دو حادثه، دو بازتاب؟!؟!

در دنیا حوادث بیشماری رخ می دهد در همین لحظه شاید هزاران حادثه تلخ و شیرین رخ دهد که از برخی از این حوادث آگاه می شویم و از برخی از این حوادث آگاه نمی شویم.

دو حادثه در این روزها به چشم می خورد که نوع نگاه و نحوه بازتاب آن جای تامل دارد. حادثه اول حضور بیست میلیونی شیعیان با وجود همه خطرات و تهدیدات در کربلا است. شیعیان بسیاری از کشورهایی که دولت های آنها اجازه سفر به عراق را داده اند خود را به قلب جهان رساندند تا بگویند ما هستیم و سکوتمان به خاطر اطاعتمان از مراجع تقلیدمان است.

در مقابل حادثه ای دیگر در استرالیا رخ داد و درآن فردی تعدادی انسان را گروگان گرفت که باز هم مثل همه سناریوهای از قبل مشخص و طراحی شده، فرد گروگانگیر به اسم مسلمان بوده و اتفاقا ایرانی بوده است. چطور می شود که همه اینها در کنار هم جمع می شوند خود جای سوال دارد.

به هر روی این دو حادثه رخ داد، اما چرا به یکی بیشتر از دیگری پرداخته شد؟ چرا تحلیل ها و بررسی ها و در صدر خبرها قرار گرفتن در یکی پر رنگ تر از دیگری بود؟ و اصلا چرا برخی از خبرگزاری ها ی دنیا حتی به حضور بیست میلیونی شیعیان در کربلا اشاره ای هم نکرده اند؟ به راستی چرا؟

جوابش را همه خوب می دانند؟ کشورهای غربی به ادعای خود قائل به آزادی بیان هستند اما باید از آنان پرسید آزادی بیان، حق دانستن و هزاران هزار شعار عوام فریبانه شما نیاز به باز تعریف دارد، یعنی شما باید بگویید منظور شما از این واژه ها چیست؟ چون آنچه ما از این واژه ها برداشت داریم با عمل شما سازگار نیست.

شما حضور بیست میلیونی مردم در کربلا را بازتاب نمی دهید و اگر هم مجبور به بازتاب آن شوید سعی در کم رنگ نشان دادن آن داردید اما عمل یک فرد را چنان بزرگ می کنید و آن را تجزیه و تحلیل می کنید که شک ساختگی بودن آن را در بین مردم تقویت می کنید.

تسبیح نمادی .....

افسران - تسبیح آقا

تسبیح را همه می شناسند و دیده اند و بسیار از آن استفاده کرده اند و به نحوی می توان آن را در کنار انگشتر و دیگر وسایل نمادی از نمادهای اسلامی و دینی برشمرد که در بین مسلمانان و بالاخص شیعیان دارای ارزش و احترام خاصی بوده و هست.

تسبیح در حقیقت وسیله ای برای گفتن ذکر خداست که می توان تعداد اذکار را با آن شمرد و تعدادی خاص ذکر خدا گفت. و گاهی نیز خودش باعث ذکر و یادآوری است و همین که در دست انسان است به انسان تلنگر می زند و یادآوری می کند که ذکر خدا را بگوی.

به هر روی به نظر می رسد این نماد اسلامی و دینی کمتر در دست ما دیده می شود. نمی دانم علت چیست؟ علتش جایگزینی تلفن های همراه است، غفلت و فراموشی ما است و یا ....

اما در هر صورت توجه به نمادهای دینی مهم و در خور توجه است و باید در حفظ و استفاده صحیح از این نمادها دقت و توجه لازم را داشته باشیم تا نباشد که با غفلت ما این نمادها به دست فراموشی سپرده شوند.

سانسور اربعین در دنیای مدرن؟!؟!

اربعین سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) نزدیک است و سیل جمعیت چون قطرات آب به هم پیوسته و رودخانه ای را تشکیل خواهند داد که بی نظیر است. رودی جاری و ساری که جوشش آن از کربلاست و آنجا را تبدیل به قلب تپنده زمین خواهد کرد که چون چشمه ای جوشان می جوشد و می خروشد.

پیاده روی اربعین یک راهپیمایی ساده نیست، یک اتفاق عادی نیست، بلکه یک فریاد است فریادی از قرن ها پیش تاقرن امروز که قرن فناوری و اطلاعات و اخبار است. اخباری که در دست افرادی خاص و با جهتی خاص به گوش مردم جهان می رسد.

جای بسی شگفت و تاسف دارد از این دنیای دنی و انسان هایی که خود را آگاه از همه چیز می دانند و با این حال از حضور میلیون ها عاشق در میان هزاران خطر و حادثه بی خبرند؟

اگر امروز به کسی بگویی که  فلان حادثه را در فلان نقطه از زمین شنیده ای یا نه؟ خواهد گفت: بلی. چون عصر، عصر تکنولوژی و به اصطلاح خودشان دهکده جهانی است. مردم دنیا می دانند فلان خواننده، فلان بازیگر چه می خورد چه می پوشد و الان دارد چه کار می کند؟

مردم دنیا می دانند در هند چه مراسمی است! مردم می دانند در اسپانیا چه کاری صورت می گیرد! مردم می دانند در چین چه می شود؟ همه این ها را می دانند. اما.....

اما چرا نمی دانند در اربعین و در کربلا چه خبر است؟ چرا نمی بینند و نباید ببینند در روز اربعین چندین میلیون انسان گرد هم جمع می شوند؟ چرا نمی بینند که میلیون ها انسان برای فردی جمع می شوند که چندین قرن پیش شهید شده است؟ چرا مردم نباید  ببینند و بدانند که ......

جوابش واضح است چون رسانه ها دنیای نمی خواهند این پیام به گوش مردم برسد، چون صهیونیسم کودک کش نمی خواهد پیام مظلومیت به دنیا مخابره شود، چون آمریکا نمی خواهد مردم جهان متوجه این حادثه عظیم شوند.

رسانه های غربی و صاحبان صهیونیسم آنها خوب می دانند اگر حضور میلیونی مردم عاشق در رسانه های آنها پخش شود مردم از هم می پرسند این حضور برای چیست؟ بعد به سراغ تاریخ می روند و از مظلومیت امام حسین(ع) و داستان کربلا آگاهی می باند. آنها خوب می دانند رمز موفقیت شیعه چیست، لذا تا جایی که بتوانند آن را سانسور خبری می کنند.

آری دوستان این واقعیت دنیای امروز ماست، افرادی که خود را داعیه دار آزادی بیان و آزادی رسانه ها و مخالف سانسور می دانند، بزرگترین سانسورگرها دنیای هستند. آنها راه تفکر و تعقل را بر مردم می بندد، هرچند شاید به نظر برسد که خیلی طرفدار این مباحثند اما واقعیت چیز دیگری است.

البته این صفت مخصوص آنها نیست بلکه همه یزیدیان و ظالمان و ستمگران عالم این ویژگی را دارند روزی یزید قصد حذف نام امام حسین(ع) را داشت ولی هیچ که نام امام حسین(ع) حذف نشد امروز عالم گیر شد و امروز هم آنها باز راه یزید را در پیش گرفتند و قصد سانسور یاد حسین(ع) دارند و خواهند دید که روزگار با آنها چه خواهد کرد.