به دنبال بهانه ای دیگر...

آنگونه که می دانید آمریکاییها و دیگر کشورها در تشکیل جلسه و نشست و همایش ید طولایی دارند به عنوان مثال برای همین کشور سوریه که توسط داعش دچار مشکل شده است و مردم این کشور با پول و امکانات کشورهای عربی، غربی و عبری به خاک و خون کشیده شده اند، چندین نشست و جلسه برگزار کردند. امروز نیز آمریکا می خواهد داعش را نابود کند و آنچه خود ساخته و تربیت کرده را از بین ببرد.

اما به راستی در پس این نیرنگ جدید آمریکا چیست؟ هرچند هستند فرد یا افرادی که آمریکا را ناجی می دانند و متاسفانه نمی خواهند بپذیرند که آمریکا شیطان بزرگ است، اما با وجود این به راستی آمریکا به دنبال چیست؟ برای پاسخ به این سوال می توان سیری در کلام مقام معظم رهبری داشت ایشان در هنگام مرخص شدن از بیمارستان سخنان مهمی داشتند که به نظر می رسد این بخش از سخنان ایشان بسیار مهم و کلیدی است. ایشان در بخشی از سخنان خویش فرمودند:"آمریکا با این کار، میخواهد بهانه‌اى پیدا کند که همچنان که در پاکستان با وجود دولت مستقر، با وجود ارتش قوى - ارتش پاکستان ارتش قوى‌اى است - بدون اجازه وارد پاکستان میشود و هرجا را دلش میخواهد بمباران میکند، میخواهد در عراق و سوریّه هم چنین کارى را انجام بدهد" (۲۴/۶/۹۳)

بله آمریکا به دنبال بهانه ای جدید است برای حضور دوبار در منطقه و کشور عراق زیرا کشور عراق به دلیل وجود مرجعیت شیعی و شخص آیت الله سیستانی توانسته است تا حدودی خود را از کشورهای غربی و آمریکا جدا کند و این استقلال برای آمریکایی ها سخت است برای همین به دنبال بهانه ای برای حضور مجدد در این منطقه هستند.

اما نتیجه این کار آنها جز پشیمانی چیز دیگری نیست کما اینکه رهبر انقلاب فرمودند:"بدانند که اگر چنانچه چنین اقدامى بکنند، همان مشکلاتى بر سر راهشان به‌وجود خواهد آمد که در این ده سال گذشته در قضیّه‌ى عراق برایشان به‌وجود آمد" (۲۴/۶/۹۳)

عمق نگاه رهبری ....

در روزهای اخیر شاهد چرخش صدوهشتاد درجه ای آمریکایی ها و کشورهای استعمارگر دیگر و نیز برخی کشورهای عربی هستیم. چرخشی عجیب اما قابل پیش بینی، چرخشی که دیر یا زود باید اتفاق می افتاد.

امروز کشورهای حامی داعش تبدیل به مبارزان علیه داعش شدند. همان کشورهایی که تا دیروز به داعش و دیگر گروه های تندرو در سوریه سلاح و امکانات و پول می دادند، امروز در پی متحد کردن کشورها برای حمله به داعش هستند.

اما آنچه در این بین مهم و حائز اهمیت است عمق نگاه رهبر انقلاب و استقامت بر سخن است. از همان ابتدا که وقایع اسف بار قتل و جنایت در کشور مسلمان سوریه توسط گروه های افراطی به وقوع پیوست تنها کسی که به حق پشت سر ملت و دولت سوریه ماند جمهوری اسلامی ایران و شخص مقام معظم رهبری بود.

حتی آن روزها در داخل کشور افرادی بودند  که دولت سوریه را سقوط کرده می دانستند و حمایت ایران از آن ها را کاری عبث و به ضرر جمهوری اسلامی ایران قلمداد می کردند. اما رهبر معظم انقلاب نشان دادند که نگاه شان و بصیرتشان و تصمیم گیری هایشان با هر فرد دیگری و در هر پست و مقامی متفاوت و عمیق تر است.

ایشان از همان ابتدا خط مشی این جریان ها را تشخیص دادند و دستان پشت پرده این جریان ها را به وضوح دیدند لذا از همان ابتدا با حمایت از هرگونه اصلاحات در دولت سوریه موضع ایران را نسبت به گروه های افراطی و تندرو و همچنین آمریکا و اسراییل به عنوان بازی گردانندگان این جریان اعلام کردند.

کمی اگر با خود بیاندیشیم و تامل کنیم خواهیم دید تصمیمی که  ایشان در جریان تحولات سوریه اتخاذ کردند بی بدیل و شگفت آور بود. فقط تصور کنید که به هر نحوی دولت سوریه ساقط می شد و گروه های تندرو بر منابع سوریه سیطره می یافتند و آن وقت دولت اشغال شده سوریه توسط داعش به عراق حمله می کرد چه بر جهان اسلام رخ می داد. امروز که آنها تنها یک گروه مورد حمایت غرب و برخی کشورهای عربی هستند اینگونه افسار پاره کردند آن وقت که صاحب دولت می شدند چه می کردند؟

آری اگر همه این تحولات را کنار هم بگذاریم خواهیم دید که رهبر فرزانه انقلاب چه خدمت بزرگی در حق مسلمانان بلکه بالاتر در حق بشریت کرده است؟ خدمتی و نعمتی که چگونگی شکر آن برای ما سخت و دشوار است.

اما متاسفانه کسی از این عمق نگاه و تصمیم راهبردی و بصیرت و ژرف نگری رهبر انقلاب سخن به میان نمی آورد اما ما فراموشمان نمی شود و شاید تاریخ گواه خوبی برای آیندگان باشد و آیندگان به داشتن چنین رهبری بر خود ببالند.