سد خشکسالی منطقه شرق مازندران....


امسال برای مناطق شرق استان مازندران، پیش بینی خشکسالی شده است!!! بله مازندران، استانی که در نزدیکی دریای خزر است، استانی که به پرآبی و آب و هوای مطبوع معروف است، استانی که کمتر روزی در ماه های سرد بی باران است، امسال دچار معظل خشکسالی خواهد شد. این پیش بینی است که مسئولان نسبت به امسال داشته اند و از مردم تقاضای مصرف بهینه را داشته اند.

آری امسال کشاورزان شهر من به سد خشکسالی برخورد می کنند، سدی که در حماسه اقتصادی، کشاورزان منطقه شرق مازندران را از حماسه آفرینی باز می دارد، سدی که می توان گفت در اثر بی برنامه گی و بی انظباطی و عدم تعهد برخی افراد بر روی کشاورزی مردم شرق استان مازندران تاثیر منفی خواهد گذاشت، سدی که می شد کمی با برنامه ریزی دقیق تر آن را برطرف کرد، سدی که در اثر نزدن سدهای دیگر پیش روی مردم شرق استان مازندران احداث گردید.

بله سد خشکسالی در اثر عدم انظباط کاری و عدم برنامه ریزی برخی افراد مسئول بر روی کشاورزان و مردم شریف شرق استان مازندران بنا شده است، سد خشکسالی، سدی است که می شد با برنامه ریزی و انظباط کاری در احداث سد گلوردنکا که عمری به درازای میانسالان منطقه شرق مازندران دارد، از بنای آن جلوگیری کرد، سدی که فکر می کنم امسال باید 43 سالگی اش را جشن بگیریم، سدی که بنا به گفته مسئلان حدود65درصد پیشرفت کار داشته است و خودتان حساب کنید حدود65 درصد در طول مدت حدود43 سال، 100 درصد در چه مدتی؟

به هر روی مردم و کشاورزان منطقه شرق مازندران بالاخص مردم شریف نکا کما کان منتظر و چشم به راه بهره برداری از این طرح پابه سن گذاشته هستند، که از لحاظ سنی سنش از خیلی از مسئولین هم بیشتر است، و کماکان امیدوارند که مشکلات طرح سد گلوردنکا مرتفع گردد و هر چه زودتر مشکل کم آبی و بی آبی مناطق شرق استان مازندران و بالاخص مشکل کشاورزان عزیز نکایی با احداث سد گلورد نکا مرتفع گردد.

در هر صورت باز هم و طبق همه کارهایی که مسئولان از مردم خواستند و مردم اجابت کردند، امسال هم مردم شریف شرق استان مازندران در مصرف آب دقت لازم را خواهند داشت، ولی یک خواهش هم ما از مسئولان داریم و آن هم اینکه در ساخت و احداث بنای سد گلورد تعجیل نموده تا به زودی شاهد بهره برداری از این طرح بزرگ باشیم و در این سال ای که به فرموده رهبر انقلاب سال حماسه اقتصادی و حماسه سیاسی است، بتوان بستری مناسب برای حماسه آفرینی مردم در بخش اقتصاد و آن هم مهمترین بخش آن یعنی کشاورزی برداشته شود.

انتخابات مظهر حماسه سیاسی نظام اسلامی



سال 92 به فرموده رهبر انقلاب سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نام نهاده شده است. در بادی امر مصداق اتم و اکمل این دو حماسه شاید کمی مبهم باشد، که به راستی مصداق حماسه چه خواهد بود و با خلق کدام امر و با نمایش کدام کار سیاسی می توان حماسه آفرینی کرد. از همین روی برای تبیین مصداق واقعی حماسه می توان از سخنان معظم له در مشهد مقدس استفاده کرد. سخنان مهمی که مشتمل بر موضوعات متعددی بوده است، که یکی از جنبه های آن تببین مفهوم حماسه در عرصه سیاسی بوده است.
ایشان در سخنرانی اولین روز سال جاری در مشهدمقدس مصداق حماسه آفرینی در عرصه سیاسی را برای ما تبیین فرمودند، ایشان سنگر ما برای تلاش و حماسه آفرینی در عرصه سیاسی را که همان انتخابات(ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر و روستا) بوده بیان داشتند، اما به همین بسنده نکردند. یعنی ایشان حضور صرف را از ما نمی خواهند، بلکه خواسته ایشان حضوری حماسه گونه است، حضور حماسه گونه دارای ویژگی هایی است که می توان
این موارد را از ویژگی های حضور حماسی دانست.:
1- حداکثری بودن: حضوری برای نظام اهمیت خواهد داشت که بیشترین تعداد از افرادی که می توانند در انتخابات شرکت کنند، پای صندوق های رای حاضر شوند، که البته این امر فقط مربوط به کشور ما نیست و در همه کشورها و هر کجا که در آن انتخابات و دموکراسی چه از نوع مستقیم و یا غیر مستقیم وجود دارد، حضور حداکثری مردم اهمیت بسزایی دارد. و هر چه آمار حضور و شرکت مردم در انتخابات بیشتر و با شکوه تر باشد، قدرت آن کشور در جامعه جهانی و میزان نفوذ آن کشور در بین کشورهای دیگر بیشتر خواهد بود.
2-  پرشور و شعور بودن: در کنار حضور حداکثری مردم، حضور پر شور و شعور از ویژگی های دیگر حماسه سیاسی خواهد بود. حضور پرشور، یعنی اهمیت داشتن و بی تفاوت نبودن مردم بر سرنوشتشان و ایجاد فضایی مناسب برای انتخاب آگانه و در عین حال انتخابی همراه با شعور و از روی دقت و با توجه به عملکرد و رزومه هر یک از کاندیداها تا با انتخاب فرد اصلح گامی مهم در طول 4 سال تصدی وی بر قوه مجریه برداشته شود.
3- حضور همه سلایق دلبسته به نظام : از دیگر ویژگی های حضور حماسی در حماسه سیاسی یعنی انتخابات، حضور همه سلایق در انتخابات است، البته همه سلایقی که به نظام اسلامی و انقلاب و آرمان های امام و شهدا دلبسته اند، و به این امور اعتقاد دارند، و این امری واضح و مبرهن است. در هیچ جای دنیا از آمریکا گرفته تا اروپا و هر جای جهان هرگز به افرادی که قانون و کلیت و آرمان های آن نظام را قبول ندارند، اجازه ورود نخواهند داد. در کشور ما هم عقل حکم می کند که این انقلاب را که خون هزاران شهید برای آن ریخته شده است را دو دستی به نا اهلان و نامحرمان تحویل ندهیم.

به هر روی با نزدیک شدن به انتخابات و ضرورت حضور حماسی مردم در خلق حماسه ای جدید، بر ما فرض است که تمام تلاش خویش را انجام دهیم تا حضور حداکثری در انتخابات را شاهد باشیم که این امر مظهر عزت و آبروی و اقتدار و اراده ملی و نماد مردم سالاری دینی نظام اسلامی در عرصه بین المللی خواهد بود.


بعد از رفتن زهرا(س) باید گفت: "السلام علیک یا امیرالمومنین"



امروز روز رفتن و فراق و جدایی علی(ع) و زهرا(ع) است. امروز روزی است که علی(ع) با تنها یادگار رسول خدا(ص) باید وداع کند. امروز روزی است که دیگر علی(ع) به معنای واقعی تنها می شود، امروز روزی است که علی(ع) بی یاور و همراه می شود، امروز روزی است که علی (ع) .....
آری امروز روز سختی برای امام علی(ع) است، روز جدایی، روز فراق، روز هجران، روز دل کندن از بانوی دو سرا، نه از این نظر که وی همسرش است، خیر، زهرای اطهر همراه و همدوش مولا در سیر الهی بوده است، زهرای اطهر(س) کمک کار مولا در مسائل توحیدی بوده است، آنها پا به پای هم و پله پله از نردبان الهی در حال ترقی بودند، مولا از این بابت ناراحت است، مولا از دست های بسته اش ناراحت است، نه بسته شدن ظاهری دست، خیر، دست مولا برای مصلحت اسلام بسته بود، دست مولا برای شنیدن اذان بسته بود، دست مولا برای ماندن "الله" بسته بود، دست مولا برای نابود نشدن اسلام بسته بود.
آیا به راستی مولا نمی توانست از خود و همسر و فرزندانش در مقابل یک مشت انسان دنیا طلب و زورگو حمایت کند؟ آیا به راستی مولا نمی توانست جواب آنانی را که  در خانه اش را آتش زدند، بدهد؟ آیا به راستی مولا نمی توانست پاسخ سیلیی را که به زهرا(س) زدند را بدهد؟ آیا به راستی مولا نمی توانست قصاص کودک سقط شده اش را از قاتلین آن بگیرد؟ می گویم که می توانست، اما حفظ اسلام به او اجازه این کار را نمی داد، بقای اسلام برای او از همه چیز مهمتر بود، همین کار او باعث شد که حسن و حسین عزیزش نیز از او الگو بگیرند، یکی برای مصالح نظام اسلامی صلح می کند و یکی هم برای مصالح نظام اسلامی کودک و جوان رشیدش و یارانش را فدای اسلام می کند، همگی آنها مورد جفای مردمشان قرار گرفتند ولی همه را برای اسلام و بقای اسلام به جان خریدند.ای خدای بزرگ چقدر بر این دودمان ظلم شد و آنها چقدر برای اسلام زحمت کشیدند و شهید دادند و جانباز دادند.
این ها همه سخت و دردناک است و تحمل ان برای بشری چون ما سخت تر، جسارت، اهانت، بی حرمتی و در نهایت شهادت، همه و همه بر مولایمان علی(ع) سخت بود، اما انچه سخت تر است، بی زهرا(س) شدن و بی زهرا(س) ماندن علی(ع) است، چون بعد از رفتن زهرا(س) دیگر کسی به مولایمان سلام نمی کند، دیگر کسی در کوی و برزن جواب سلام مولایمان را نمی دهد، دیگر علی (ع) غریب شده است، همدم او از این پس چاه آب است، نمی دانم چه را بطه ای است میان آب و این خاندان، شاید مولا آب را نماد و یاد زهرا(س)می داند، از این نظر که مهریه آن بانو بوده که در دلش را  با اب چاه می گفت.
از این رو سزاور است که این روزها و بعد از رفتن زهرا(س)، بشتر بگوییم:"السلام علیک یا امیرالمومنین"

جمع واژگان مقدس


شهید محمد حسن جعفرزاده: " ای خواهرم، قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من."

جمله، جمله زیبا و پر مغزی است،جمله ای کوتاه اما بلند،جمله ای کم واژه اما با معنا. جمله ای که فقط از چند واژه تشکیل است، اما جمع این واژگان در دنیای جملات بار معنایی خاصی را در پی دارد، معنایی ژرف و عمیق. اما زیبایی  اجتماع این واژگان فقط در دنیای جملات نیست،در دنیای حقیقی هم جمع این واژگان  زیبا می شوند، در دنیای واقعی هم وقتی این واژگان در یک فرد متبلور می شوند، زیبا می شوند، در دنیای واقعی دیگر این واژگان آن واژگان قدیمی نیستند، دیگر چادر مشکی نیست، دیگر خون شهید نیست، در دنیای واقعی همه کوثر می شوند و غیر او ابتر می شوند.

آری مصداق واقعی این واژگان در دنیای حقیقی هدیه خداوندی است بر بهنرین برگزیده اش، مصداق واقعی این واژگان در دنیای حقیقی گلی می شود از گل های بهشت، مصداق واقعی این واژگان در دنیای حقیقی فرشته ای می شود در کالبد انسان، مصداق واقعی این واژگان در دنیای حقیقی نوری می شود در ظلمات دنیای ما، مصداق واقعی این واژگان در دنیای حقیقی امانتی می شود در میان ما، اما چه امانتی؟ اما چه امانتداریی؟ اما....

آری همه واژه های مقدس در وجود زنی مقدس چون فاطمه(س) خلاصه می شود، آن چادر مشکی که استعمار از آن می ترسد، ارثیه زهرای مرضیه(س) است چادر مشکی که از خون سرخ شهید هم شریف تر می شود، یادگار صدیقه طاهره(س)  است، آن چادر مشکی که امروز برای ما به یادگار مانده است و یادگار خواهندماند، یادآور ظلمی است که به خاندان عصمت و طهارت شده است، آن چادر مشکی همان چادری است که مادر شیعیان جهان برای حمایت از امام زمانش به سر کرد و به پشت درب خانه رفت، آن چادر مشکی همان چادر خاکی شده ی کوچه های مدینه است که حضرت آن را به زمین می کشید و به یاری مولایش می شتافت، آن چادر مشکی همان چادری است که جای کفش قدرت طلبان و استعمارگران آن روز بر روی آن نقش بست، آن چادر مشکی همان چادری است که....

آری این چادر نیز همان چادر است و استعمار گر هم همان استعمارگر است، استعمارگر آن روز می خواست صدای اذان از ماذنه ای بر نخیزید، استعمارگر آن روز می خواست در دین تحریف ایجاد کند، استعمار گر آن روز می خواست صدای پیامبر را که از گلوی علی(ع) بیرون می آمد را بفشرد، تا دیگر هیچ صدایی در هیچ جایی ندای توحید وعدالت را سر ندهد، استعمارگر آن روز می خواست اسلام محمدی را به اسلام دیگری تغییر دهد، اسلامی که دیگر جز سلام از آن باقی نماند، استعمارگر جدید هم همان هایی را می خواهد که استعمار گران گذشته می خواست، استعمارگر جدید کمی تغییر روش داده است، والا منشش و فکرش همان است، این استعمارگر هم می داند که آنچه وحدت آفرین و امید بخش و شور آفرین است همین چادرفاطمی است، که مردم زیر آن جمع می شوند، استعمارگر می داند همین چادر فاطمی است که مردم برای برپا نگه داشتنش خون می دهند، استعمارگر می داند همین چادر فاطمی است که مردم برای نگه داشتنش از دنیا و ما فیها می گذرند، استعمارگر می داند همین چادر فاطمی است.....

آری اینگونه است که آن شهید بزرگوار این جمله زیبا را می فرماید، و اینگونه است که این جمله وقتی زیباتر می شود که همه واژه های مقدس آن در یک فرد متبلور می شوند، یعنی، چادر مشکی و خون شهید و می توان به آن افزود، پشت در و میخ در و کوچه های مدینه و ...

آرگو مثالی از مظلومیت علی(ع)

شاید در اولین نگاه و اولین نظر به این تیتر با خود بیاندیشید که امیر المومنین و مظلومیتش، چه ربطی با فیلم آرگو دارند، یکی برای این قرن و دیگری برای قرن های گذشته، یکی در عصر جدید و دیگر برای قرن های گذشته است. چه رابطه ای بین امیرالمومنین(ع) و آرگو وجود دارد؟

آری در ظاهر بین فیلمی به نام آرگو و مظلومیت امیرالمومنین(ع) رابطه ای شاید نباشد، اما با کمی دقت در خواهیم یافت که مسیر آرگو، مسیری است مقابل مولایمان امیر المومنین(ع)، مسیری را که خیلی قبل تر از آرگو توسط افراد دیگری پیموده شده است و امروز فقط شکل کلاسیک و نوین به خود گرفته است.

من قصد نقد و بررسی فیلم آرگو ندارم، من می خواهم کمی از تاریخ صدر اسلام بگویم، کسانی که در حق مولایمان امیر المومنین(ع) جفا کردند و درب خانه اش را آتش زدند و ان جسارت های دیگر را در حق وی و همسرش صدیقه طاهره(س) روا داشتند و بعد هم مولای ما را25سال خانه نشین کردند.

من می خواهم از حقه های معاویه بگویم، آری خیلی جالب است، وقتی داستان هایی از مظلومیت امیر المومنین و جهالت مردم و مکر و فریب معاویه می گفتند، کمی باورش برایمان سخت بود!!! یعنی می شود به همین راحتی امیرالمومنین آنکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین می شناخت، آنکه آن همه رشادت در صدر اسلام از خود نشان داد، آنکه را پیامبر(ص) در غدیر خم دستش را به عنوان جانشین خود بالا برد را به جایی برسانند، که وقتی مردم خبر شهادتش در مسجد را شنیدند، با خود بگویند؟؟؟ مگر علی(ع) نماز هم می خواند!؟!؟!؟ 

آری باور این مسائل برایمان سخت بود، اما برای خود توجیه می آوردیم و می گفتیم که چون در قدیم ارتباطات و سطح سواد مردم کم بود امکان برخی فریب و نیرنگ ها می رفت، می شد در روز به بچه ها بره داد و شبانه انها را دزدید و بعد هم گفت: کار علی (ع) بوده است!!! اما در قرن 21 دیگر نمی توان از این نیرنگ ها زد، دیگر نمی توان حق را باطل و باطل را حق کرد، دیگر مردم متمدن و با سواد و دارای عقل و هوش قرن21 را نمی توان با این نیرنگ ها، فریب داد، آنها دیگر عقلشان می رسد، مردم جهان به راحتی حق را از باطل تشخیص می دهند!!!

اما با کمال تعجب دیدیم، که نه، هنوز هم می توان حق را باطل کرد و باطل را حق جلوه داد، هنوز هم می توان گوسفند به بچه ها دادو آن ها را دزید، اما شکل و فرم آن فریب ها و نیرنگ ها فرق کرد، راه همان راه معاویه استف فقط پوست عوض کرده و فرم جدید به خود گرفته است، فکر همان فکر معاویه است ولی این بار گوسفند نیست، جعبه جادویی است.

ای علی جان(ع) امروز شاید کمی بهتر بتوانیم درک کنیم که چطور شد که درست چندماه بعد از رحلت نبی اکرم(ص) دست تو را بستند و خانه ات را به آتش کشیدند و فرزندت را کشتند و همسرت و دخت نبی(ص) را پشت درب خانه ات مجروح کردند و هیچ کسی چیزی نگفت، آری مولای من راه تو کماکان ادامه دارد و درک ما از مظلومیت تو هر روز بیشتر و جانسوز تر می شود.

یادمان باشد که فریب معاویه های مدرن را نخوریم، و ما هم به صف بی خبران نپیوندیم، و خدای ناکرده جز همان سیاه لشگرانی نباشیم که شاهد حادثه کوچه های مدینه بودند، و از سر بی خبری و فریب از یاری رساندن به امام زمانشان جا ماندند.

دکترجلیلی و آلماتی2

دور جدید مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ۵+۱ در آلماتی شروع شده است که بخشی از این گفتگوها به پایان رسیده است و اخبار ضد و نقیض از این گفتگوها به گوش می رسد که بخشی از این اخبار کذب و برخی حفیفی است.

اما آنچه در حاشیه این دیدار و برخی دیدارهای دیگر جالب توجه است و به نظر من مهمتر از این دیدارها و مذاکرات است( مذاکراتی که طرف غربی برای اتلاف وقت انجام می دهد و صرفا مذاکره برای مذاکره است) کار تحسین برانگیز و استفاده از ابزارهای دشمن علیه دشمن است که از طرف گروه مذاکره کننده ایرانی و شخص جناب آقای دکتر جلیلی صورت می گیرد.

آن کار تحسین برانگیز، شرکت جناب آقای دکتر جلیلی به عنوان مسئول تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی در نمازجمعه آلماتی است، شرکت ایشان در نمازجمعه دارای اهمیت بسیاری است و پیام های واضح و روشنی را می توان از ان استخراج نمود. که در ذیل به چند نمونه از آن اشاره می کنم:

۱- اعتماد و اتکا به خدا: نماز در بین مسلمانان راهی است برای برقراری ارتباط بین مخلوق و خالق، که انسان می تواند با نماز با خدای خود صحبت کند. تیم مذاکره کننده ایرانی با شرکت در نمازجمعه، این پیام روشن را به همه ابلاغ نمود که به هیچ یک از قدرت های پوشالی غرب و شرق اعتنایی نمی کند و فقط و فقط خدا را قدرت مطلق می داند و به او اعتماد و اتکا دارد و ئر تمام صحنه ها من جمله در برنامه هسته ای و مذاکرات آنچه مرضی خداوند است در نظر می گیرد و به او اعتماد دارد.

۲- وحدت: رمز موفقیت ملت های مسلمان در دنیای امروز وحدت است. و جمهوری اسلامی ایران برای تحقق وحدت در بین جوامع اسلامی تلاش فراوان کرده و می کند و در این راه هزینه های زیادی را هم تقبل کرده است. دکتر جلیلی به عنوان مسئول تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران با شرکت در نماز جمعه آلماتی و نیز برخی کشورهای دیگر در جریان دیگر مذاکرات، در کنار دیگر برادران دینی خود می ایستد و نماز می خواند و همان عاملی را که دشمن در پی از بین بردن آن است را تقویت می کند.

۳- مواجهه مستقیم با مردم: جمهوری اسلامی ایران به خاطر مردمی بودن و حق خواهی در بین مردم جهان دارای احترام است و نمود این علاقه مردم را می توان در شرکت دکتر جلیلی در نمازجمعه آلماتی و دیگر کشورها دید.

این موارد و موارد دیگر را می توان از دست آوردهای اصلی و مهم این مذاکرات نامید که به خاطر در حاشیه بودن، کمتر به آن توجه می شود، اما به نظر من این حواشی از متن هم پر رنگ ترند و اگر این مطالب برای همگان تبیین شود، دیدگاه خیلی از افراد متفاوت تر از امروز خواهد بود. و این دست آوردها برای نظام ما نمود بیشتری خواهد یافت

در هر صورت جای دارد خداوند متعال را به داشتن اینگونه مسئولین که دارای افکار دینی و منش  وروش دینی هستند شکر گزاری کرد و این دست افراد را باید ستود و به آنان نشان لیاقت داد هرچند که این عزیزان از این القاب و این نشان ها گریزانند. وبه حق این مسئولین را می توان سیاسیون دینی نامید، انسان هایی که یا وجود داشتن پست ها و مسئولیت های کلیدی دچار غرور نشده و خود را تافته جدا بافته نمی دانند و بندگی در راه خدا نشان افتخار خود می دانند.

12فروردین روز جمهوری اسلامی روزی که....

 

12فروردین در تاریخ انقلاب اسلامی ایران یک روز تاریخی و به یاد ماندنی است که بخشی از تاریخ پرافتخار نظام اسلامی را شامل می شود. در این روز نوع نظام به عنوان جمهوری اسلامی توسط مردم با رای بالا انتخاب می شود. نظامی که در آن دو رکن اساسی جمهوریت و اسلامیت هر دو با هم لحاظ می شود و حکومتی تاسیس می شود که سابقه تاریخی ندارد، حکومتی که از روی الگوی حکومت نبوی و علوی اقتباس شده است، حکومتی را که ولی فقیه ای مجتهدی به دور از هوا و هوس زمام امور آن را بر عهده دارد.

نکته جالب این است این روز مهم مثل برخی از روزهای دیگر به دلایل خاصی در دید ما قرار نمی گیرد. مثلا 29اسفند روز ملی شدن صنعت نفت هم مثل 12 اسفند است، که به نظر می رسد آن قدر عید نوروز ما درگیر خود می کند که از هر چه در آن روزها رخ می دهد مورد غفلت قرار می گیرد. یا اینکه ضعف در تبلیغ و اطلاع رسانی و بها ندادن به این ایام مهم و مبارک است که جای دارد مسئولین و همه ما این ایام را قدر بدانیم و برای آن ارزش دو چندان قایل باشیم، که همه این ایام را می توان از روزهای مهم و تاریخی، تاریخ انقلاب دانست.

در هر صورت بعد از 22 بهمن و به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی ایران توسط مردم و به رهبری امام راحل روز12 فروردین نوع حکومت ایران توسط خود مردم انتخاب شد و مهر تاییدی شد بر حرکت و جریان مردم در اوایل انقلاب، حکومتی که با قید جمهوریت مردم را و با قید اسلامیت نوع دین رایج و قانون حاکم برآن حکومت را تبیین می کند. که همه و همه با انتخاب آگاهانه و آزادنه مردم و در پرتو فرمایشات پدرانه و ناصحانه امام راحل صورت گرفت. تا مردم ایران اسلامی در 12فروردین آن سالها بگویند که ما بیدار و زنده و پویا و حماسه آفرینیم.

البته جای دارد در این روز و این ایام یادی از امام راحل، آن معمار کبیر انقلاب بکنیم، آن بزرگ مردی که در قرن خودش بی همتا بود، آن فقیه آگاه به زمان و نیز یاد شهدای انقلاب اسلامی بالاخص شهدای اوایل انقلاب، آن هایی که در طول مبارزه در خیابان ها و در زندان های ساواک و پس از آن در روزهای پر التهاب اوایل انقلاب و بعد از آن به شهادت رسیدند را گرامی بداریم.

 از همه آن شهدای عزیز می خواهیم که در این سال جدید که توسط رهبر فرزانه انقلاب به نام سال "حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی" نام نهاده شده است برای ما دعا کنند تا ما هم بتوانیم مانند آن بزرگوارانی که در سال57 حماسه آفرین بودند، حماسه آفرین شویم. و مانند آن راد مردان که در آن روزها و در پرتو اطاعت از ولی فقیه زمانشان آن حماسه را آفریدند ما هم حماسه ای نو بیافرینیم، حماسه ای در دو عرصه، یکی عرصه سیاسی که نمود و تبلور آن در انتخابات ریاست جمهوری سال92 خواهد بود و دیگری حماسه در عرصه اقتصاد، عرصه ای بسیار سخت و حساس، که ان شاء الله و با یاری خداوند امروز نیز مانند دیروز مردم ما از در هر دو عرصه ی حماسه، حماسه ای جدید خلق خواهند کرد.


 

قلمم نوشت...










 سال 91 هم رفت و سال 92 هم رسید نمی دانم خوشحال باشم یا ناراحت، خوشحال از آمدن سال جدید و شکوفایی و نو شدن و یا ناراحت از رفتن عمر و گذر زمان. سال 91 با تمام خوبی ها و بدی هایش و با تمام فراز و نشیب هایش گذشت و سال نو و حرکتی جدید برای ما آغاز شد.

در این چند روز با خود می اندیشیدم که راجع به چه بنویسم، راجع به سال نو بنویسم یا راجع به سال کهنه بنویسم و یا راجع با نامگذاری سال جدید توسط رهبر انقلاب  به نام سال "حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی " بنویسم، یا راجع به ایام شهادت حضرت زهرا(س) بنویسم، یا راجع به شهدا و راهیان نور بنویسم یا راجع به....

اما با خودم گفتم چه خوب است که قلمم را رها کنم و ببینم که قلمم مرا به کدام سوی خواهد کشاند، دیگر قلمم مقید و اسیر ذهنم نبود، قلم نوشت از رفتن سال کهنه، سالی پرفراز و نشیب، سالی با غم و شادی، سالی را که در آن رویش بود و ریزش.

قلمم نوشت برای من از سال جدید، سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی، سالی را که مثل سال های گذشته توسط رهبر انقلاب به نامی خاص نام نهاده شد تا سیاست های کلی نظام در آن سال بر مبنای آن طرح ریزی شود.

قلمم نوشت از سال جدید و شهدا، آن هایی که رفتند تا ما بمانیم، از آن جوانان پاکی که پاکی شان هنوز در خاک این وطن یرای ما مانده است و هنوز هم می توان آن پاکی و عطر شهادت را در مناطق جنگی حس کرد و شمیم عطر خوش شهدا را می توان از دانه دانه شن های کویر حس کرد.

قلمم نوشت از تقارن سال جدید با شهادت حضرت زهرا(س)، اسوه زنان عالم و مادر همه شیعیان جهان، تقارنی مسرت بخش که شاید بتوانیم در ضمن این تقارن ارادت خود را در مقابل آن بانو و مادر عزیز نشان دهیم و بگوییم مادر جان کنار گذاشتن عید که برای ما چیزی نیست، ما برای تو جان خواهیم داد. عید امسال ما در خیمه های فاطمیه است، همان خیمه هایی که از درون آن خیمه شهدای انقلاب بیرون آمدند، همان خیمه ای که امام حسین(ع) از آن خیمه بیرون آمد.مادر جان عید امسال ما در کنار شما و در روضه های شما خواهد بود و از این امر هرگز ناراحت نیستیم و به خود می بالیم که خداوند ما را لایق این قرار داد که ما هم از برپا کنندگان عزای مادرمان حضرت زهرا(س) باشیم.