اختیار من و تو بنده قرار می دهد اما به راحتی از کنار آنها می گذریم و هیچ توجهی به این نعمت ها نداریم و از این نعمت ها و خالق این نعمت ها غافلیم.

البته غفلت ما بندگان در این بخش خلاصه نخواهد شد اما این هم می تواند بخشی از غفلت انسان به خدای متعال باشد خدایی که به حق از پدر ومادر برای ما دلسوزتراست و اصلا قیاس وی باپدر و مادر اشتباه و خطاست چون والدین وسیله وجود ماهستند ولی خدای متعال خالق ماست.

پس خدا را صبح و شام به یاد آوریم و از آن غافل نشویم که او فقط پناه ما خواهد بود.

نور خاموش ناشدنی

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبة / 32 )

می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند،و خداوند جز به کمال رساندن نور خود نمی خواهد، هرچند کافران را خوش نیاید.

اربعین سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدااه الحسین (علیه السلام) نزدیک است. می بینیم که مردم عاشق آن حضرت از سراسر عالم، خود را به آن حضرت می رسانند. از هر جای دنیا حضرت مهمان دارد. از هر رنگ و نزادی ایشان مهمان دارند از هر سنی ایشان مهمان دارند از هر قشری از هر صنفی از هر جنسی از هر گروهی از هر حزبی از هر دینی از هر کسی و از هر جایی حضرت مهمان دارند، و خوشا به حال این مهمانان  و خوشا به حال این مسافران و خوشا به حال این محبین که چنین میزبان بزرگ و محترمی دارند و بدانند که لیاقت چنین مهمانی را داشتند و به قول گفتنی کارت دعوت داشتند و الا این مهمانی بزرگ و با شکوه نصیب هرکسی نمی شود.

وقتی که به این زوار می نگرم با خود می اندیشم واقعا چه چیزی اینها را این گونه به سوی خود می کشاند؟ به راستی چه عاملی این اقیانوس انسانی را به تلاطم و حرکت وامی دارد؟ به راستی چه مغناطیس قویی وجود دارد که قلبها را به خود جذب می کند؟ به راستی چه شوری در این واقعه وجود دارد که مردم را به شور وا می دارد؟که به یاد سخن گهربار پیامبر(ص) افتادم که فرمودند:"«اِنَّ لِقتل الحُسَینِ حرارةً فِی قُلوبِ المُؤمِنین لَن تُبرَدُ اَبَداً»" آری این خون حسین(ع) است که خون های ایستا و بی تحرک مردم  جوشش می دهد، آری این شور و حرارت مردم بازخورد حرارت و گرمی خون احسین(ع) است، آری این جوش و خروش مردم نتیجه خروش خون امام حسین(ع) است که به امتداد تاریخ کشیده شده است تا انسانها راه را از بیراهه گم نکنند و در سیلاب دنیا غرق نشوند که براستی"انّ الحُسين مصباح الهدی و سفينة النّجاة" است یعنی کشتی نجاتی که خود این سیل خروشان و پر تلاطم انسانی را در پهنه بی کران الهی رقم زده است، و نورش چشم هر بیننده ای را خیره کرده است.

نوری که پست ها و لئیمان هر عصری تاب دیدن آن نور را نداشتند، انسان های پست عصر او که دستشان به وجود مبارک حضرت (ع) می رسید به خیال خام خود خواستند با به شهادت رساندن آن حضرت(ع) نور او را  خاموش کنند ولی زهی خیال باطل که نور آن حضرت هیچ که خاموش نشد، شعله ور تر شد و دامان ناپاک خودشان را گرفت و آنها را نابود کرد، تاریخ گذشت و این انسان به جای بهره مندی از منبع نور لایزال بار دیگر عصیان کرد و این بار گفت با شخم زدن مزار پاکش و آب بستن آن می توانم نور وتشعشع این آفتاب هستی بخش را خاموش کنم، زهی خیال باطل درست مثل اینکه کسی بخواهد جلوی آفتاب را دیوار بکشد این هم نتوانست نور خدایی را خاموش کند، و آنها رفتند و اثری از انها نماند ولی آنچه ماند نور خدایی حسین(ع) است که مانده است. در این عصر ما هم بودند پست طینتانی که مانع از زیارت قبر شریف آن حضرت می شدند اما آنها هم به اسلاف پستش پیوستند وامروز نور امام حسین(ع) دیگر عالم تاب شده است. امروز  می بینیم که نور حسین(ع) جمعیت میلیونی را به سمت خود می کشد، امروز می بینیم که نور حسین(ع) زوار و محبینش را از گوشه گوشه جهان به سمت خود می کشد.

۹دی امسال با اربعینت عجین شده است به نظر من این هم زمانی پیامی دارد و آن هم اینکه ای مردم بدانید که باز نور حسین(ع) بود که انقلاب اسلامی را از این بحران نجات داد، باز عده ای شیطان صفت و گرگان به لباس میش در آمده قصد انحراف انقلاب از مسیر حقیقی خود را داشتند، باز عدهای تطمیع شده به مال و زر دنیا قصد کربلا آفرینی در ایران داشتند که نور حسین(ع) حقیقت پلید و زشت آنها را برایمان برملا کرد. تا به همه بگوید:

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبة / 32 )

می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند،و خداوند جز به کمال رساندن نور خود نمی خواهد، هرچند کافران را خوش نیاید.

چهره ماه

در روایات داریم که دیدن چهره مومن عبادت است و نیز دیدن چهره عالم هم عبادت است حال همه این عبادات در کنار هم در چهره ولی فقیه زمان مان و نائب امام زمان (عج) جمع شده است و در کنار مومن و عالم بودن رهبر ما نیز می باشند.

پس همه بیاییم با دیدن به چهره رهبر عالم و مومن خود ثواب ببریم.

آمدن و رفتن پرحاشیه اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی ایران

از همان موقع که بحث وزیر شدن یک زن در جامعه پخش شد، بحث و جدل و مشاجره هم شروع شد. و برخی از مراجع بزرگوار با وزیر شدن زن مخالفت کردند که این مخالفت آنها براساس مستندات و آیات و روایات بوده است، نه نظر شخصی. و از آنجا هم که بعضی از آدم ها سرشان برای مسائل جنجالی درد می کند و انگار نه انگار که مراجع بزرگوار با وزیر شدن خانم مخالفت کرده اند، وزیر محترم را به عنوان وزیر بهداشت و در مان معرفی کردند، که آمدن این شخص با حواشی زیادی همراه بود.

امروز هم که این خانم را از وزارت عزل کردند، باز هم حواشی دامن گیر وی شده است. و همه جا بحث از علت عزل وی است که برخی می گویند به خاطر برنداشتن باقر لاریجانی از ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران است و برخی می گویند به خاطر انتقاد از دولت بابت تخصیص ندادن ارز به داروست و در عوض دادن ارز برای زین اسب و.. است. این بماند که برخی افراد قول صد در صد یر ماندن وزیر دادند! اما دیدیم که خلاف آن اتفاق افتاده؟

به هر حال من با این که چرا وی را برداشتند کاری ندارم، آن را خودشان باید پاسخگو باشند، و آن آقا هم که قول داد خودش باید بیاید امروز پاسخ دهد که چرا در کاری که در حیطه اختیاراتش نیست دخالت می کند. اما تمام حرف من این است که چرا الان وی را برداشتند؟ الان که ما در این برهه حساس به سر می بریم و کشور ما دچار مشکل شده است و کشورهای غربی هم تحریم های فلج کننده علیه ما وضع کردند این تغییر و تحول برای چیست؟ آیا ثبات مدیریت بهتر نبود؟ به نظر شما کسی که بعد از ایشان می خواهد بر مسند وزارت تکیه بزند در این چند ماه می خواهد چه کاری انجام دهد؟ واقعا او می تواند طرح پزشک خانواده را تمام و کمال انجام دهد؟

به نظر من کسی که در این میان و در این تغییر وتحولات متضرر می شود کسی جز مردم نیستند، به نظر من اصلی ترین گروهی که دچار آسیب شدند همین بیمارانی هستند که نیاز شدید به دارو دارند، که متاسفانه و با کمال تاسف دیده می شود همین مردمی که روزی این آقایان را به پست و مقام رسانده اند در لابلای نامه ها و عزل ونصب ها گم شده اند.

مسئولین عزیز لطفا در این چند ماه مانده به پایان عمر دولتتان به فکر خدمت و کار باشید و دست از این تغییر و تحولات و گرو کشی ها بردارید که مردم از شما کار و خدمت می خواهند نه قیمی و اربابی.

 

آیا شهدای فتنه را می شناسید؟

با گذشت چند سال از فتنه۸۸ هر روز ابعاد تازه تری از این واقعه برای مردم کشف می شود. یکی از این موارد که اخیرا در لابه لای نطق یکی از مسئولین به چشمم خورد نام شهدای فتنه بود. شهدای مظلومی که به حق مظلومیت آنها شاید از خیلی دیگر از شهدا بیشتر باشد. چون بنا به دلایلی نام آنها در جایی برده نمی شود.

خیلی از ما مردم نشانی و محل زندگی این شهدا که سهل است، حتی نام آنها را هم نمی دانیم. لذا وظیفه خود می دانم تا مطالبم را با نام این شهدای مظلوم انقلاب اسلامی مزین کنم، شاید که مورد لطف و عنایت آنها قرار بگیرم چون که طبق آیه صریح قرآن شهدا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

سرور برومند چوکامی، فاطمه رجب‌پور چوکامی،حسین غلام کبیری، بهمن جنابی، محمدحسین فیض، میثم عبادی، ناصر امیرنژاد، مسعود خسروی دوست‌محمدی، مصطفی غنیان، سجاد سبزعلیپور، سجاد قائدرحمتی، یعقوب بروایه، علی فتح‌علیان، رامین رمضانی، حسین طوفان‌پور، حسام حنیفه، سعید عباسی، محرم چگینی قشلاقی، فاطمه سمسار‌پور، علیرضا افتخاری خاتونی، حمید حسین‌بیگی عراقی، عباس دیسناد و داوود سبزی.

برای شادی روح شهدا صلوات

دیگر با چه زبانی بگوید!!!؟؟؟

 

در این روزها شاهد تغییر و تحولات عجیب و غریب و جابجایی های مسولین در شهر ها و مراکز دولتی استان ها می باشیم که واقعا هدف و غرض برخی از این جابجایی ها مشخص نیست! ما هم این جابجایی ها را حمل برصحت می کنیم و هیچ گونه نظری در این باب نمی دهیم.

یکی از این جابجایی ها تغییر فرماندار شهرستان نکا بود که سه نفر پستشان با هم عوض شد!!!! که نمی دانم آیا واقعا این قدر ضرورت داشت که مسئولین این کار را انجام دهند! یا نه، ضرورتی نبوده و فقط به خاطر... بماند.

در مراسم تودیع و معارفه یکی از سخنرانان امام جمعه محترم شهرستان نکا بود که انصافا نمایندگی واقعی شهر را برعهده گرفت و صدای مردم شهرستان نکا را از آن تریبون اعلام داشت. ایشان به مشکلات شهرستان نکا اشاره کردند و از قول هایی گفتند که  استانداران ومسئولین کشوری و شهری  برای آبادانی این شهر دادند و به آن عمل نکردند .

ایشان از پروژه های به زمین افتاده شهر گفتند، ایشان از جاده ی نیمه کاره نیروگاه گفتند که در زمانی حدودا قبل انتخابات بود که خیلی خوب کار می شد اما به ناگاه کارها خوابید و جان شهروندان نکایی کماکان در این جاده پر خطر در مخاطره است، ایشان از سد گلورد گفتند که سنش از خیلی از مردم نکا هم بیشتر شده است، ایشان از مشکل ورودی و خروجی شهر گفتند، ایشان از...

خیلی از مسائل دیگر نیز بود که به نظرم به خاطر کمی وقت نگفتند، ولی من می گویم مثل زیر گذرهایی که چیزی جز حیف و میل کردن بیت المال و آزار و اذیت مردم هیچ فایده ای نداشت، زیر گذرهای غیر اصولی که مردم شهر نکا از آن تعبیر به استخر پرورش ماهی می کردند. همه آنچه را که ایشان گفتند  و نگفتند از معزلات شهرستان نکاست.

به هر حال آنچه من می گویم این است که این بزرگوار دیگر با چه زبانی باید بگوید تا این مسولین از خواب بیدار شوند، در نمازجمعه می گوید، در جلسات می گوید، در تودیع و معارفه ها می گوید، در... وی که دیگر مسئول اجرایی نیست که به میدان عمل بیاید، آنهایی که مسئولند باید پای کار بیایند و اگر نمی آیند یا دلشان برای مردم شهرستان نکا نمی سوزد و یا دلشان می سوزد ولی دغدغه خدمت ندارند که در هر دو صورت به نظرم برگشت به این می کند که مسئولین ما بومی نیستند.

چون اگر بومی باشند به طبع دلسوزترند و حداقلش این است که سری به مردم می زنند و این را هم من نتیجه عمل کردن بد برخی از خودی ها می دانم که با فاصله گرفتن از روحانیت شهر و در راس آنها امام جمعه شهرستان نکا ما را دچار این بلای الهی کردند.

در هر صورت امیدوارم که مسئولین بومی و غیر بومی به سخنان ایشان گوش دهند چون مردم شهرستان نکا می دانند که ایشان به عنوان امام جمعه در شهرستان دغدغه ای جز مردم و مشکلات آنان ندارند. 

پوستر 9 دی

 

برای مشاهده تصویر در ابعاد بزرگتر، اینجا کلیک کنید



 

علائم رانندگی در جاده انقلاب

عزیزانی که در این مملکت مسئولیت دارند و شاید در آینده می خواهند مسئول شوند و حتی آنهایی که نمی خواهند در آینده مسئول شوند ولی در مملکت ما زندگی می کنند خوب بخوانند. بالاخص عزیزانی که می خواهند در انتخابات خود را کاندیدا کنند بیشتر توجه کنند.

علائم رانندگی در جاده انقلاب:

۱- جاده لغزنده است با احتیاط سخن بگویید.

۲- دشمنان مشغول کارند با احتیاط رانندگی کنید.

۳- دیر رسیدن به پست و مقام، بهتر از هرگز نرسیدن به امام است.

۴- سرعت مجاز، سرعت حرکت با ولی فقیه است.

۵- بهترین لاین حرکت، حرکت در مسیر ولایت فقیه است.

۶- اگر پشتیبان ولایت فقیه نیستید لا اقل کمربند دشمن را نبندید.

۷- با دنده لج حرکت نکنید.

۸- پشت چراغ قرمز قانون توقف کامل کنید.

۹- در حین حرکت در مسیر انقلاب از سخن گفتن با دشمنان بپرهیزید.

۱۰- سبقت از ارزشها ممنوع.

 ۱۱- با وضو وارد شوید این جاده مطهر به خون شهداست.

این بخشی از علائم جاده انقلاب است که اگر شما دوست عزیز  چیز دیگری به ذهنتان رسید ما پذیرای فکر نابتان برای ثبت در وبلاگ هستیم.

ان شاء الله همه ما در جاده انقلاب اسلامی به چپ و راست منحرف نشویم و در مسیر صراط مستقیم باشیم.