امام حسین(ع)و حسرت با او بودن

اربعین 92 و مراسم پیاده روی نجف تا کربلا هم گذشت و مردمی که به این سفر معنوی رفته بودند، دوباره به خانه ها و محل های زندگی شان برگشتند، مردمی که خود را از اقصی نقاط این جهان به کربلا رسانده بودند، تا در عظیم ترین تجمع انسانی جهان شرکت کنند و یاد اسرای دشت کربلا را زنده کنند و به امام حسین(ع) بگویند، اگرچه ما آن روز نبودیم تا شما را یاری کنیم، اما امروز با شماییم و در رکابتان هستیم.

در این میان نیز افرادی بودند که با آمدن زوار کربلا دلشان هوای یار کرد، آدمهایی که می خواستند اربعین در کنار امام حسین(ع) باشند، اما زندگی و دنیا و ترس پای آنها را زنجیر کرده بود. انگار برخی از واژه ها با امام حسین(ع) همراه است، انگار برخی از واژه ها در جمله ای تکراری در دل تاریخ تا به امروز باقی مانده است. انگار هنوز حب دنیا در دل خیلی ها مانده است.

افرادی در زمان خود حضرت بودند که همین پابست ها آن ها را از یاری رسانی به سرور شهیدان و پر کشیدن نگهداشت و امروز نیز همان عوامل دیگرانی را از همراهی با اربعینیان واداشت. و آن ها را از پیوستن به سیل خروشان میلیونی زوار ابا عبدالله مانع شد.

البته این حسرت ها همیشه بوده و انگار خواهد بود. بعد از جنگ نیز خیلی ها حسرت می خوردند، که چه شد که ما غفلت کردیم و از این فرصت بهره نبردیم و به صف عاشوراییان نپیوستیم و چرا ما از قافله شهدا جاماندیم و حسرت شهادت در دل هایمان ماند.

و باز هم حسرتی برای جامانده ها ماند، حسرتی از جنس با حسین(ع) بودن، حسرتی از جنس غم، حسرتی از جنس همراهی. حسرت از این بابت که ای کاش این اربعین را در کنار امام حسین(ع) می بودم و از وجود بابرکت آن امام همام بهره معنوی می بردم و باز هم حسرت، حسرت، حسرت، ....

ببین امروز کجایی؟!؟!؟!


قرن ها از آن روز تلخ می گذرد. روز تلخی که برای ابد لکه ننگی شد بر دامن بشریت، که انسان و انسانیت را در آن ساعات به بدترین مقام تنزل داد. و اگر نبودند آن 72 یار باوفا معلوم نبود که دیگر چه می شد. در آن روز سرنوشت ساز عده ای پاک باز در مقابل سیل جمعیتی که دنیازده شده بودند و بطونهاشان از حرام پر شده بود مردانه ایستادند و نام انسان را از سقوط حتمی نجات دادند.

آن روز با همه بدی ها و خوبی ها، با همه دردها و رنج ها، با همه بی مهری ها و جفا ها گذشت. امروز قرن هاست که از آن روزگاران می گذرد. امروز هم امام زمان (عج) ندای هل من ناصر را سر می دهد. اما آیا کسی هست که پاسخ او را بدهد؟ اما آیا کسی هست که به او لبیک بگوید؟

اگر کسی به ندای او لبیک نگوید و در سپاه و لشگریان او نباشد، در سپاه مقابل است و هر چه و هر کجا هست، با حق نیست. و حق را در زمانی که نیاز به کمک داشت یاری رسان نبوده است، و سپاه حق و امام زمانش را تنها گذاشته است و در حق او جفا کرده است.

خدایا، کجاییم؟ و به کجا می رویم؟ و زیر علم چه کسی سینه می زنیم؟ خدایا زندگی در این دوران بسیار سخت است، و داشتن دین در بین این هجمه ها بسیار مشکل، و نگهداری از طرف ما خیلی مشکل تر. الهی پناهی جز تو نداریم، و ملجا و پناهگاهی جز تو نمی شناسیم. خدای من ما را در نگهداری دینمان و در بقای بر حب اهل بیت یاری رسان. چون تاریخ پر است از "حر ها" و پر است از عاقبت به شرهایی که تا آخرین روز بهشتی بودند و در آخرین لحظه و در اثر یک غفلت همه چیز را برباد دادند. خدایا حال و آینده ما را دریاب.

13آبان طلیعه محرم


13 آبان امسال رنگ و بوی خاصی داشت. 13 ابان امسال مصادف شد با محرم، و این تقارن طبیعی چقدر زیبا و معنا دار بوده است. دو امری را که هر دو دارای یک مفهوم و یک معنا هستند. دو امری را که هر دو زیر یک پرچم و با یک شعارند.
ماه محرم، ماه اباعبدالله الحسین(ع) و ماه عزت و مجد و احیاء دوباره اسلام است، اسلامی را که می رفت به دست دنیا طلبان و دنیاخواهان و زورمداران تاریخ، تحریف و نابود شود و جز سلامی از آن نماند، با خون پاک امام حسین(ع) و یاران باوفایش و با اسیری و رنج امام زین العابدین(ع) و زینب کبری(ع) دوباره احیاء شد.
امام حسین(ع) با شعار هیهات منا الذله وارد میدانی شد که هدفی جز اصلاح امت جدش نداشت. امام حسین(ع) تا آخرین لحظه عمر پای این شعار ماند و جان داد اما دین را نداد. امام حسین(ع) زیر پرچم و لوای اسلام به قیام پرداخت و اخم ها و لبخندها بین او و مسیر حق و حقیقتی را که به حق انتخاب کرده بود لحظه ای فاصله نیانداخت.
چند قرن بعد مردی از تبار امام حسین(ع) آمد و همان آموزه ها را در بین مردم ایران احیا کرد. همان شعار هیهات منا الذله، همان پرچم، اسلام و همان ظلم ستیزی. او تمام این مبانی را مبنای حکومتش قرار داد و این بار مردم ایران رابرای احیای دوباره اسلام فراخواند. اسلامی را که سال ها و قرن ها فقط در چند بخش از احکام آنهم احکام شخصی خلاصه کرده بودند و در این اواخر نیز حرکت حکومت به سمتی می رفت، که هدفی جز از بین بردن همین ظواهر را در سر نمی پروراند.
آری 13 آبان امسال که در طلیعه محرم قرار گرفت را می توان به فال نیک گرفت. محرمی را که می توان ریشه های 13 آبان را در وقایع آن جستجو کرد. محرمی را مبنای قیام و خون دادن است، محرمی را که تا ابد الگویی زنده از مبارزه با ظلم و استکبار است. محرمی را که تا همیشه تاریخ و در بین همه اقوام و ملل روز مبارزه با استکبار است و روز شعار هیهات منا الذله.
و همانطور که امام راحل فرمودند: "و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق ـ علیهم سلام الله ـ‌ به طور كوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر كه عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریكا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی _ لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم ـ است به طور كوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود." وصیت نامه امام خمینی(ره) امسال نسبت به سال های گذشته بیشتر شاهد بیان انزجار و نفرت مردم علیه مستکبران و زورگویان عالم خواهیم بود.

درک حیوانات از مقام امامت(برگرفته از داستان امام هادی(ع))

در روزگار حکومت متوکل زنی ادعا کرد که زینب دختر فاطمه زهرا سلام الله علیها است متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی و از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله سالیانی گذشته است.

آن زن گفت: رسول خدا دستش را بر بدن من کشیده است و از خداوند خواسته که هر چهل سال جوانی ام را به من برگرداند و من این مطلب را تا به حال برای مردم اظهار نکردم. متوکل سران ابی طالب و فرزندان عباس و قریش را خواست و مشورت کرد آنها گفتند در فلان تاریخ زینب دختر حضرت فاطمه علیه السلام وفات یافته است ولی آن زن می گفت دروغ است .

متوکل گفت: من از فرزندان عباس نیستم اگر نتوانم حجت و دلیلی نقض سخن این زن بیاورم.

اطرافیان گفتند: امام هادی علیه السلام را بخواه امید است که پاسخی داشته باشد امام هادی علیه السلام به آن زن فرمود: گوشت بدن فرزندان فاطمه بر درندگان حرام است بنابراین اگر راست می گوئی داخل محوطه درندگان بشو.

آن زن گفت: دیگران که در این مجلس مدعی هستند از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند داخل شوند.
متوکل به حضرت هادی علیه السلام گفت: شما خودتان داخل شوید.

امام فرمود: مانعی ندارد، نردبانی آوردند و در محوطه ای که شش شیر بود امام داخل شد پس از ورود امام تمام شیرها خود را به امام نزدیک کردند و امام دست بر سر آنها می کشید.

وزیر متوکل گفت: تا این خبر منتشر نشده حضرت را خارج کن.

متوکل گفت: ای ابوالحسن ما قصد سوئی نسبت به تو نداشتیم، فقط می خواستیم به گفته ات یقین پیدا کنیم، دوست دارم که بیرون بیایی امام هادی علیه السلام برخاست و به طرف نردبان حرکت کرد در حالی که همه شیرها خود را به لباس حضرت می مالیدند امام روی اولین پله نردبان که قرار گرفت متوجه شیرها شد و با دست اشاره کرد که بر گردند و شیر ها برگشتند، امام از محوطه شیران خارج شد و فرمود: هر کس می پندارد که از فرزندان فاطمه است در این مکان برود.

متوکل به آن زن گفت: داخل محل شیران برو آن زن گفت: شما را به خدا دست نگه دارید من ادعای باطلی کردم من دختر فلانی هستم تنگ دستی و فشار مرا به این کار وادار کرد.

متوکل گفت: او را داخل محوطه شیران بیافکنند. در این هنگام مادر متوکل شفاعت کرد و او را نجات داد.(1)

شاید برخی با خود بیاندیشند که مگر می شود، حیوانات درنده که درندگی جزء ذات آنها ست در مقابل شخصی(چه امام و چه غیر امام) خضوع کنند؟ آن ها حیوانند و غیر ذی شعور و از انان این اعمال برنمی آید، بلکه آنها به اقتضای طبیعت شان درندگی دارند. شاید همین افکار در ذهن خلیفه بود و بر همین استدلال قصد داشت با این بهانه امام علی النقی(ع) را به شهادت برساند؟ شاید او هم فکر می کرد حیوانات شعور ندارند!!!

اما کافی است تورقی به قرآن بزنیم تا به خوبی بر ما واضح و مبرهن شود که حیوانات هم شعور دارند. آن ها هم قدرت درک دارند، آن ها هم به اندازه خود می فهمند. همه ما داستان بلقیس، ملکه سبا را شنیده ایم. در آن داستان قرآنی پرنده ای به نام هدهد، خبر وجود چنین کشور و چنین ملکه ای را به حضرت سلیمان(ع) داد. ویا داستان مورچه ای که به مورچگان گفت: که سپاه حضرت سلیمان (ع) در حال آمدن به سمت ما است و از این منطقه برویم تا زیر دست و پای آن ها له نشویم.

همه این داستان های قرآنی برای این است که بفهمیم موجودات اطراف ما ذی شعورند، و در داستان امام علی النقی(ع) هم آن حیوانات درنده درک صحیحی از مقام امام(ع) داشتند و شاید بتوان گفت آن حیواناتی که ما آن ها را درنده می خوانیم از خیلی از انسان هایی که ما آن ها را با شعور می خوانیم، ذی شعورتر باشند. همان درندگانی که در طول تاریخ به خاندان عصمت و طهارت(ع) رحم نکردند و هر جا از سلاله پاک زهرا (س) را که می یافتند، بدتر از هر درنده ای آن ها را شهید می کردند، که بدترین نوع درندگی همان بود که در کربلا رقم خورد.

................................

1-بحار الانوار، ج 50، ص 149، شماره 35 از کتاب خرائج.

نور خاموش ناشدنی

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبة / 32 )

می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند،و خداوند جز به کمال رساندن نور خود نمی خواهد، هرچند کافران را خوش نیاید.

اربعین سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدااه الحسین (علیه السلام) نزدیک است. می بینیم که مردم عاشق آن حضرت از سراسر عالم، خود را به آن حضرت می رسانند. از هر جای دنیا حضرت مهمان دارد. از هر رنگ و نزادی ایشان مهمان دارند از هر سنی ایشان مهمان دارند از هر قشری از هر صنفی از هر جنسی از هر گروهی از هر حزبی از هر دینی از هر کسی و از هر جایی حضرت مهمان دارند، و خوشا به حال این مهمانان  و خوشا به حال این مسافران و خوشا به حال این محبین که چنین میزبان بزرگ و محترمی دارند و بدانند که لیاقت چنین مهمانی را داشتند و به قول گفتنی کارت دعوت داشتند و الا این مهمانی بزرگ و با شکوه نصیب هرکسی نمی شود.

وقتی که به این زوار می نگرم با خود می اندیشم واقعا چه چیزی اینها را این گونه به سوی خود می کشاند؟ به راستی چه عاملی این اقیانوس انسانی را به تلاطم و حرکت وامی دارد؟ به راستی چه مغناطیس قویی وجود دارد که قلبها را به خود جذب می کند؟ به راستی چه شوری در این واقعه وجود دارد که مردم را به شور وا می دارد؟که به یاد سخن گهربار پیامبر(ص) افتادم که فرمودند:"«اِنَّ لِقتل الحُسَینِ حرارةً فِی قُلوبِ المُؤمِنین لَن تُبرَدُ اَبَداً»" آری این خون حسین(ع) است که خون های ایستا و بی تحرک مردم  جوشش می دهد، آری این شور و حرارت مردم بازخورد حرارت و گرمی خون احسین(ع) است، آری این جوش و خروش مردم نتیجه خروش خون امام حسین(ع) است که به امتداد تاریخ کشیده شده است تا انسانها راه را از بیراهه گم نکنند و در سیلاب دنیا غرق نشوند که براستی"انّ الحُسين مصباح الهدی و سفينة النّجاة" است یعنی کشتی نجاتی که خود این سیل خروشان و پر تلاطم انسانی را در پهنه بی کران الهی رقم زده است، و نورش چشم هر بیننده ای را خیره کرده است.

نوری که پست ها و لئیمان هر عصری تاب دیدن آن نور را نداشتند، انسان های پست عصر او که دستشان به وجود مبارک حضرت (ع) می رسید به خیال خام خود خواستند با به شهادت رساندن آن حضرت(ع) نور او را  خاموش کنند ولی زهی خیال باطل که نور آن حضرت هیچ که خاموش نشد، شعله ور تر شد و دامان ناپاک خودشان را گرفت و آنها را نابود کرد، تاریخ گذشت و این انسان به جای بهره مندی از منبع نور لایزال بار دیگر عصیان کرد و این بار گفت با شخم زدن مزار پاکش و آب بستن آن می توانم نور وتشعشع این آفتاب هستی بخش را خاموش کنم، زهی خیال باطل درست مثل اینکه کسی بخواهد جلوی آفتاب را دیوار بکشد این هم نتوانست نور خدایی را خاموش کند، و آنها رفتند و اثری از انها نماند ولی آنچه ماند نور خدایی حسین(ع) است که مانده است. در این عصر ما هم بودند پست طینتانی که مانع از زیارت قبر شریف آن حضرت می شدند اما آنها هم به اسلاف پستش پیوستند وامروز نور امام حسین(ع) دیگر عالم تاب شده است. امروز  می بینیم که نور حسین(ع) جمعیت میلیونی را به سمت خود می کشد، امروز می بینیم که نور حسین(ع) زوار و محبینش را از گوشه گوشه جهان به سمت خود می کشد.

۹دی امسال با اربعینت عجین شده است به نظر من این هم زمانی پیامی دارد و آن هم اینکه ای مردم بدانید که باز نور حسین(ع) بود که انقلاب اسلامی را از این بحران نجات داد، باز عده ای شیطان صفت و گرگان به لباس میش در آمده قصد انحراف انقلاب از مسیر حقیقی خود را داشتند، باز عدهای تطمیع شده به مال و زر دنیا قصد کربلا آفرینی در ایران داشتند که نور حسین(ع) حقیقت پلید و زشت آنها را برایمان برملا کرد. تا به همه بگوید:

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (توبة / 32 )

می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند،و خداوند جز به کمال رساندن نور خود نمی خواهد، هرچند کافران را خوش نیاید.

همان یزیدی که امام حسین(ع)را شهیدکرد،می توانست خونش را نیز پایمال کند.

در این روزهای بعد از تاسوعا و عاشورا بیشتر از امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) سخن به میان می آید، چون واقعه تلخ کربلا با همه اندوه و حزنی که داشت به وقوع پیوست و یزید و یارانش توانستند از جهل مردم و بی بصیریتی خواص سوء استفاده کنند و کاری بکنند که لعن ابدی را برای خود تا ابد به یادگار بگذارند.

اما  از این به بعد و بعد از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش کار امام سجاد(ع) و حضرت زینب کبری(س) تازه آغاز می شود، آنها باید بتوانند پیام عاشورا را به نسل های بعد انتقال دهند و اگر آنها این کار را به نحو احسنت انجام نمی دادند شاید احدی امروز از این واقعه خبر دار نمی شد و بعد از مرور سالها این واقعه عظیم به دست فراموشی سپرده می شد .

نکته این است که اگر می خواهیم به اهمیت کارامام سجاد(ع) و حضرت زینب کبری(س) پی ببریم باید به این نکته توجه کنیم که همان یزیدی که امام حسین(ع)را شهیدکرد،می توانست خونش را نیز پایمال کند اما چه شد که نتوانست؟ چه عاملی باعث شد که خون ابا عبداله (ع) پس از شهادتش از یادها نرود و تا امروز با حرارت و زنده و عامل حیات بخشی جوامع و انسان های خفته در خواب غفلت باشد؟ به نظر من کلام و استدلالات متقن امام سجاد(ع) و سخن نافذ حضرت زینب کبری(س) مانع پایمال شدن خون ابا عبدالله(ع) گشت.و به حق کربلا در کربلا می ماند اگر خاندان عصمت و طهارت نبودند و اگر آنها بعد از آن واقعه روشنگری و تبینی انجام نمی دانند، امروز شاید خبری از عاشورا نبود.

 آن بزرگواران توانستند از ابزار دشمن علیه دشمن استفاده کنند و از مجلس یزید برای رسوا کردن خود یزید استفاده کنند و این بزرگترین درس برای ما خواهد بود. درست مثل همان کار که امام رضا(ع) با مامون کرد. مامونی را که قصد داشت با برپایی مناظره امام (ع) را در نظر مردم کوچک کند اما امام(ع) از همین ابزار مامون علیه خودش استفاده کرد. که این بزرگترین درس برای امروز ماست که باید از ابزار دشمن و سرمایه دشمن علیه خودش استفاده کنیم. مثل اینترنت که دشمن برای ایجاد شبهه و هزاران مسئله ضد دینی استفاده می کند ولی ما می توانیم از همین ابزار برای تبلیغ دینمان استفاده کنیم.

در آن روز امام حسین(ع) با اهدای خونش و امام سجاد(ع) و حضرت زینب کبری(س) با روشنگری شان حافظ دین بودند و امروز من و توی مسلمان حافظ دینمان خواهیم بود با..................

باز محرم

باز روزها و سالها یک به یک از پس هم رفتند و دوباره ماه تو آمد، ماه زیبا و قشنگت، که حلاوت و شیرینی آن را اگر کسی برای یک بار بچشد هرگز نمی تواند ان را با هر چه در این عالم باشد عوض کند، ماهی که در آن سوگوارانت گرد هم جمع می شوند و با هم به عزای تو می نشینند.

ای امام حسین(ع)این ماه ماهی است که برای دیگران حزن و اندوه است و برای ما راحتی روح، ماهی که برای غیر اهلش سیاهی است و برای ما نور، ماهی که سراسر خیر است و برکت است و سرور. آری درست است برای شیعیانت این ماه، ماه برکت است و سرور است چون که جدت به مادرتان گفته که:" فاطمه جان، روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمت های بهشتی مژده داده می شود."

پس در پس گریه ما بهشت جاویدان است. گریه و اشک ما برای انسان های بدبختی هست که تاریک ترین صفحه تاریخ را رقم زدند، گریه ما برای آمرزش ماست، گریه ما برای تقرب ماست به شما، گریه ما برای زنده نگه داشتن آن حادثه است، گریه ما برای این است که ما انسانها یادمان باشد که روزی مردمی پست به خاطر دنیا طلبی با امام زمانشان چه کردند؟ گریه ما برای ماندن در راه شماست، گریه ما .....

ای امام حسین (ع) سالها پیش درست چندسال بعد از رحلت جانسوز جدش نبی خاتم حضرت محمدبن عبدالله(ص) مردمی که روزگار علی بن ابیطالب (ع) را درک کرده بودند، به شما (ع) نامه نوشتند و از شما دعوت کردند تا به کوفه بیاید، شما نیز بنا بر وظیفه دینی ندای آنان را پاسخ گفتید و به کوفه رفتید. اما کوفیان با شما چه کردند؟ کوفه ای که بعدها در تاریخ جز بدی از آن نماند، کوفه ای که جز ناجوانمردی در ذهن تاریخ باقی نگذاشت، کوفه ای که لعن و نفرین ابدی از آن چیزی نمانده است.

آری شما  و یارنتان به ظاهر در آن روز شهید شدید و زن و فرزندانتان هم به اسیری رفتند. اما حق هرگز ازبین نمی روند و اگر چند صباحی هم پشت ابر رود روزی بیرون خواهد آمد و امروز همان روز است، روزی را که خون به نا حق ریخته شما و یاران با وفایتان در کالبد بی روح بشری به حرکت در آمده است و بشر خفته در خواب غفلت را به تحرک وا داشته است، بشری که در حال انحطاط و کج روی بود را خون شما به مسیر حق رهنمون کرده است. و مقدمه ی این جنبش به حق بشری را می توان انقلاب اسلامی ایران نامید، انقلابی را که بذر آن  درون روضه های شما کاشتند و با اشک ها و گریه های سوگواران شما آبیاری کردند و با رشادت جوانان این مرز و بوم آن را پروراندند و امروز به حمد الله درختی استوار تحویل جامعه دادند. انقلابی را که معمار کبیر آن جز در روضه های شما برای دیگران حتی فرزندش هم اشک نریخته است. و امروز به الگویی مناسب برای دیگر جوامع اسلامی تبدیل شده است که می توان بیداری اسلامی امروز را ادامه همان خون شما دانست که در این روزهای اخیر به پیروزی مردم غزه بر اسراییل انجامیده است. که همه این موارد را می توان مصداق کلام امام خمینی (ره) دانست که فرمودند: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته، و آنچه را که مقام معظم رهبری بارها برآن تاکید دارند که: عاشورایک حادثه نیست، بلکه یک فرهنگ است.

ای امام حسین(ع)  مردم کوفه در روز عاشورا تاریک ترین صفحه تاریخ را در دشت کربلا رقم زدند و باعث شدند که تاریخ تا ابد وقتی که به این زمان می رسد از خجالت نداند چه کند؟ و زمان از رسیدن به روز عاشورا شرمسار باشد، اما چه می توان کرد که دیگر تاریخ برگشت پذیر نیست و هرگز نمی توان این صفحه ننگ را از دامان تاریخ بشری پاک کرد.

اما یک کار را می توان کرد و آن  هم اینکه از تاریخ درس عبرت بگیریم و آنچه کوفیان کردند را انجام ندهیم. درس عبرت ما از تاریخ در دو نکته خلاصه می شو اول اینکه همیشه بدانیم که امام را منتظرانش به شهادت رساندند و همان کوفیان که به امام نامه نوشتند و منتظر آن حضرت بودند، همان ها بودند که در مقابل امام زمان ایستادند و در آخر وی را شهید کردند. درس عبرت آموز دیگر برای ما از تاریخ کربلا این است که بدانیم تا زمانی که حسین (ع) نیامد ولی امر ما مسلم است، و از وی باید حمایت کنیم، و تکلیف امروز ما حمایت و پشتیبانی از نائب امام زمانمان است که خدای نکرده نشود ما هم مثل کوفیان به سفیر و نماینده امام جفا کنیم و وی را تنها بگذاریم.

توهین به مقدسات

ما شیعیان چه گناهی کردیم که هرروز مقدس ترین مقدساتم باید مورد آماج توهین و تمسخر قرار بگیرد. چرا هرروز هر کس و ناکس از هر گوشه جهان که بلند می شود باید مقدسات ما را مورد استهزا قرار دهد و ما در مقابل او سکوت کنیم؟

ای مسلمانان ای شیعیان به داد دینتان برسید. ای بزرگان دین ما را و اعتقادات ما را از شر این افراد حفظ کنید. خدایا چه بگویم به خداوندی خدا شرم دارم از امام هادی(ع) شرم دارم٬ از امام زمان(عج) شرم دارم. چه بگویم این امامان ما تازمانیکه بودند مظلوم بودند حال که شهید شدند مظلوم تر شدند.

خدایا دل شیعیانت از دست برخی افراد به درد آمده است. یک فرد.. که حتی نمی خواهم نامش را ببرم علنا با خواندن یک شعر به تمام مقدسات ما شیعیان توهین کرده است. علما به داد اسلام برسید٬ به خدا ما زجر می کشیم میبنیم هر کس به خود اجازه می دهد به راحتی معتقدات ما را به سخره بگیرد.

دیگر حرفی برای گفتن ندارم چون این کار این شخص حرف جوابش نیست بلکه عملی در خور جوابش هست تا دیگران به خود اجازه ندهند به راحتی تمام اعتقادات ما را مسخره بگیرند.