دستان پلید

صفحات تاریخ بشری دارای صفحات زرین و ننگین است صفحات زرینی که بشر باید در آن صفحات به انسانیت خود ببالد و صفحات ننگینی را که بشر باید از انسانیت خود خجل شود و شاید ملائکه الله این صفحات از زندگی بشر را دیده اند که به خدا گفتند: " قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا " آیا در آن کسی را قرار می دهید که فساد انگیز است. کسانی که به اسم آزادی دست به هر کار و توهینی می زنند در حالیکه شعار آزادی که از حنجره سردمداران آمریکا و صهیونیسم بیرون می آید از مضحک ترین شعارهاست. آزادی ای که آنها از آن دم می زنند دروغ بزرگ است، اگر راست می گویند چرا درباره هلوکاست حرف زدن را از مصادیق آزادی نمی دانند؟ اگر راست می گویند چرا از واقعیات 11 سپتامبر گفتن را مصداق آزادی نمی دانند؟

شما دروغ می گویید، شما بارها و بارها نشان دادید که هدفتان مبارزه با اسلام به هر روشی و هر طریقی است گاهی کتاب می نویسید، گاهی کاریکاتور می کشید، گاهی کشیشی را علم می کنید و این بار هم روشی جدید برای اسلام ستیزیتان یافتید، این بار دستان پلیدتان از آستین یک فیلم که توسط یک آمریکایی- اسراییلی تهیه شده بیرون آمد. شما می خواهید با این کارتان چهره پرنور رسول بزرگوار اسلام را خدشه دار کنید و وی را در چشم نسل های جوان دنیای اسلام کم فروغ کنید، پیامبر رحمتی که همیشه تاریخ مورد ترور شخصی و شخصیتی قرار گرفت  شما می خواهید با این کارها جلوی حرکت طوفنده و پرخورش بیداری اسلامی بگیرید اما بدانید که با این کارها راه به جایی نخواهید برد بلکه کاملا به بیراه رفته اید.

شما هرگز نمی توانید با پرتاب چند سنگ به سمت خورشید نور آن را خاموش کنید، شما هرگز نمی توانید با غبار آلود کردن فضا خورشید را از بین ببرید بدانید که با این کارهایتان انسانیت و فطرت در دل ها بیدار می شود، شما نمی توانید با برائتتان از سازندگان این فیلم خود را تبرئه کنید چون همگان می دانند که آنچه شما قبل ترها با سفارش به فیلم سازان برای ساخت فیلم های ضد اسلامی داده اید مقدمه ای شده که امروز این فیلم علیه شخص پیامبر عظیم الشان اسلام ساخته شود و همگان از پشت پرده این پروژه آگاهند و تنها راه تبرئه شما برخورد با این عوامل به اندازه جرمشان است.

ما خدا را شاکریم که دشمنان اسلام را از حمقاء قرار داده است شما سالیان و بلکه صده ها  سال پول و وقت و نیروی انسانی تان را برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی هزینه کردید و از درآمد مالیات مردم تان در راه اختلاف افکنی بین اقوام و ملل و قومیت ها بهره بردید اما به ناگاه می بینید که مسلمانان با یک اشتباه شما چنان متحد می شوند که از سراسر دنیای اسلام جز یک ندا و آن هم "محمد رسول الله" شنیده نمی شود.

آری امروز مردم دنیای اسلام از هر مذهبی که باشند یک صدا و متفق به ریسمان پیامبر عظیم الشان اسلام چنگ زدند و همه ندای وحدت و یک دلی سر می دهند و با همین ریسمان شما را به خاک مذلت خواهند نشاند. امروز صدایی که در ایران به گوش می رسد همان صدایی است که از مصر و لیبی و یمن و پاکستان و افغانستان و اندونرزی و .... به گوش می رسد.

درست است امروز آن صفحه زرین تاریخ به دست مسلمانان در حال رقم خوردن است آن صفحه ای که جز خداوند به آن آگاه نبود و وعده اش را به فرشتگان داد و به آنها فرمود:" إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ " خداوند همه کتاب تاریخ را می داند، می داند که اگر روزی کسی به محبوب ترین مخلوقاتش جسارتی کند باید خود را آماده تاوانش کند.

این اتفاقات برای همه ما نشانه است، نشانه رشد روز افزون اسلام و بیداری اسلامی و اضمحلال هر چه بیشتر دنیای کفر که مانند غریقی به هر خسی تمسک می جوید تا غرق نشود و خود را از این منجلاب نجات دهد درحالیکه نمی داند در باتلاقی که خود به وجود آورده گرفتار شده است و هر چه بیشتر دست و پا زند بیشتر در آن غرق خواهد شد.

 به امید آمدن منجی بشریت و برپاکننده حق و حقیت و عدالت.

عرف شکنی از نوعی جالب

یکی از دوستان می گفت که یه روز با خانمش سوار تاکسی شدند بعد از چند لحظه یه خانم دیگه اومد که بشینه، این آقا پیاده شد تا این خانم بشینه راننده تاکسی طلبکار شد که چرا پیاده شدی؟ شما وسط مینشستی این خانم هم کنارت، و چند تا حرف دیگه هم بارش کرد....

من وقتی اینو شنیدم به این شخص گفتم تو دانسته یا ندانسته از روی حیا و عفت و یا به هر دلیلی که این کارو کردی کارت درست و قابل تقدیر است و تو عامل قالب شکنی و عرف شکنی در محیط اجتماعیت نشده ای. بله درست است عرف شکنی یا همان قالب شکنی.

آن راننده تاکسی نیز خواسته یا ناخواسته (که اگر از روی عمد باشد جای تاسف دارد) می خواست عرف شکنی انجام دهد. منظور من از نظر عرف شکنی این است که از آنجایی که اسلام با حضور درست و باعفت زنان در جامعه مشکلی ندارد و از آن جهت که این آقا چه وسط ماشین می نشست و چه گوشه باز در کنار آن خانم باید می نشست . نیز از طرفی هنوز در این شهرها عرف این است که مردها در ماشین بین دو زن نمی نشینند لذا اگر این فرد در بین آن دو زن می نشست و اگرچه یکی از آنها با وی محرم بود باز دچار خبط و اشتباه بود وآن هم خبط عرف شکنی، البته نه هر عرفی این عرف از جمله عرفهای خوب وپسندیده است که خدا را شکر در شهرهای کوچک بیشتر از شهرهای بزرگ رعایت می شود.

در هر حال آنچه به نظر می رسد اگر این دست راننده ها باشند و اینگونه با مسافرانشان برخورد کنند و قصد عرف شکنی را داشته باشند در آینده ای نچندان دور شاهد ایجاد عرف هایی بدی خواهیم بود که اگر ما خلاف آن عرفها عمل کنیم ما عرف شکن خواهیم بود و ما باید پاسخگوی عرف غلطی باشیم که برخی دیگر به نا حق قصد تحمیل آن را دارند.

البته این بخش از راننده ها درصد کمی از جامعه رانندگان ما را تشکیل می دهند و همین تعداد هم از اثر کارشان آگاه نیستند که در صورت آگاهی خود با این عمل و فکر مخالفت می کنند.


کمی از بوعلی سینا بیاموزیم

بعید می دانم کسی از مخاطبان عزیز باشد که نام حکیم و فیلسوف بزرگ ایرانی یعنی ابوعلی سینا را نشنیده باشد. شخصیت بزرگی که اگر او را در عرصه علم و دانش بی نظیر ندانیم کم نظیر خواهد بود. او که با آن عمر کمش چنان خدمات مهمی به دانش بشری کرده است را می توان به حق نابغه دهر نامید و مثل او را دنیا شاید کمتر به خود ببیند.

او کسی است که در رشته های مختلف علمی به صورت اجتهادی قلم زده است در طب، فلسفه، علوم عقلی و نقلی ید طولایی دارد به نحوی که تمام آثار وی راه گشای اندیشمندان و دانشمندان عصر کنونی گشته و نظریات و ایده ها و طرح های او مقدمه بر کشفیات و اختراعات امروز بشری بوده است.

آن چه بیان شد همه از وجنات علمی و پژوهشی این اندیشمند مسلمان بود که شما خواننده عزیز بهتر از من بدان اشراف و علم دارید. اما به نظر می رسد بخش مهمی از زندگی حکیم ابن سینا مغفول مانده است. که کمتر بدان توجه و التفات شده است و آن همان بخش اخلاقی وی و بالاخص دو اقرار ابن سینا است، که در آن حرفهای ناگفته و سخنان نغز زیادی وجود دارد.

دو اقرار بزرگ و مهم ابن سینا برای طالبان علم در هر  رشته علمی و در هر جای دنیا که باشند پند آموز خواهد بود. اولین اقرار این اندیشمند اسلامی مر بوط به حل مسائل مشکل علمی است. خود ابن سینا می گفت وقتی در مسئله ای علمی کارم گره می خورد و درمانده و مستاسل می شدم به مسجد و محراب و عبادت پناه می بردم، وضو می گرفتم و در برابر خدای متعال سر به سجده می گذاشتم و از آن عالم مطلق و حلال هر مشکلی مدد می گرفتم و از درگاه خدای متعال حل آن مسئله را مسالت می کردم. البته این عمل ابن سینا هم باز طبق آیه قرآن است که خداوند می فرماید:"ادعونی استجب لکم" بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. این را می توان اولین اقرار مهم ابن سینا دانست که در آن ابن سینایی که در نزد ما این قدر عالم و حکیم و بزرگ است خود را در برابر خدای متعال خار و ذلیل و حقیر می داند و از وی حل مسائلش را مسسئلت می کند.

دومین اقرار مهم ابن سینا این است که وقتی او در پاره ای از مسائل فلسفی و عقلی راه به جایی نمی برد و می دید که آنچه وی به عقل خود استنتاج کرده با نص قرآن تفاوت دارد، می گفت این مسئله چون در شرع آمده من وی را می پذیرم و برای من قابل قبول است که این را می توان دومین اقرار مهم جناب حکیم ابن سینا دانست. که این اقرار برای من و امثال من و از من بالاتر کلاس اخلاق عملی است. ما که هنوز به جایی نرسیدیم و هنوز در اول راهیم تا با مسئله ای روبرو می شویم و ناتوان از تحلیل آن می شویم و نمی دانیم که چرا شرع آن را جایز یا حرام می داند!!! دم از روشن فکری می زنیم و ادعای علم و فضل را برای خودیدک می کشیم و آن را خلاف عقل می دانیم، که در حقیقت خلاف عقل خود می دانیم.

این دو اقرار ابن سینا بر ناتوانی علم و دانش بشری را می توان چراغ راهی دانست برای آن روشنفکرانی که عقاید خود و دیگران را مورد سخت ترین آماج انتقاد غیرمنصفانه قرار می دهند. بله روی سخنم با شما روشنفکران عزیزی است که  صرف اینکه یک مطلب و مسئله ای به مغز ناقص بشریتان نرسید آن را رد می کنید و آن را خلاف عقل می دانید در حالیکه آن مطلب خلاف عقل شماست و در آینده شاید بدان جواب داده شود در هر حال کمی در افکارتان تامل کنید و با خود بیاندیشد که از اخلاق حکیم ابن سینا هم مانند علمش بهره و حظی برده اید؟ بیاید همه همانطور که از علم این حکیم و اندیشمند بزرگ ایرانی که در جهان اسلام ظهور و بروز پیدا کرد بهره می بریم از عمل و اخلاق پسندیده وی نیز بهره بریم.

به یاد شهید محمد منتظر قائم(به مناسبت اولین سالگرد شهادتش)

امروز سیزدهمین روز از ماه شهریور است و شاید روزی عادی و مثل سایر روزها برای شما باشد و شاید هم روزی با خاطره خوش و یا خاطره بد برای شما باشد. اما این روز برای تاریخ و تقویم مردم شهرمان روزی تاریخی و به یاد ماندنی خواهد بود و خواهد ماند.

روزی را که شهرمان به وجود فرزندی از فرزندان خود افتخار کرد.روزی را که در آن روز یکی از جوانان پاک و مومن شهرمان درمنطقه سردشت مشغول مبارزه و دفاع از کشورمان، ایران اسلامی در مقابل گروه پژاک بود. روزی را که این جوان سرافراز شهرمان در حال پیمودن راه شهدای عزیز جنگ تحمیلی بود و به تاسی از آنان و به شوق دیدار و نظر به وجه الله و برای حفظ کیان اسلامی قدم در راه سختی گذاشت که همگان آرزوی رسیدن بدان را دارند.

بله این فرزند برومند شهرمان در چنین تاریخی بود که این حماسه بزرگ را آفرید و برای شهرمان افتخار آفرینی کرد. او با نثار خون پاکش درخت اسلام را آبیاری کرد او با نثار جان پاکش جانهای خفته ما را بیدار کرد او با فدا کردن جانش به دشمن فهماند که این نظام و انقلاب هرگز بی یار و یاور نخواهند ماند او با جان فشانی نشان داد که مردم ما هرگز مانند مردم کوفه نیستند و دست از مولایشان برنمی دارند او با نثار جانش به ما فهماند که در باغ شهادت باز است اما هرکس که لیاقت دارد بدان خواهد رسید او با نثار .....

آری امروز 13شهریور برای مردم ما یادآور روزی مهم و سترگ است که هرگز از ذهنمان نخواهد رفت، امروز روز سالگرد شهدت پاسدار رشید اسلام شهید محمد منتظر قائم است.  اسمش ایمان بود اما به دلیل علاقه به شهید منتظر قائم خود را هم نام وی کرد و بعد هم همسلک او شد. او را بیشتر بچه های مسجد می شناختند بچه ای خوش رو  و خوش برخورد بود و دارای صفات خوب و پسندیده که تا چندی پیش در بین ما بود و امروز در بین عرشیان است او رفت ولی ما امروز ماندیم، او تکلیفش را به نحو احسنت انجام داد و با دست پری از این دنیا رفت و ما ماندیم و حسرت بی او بودن برای ما باقی ماند، او رفت و ما ماندیم و  بار مسئولیت.

او وظیفه خود را به نحو احسنت انجام داد اما آیا ما وظیفه خود را در قبال او انجام دادیم؟ با خود بیاندیشیم که بعد از رفتن او آیا ما کاری و قدمی برای او و شهدای دیگر انجام دادیم؟ آیا مسولین بالاخص مسولین شهرمان برای او کاری کردند و یا قدمی برداشتند یا یا یا؟؟؟؟؟

شهدا زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند این را نص صریح قرآن می گوید و به ما نیز گوش زد می کند که یاد شهدا را در بین خود زنده نگه دارید که زنده نگه داشتن یاد شهید کمتر از شهادت نیست. خداوند شهید شهرمان شهید محمد منتظر قائم و دیگر شهدا را با سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) محشور بفرماید و ما را نیز از رهروان این شهید و شهدای اسلام قرار دهد. از خدای متعال می خواهیم که ما را در را شهدا قرار دهد و هرگز ما را از شهدا و راهشان و فکرشان و عملشان دور نفرماید.

روحش شاد و یادش مستدام و پررهرو باشد.

حجاب وزیر امور خارجه پاکستان در دیدار با رهبر معظم انقلاب و داستان بی نظیر بوتو

خانم حنا ربانی با 34 سال سن به عنوان اولین زن وزیر امور خارجه پاکستان و جوان ترین وزیر در کشور پاکستان جزو افرادی بود که در اجلاس غیر متعهدها "نم" که در کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران برگزار شد شرکت داشت.

در ضمن برگزاری این اجلاس در تهران تنی چند از مقامات کشورهای شرکت کننده در اجلاس نم با رهبر انقلاب دیدار خصوصی داشتند. یکی از این دیدارها دیدار رهبر انقلاب با آقای عاصف علی زرداری ریس جمهور پاکستان و هیئت همراه بود. در این جمع آنچه برای خبرگزاری ها علی الخصوص خبرگزاری های خارجی جالب و در عین حال ناامید کننده بود نوع پوشش و حجاب حنا ربانی وزیر امور خارجه پاکستان بود. آنها به دلیل داشتن اینگونه حجاب در محضر رهبر انقلاب سخت برآشفتند و وی راسخت مورد انتقاد قرار دادند.

البته نکته قابل ذکر در اینجا این است که همین رسانه ها تا چندی پیش اخبار زیادی از نوع پوشش وی را منعکس می کردند و به نوعی قصد الگو قرار دادن وی برای دیگر شخصیت های زن مسلمان را داشتند که به ناگاه نظرشان عوض شده و از وی به خاطر داشتن حجاب کامل در محضر رهبر انقلاب انتقاد کردند. البته شاید هم این از همان دست آزادی هایی باشد که آنها قائل بدانند و بنا بر نظر آنها هر کسی می تواند هر پوششی برای خود بگزیند؟؟؟؟حال چرا این توهین ها را در قبال وزیر امور خارجه پاکستان انجام می دهند سوالی است که باید از خودشان پرسید!!!!

آنچه در پی خواندن این خبر به یادم آمد داستان آخرین دیدار خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان (همسر عاصف علی زرداری) است که جالب هم این است که وی را می توان اولین زن نخست وزیر جهان اسلام دانست. وی که شیعه بوده و مادرش نیز ایرانی است در آخرین سفر خود به ایران به محضر مقام معظم رهبری رسید.

این داستان که جناب آقای موسوی کاشانی از اعضای دفتر مقام معظم رهبری نقل کرده و در پایگاه خبری رهوا آمده است بدین نحو بوده است که: خانم بی نظیر بوتو که خدمت آقا آمده بود، ما چادری برای ایشان تهیه کردیم و او چادر به سر به خدمت آقا رسید.

آقا از همان اول درمقام نصیحت برآمدند و گفتند: دخترم، تو فرزند اسلام هستی، تو فرزند امیرالمومنینی، تو فزند اهل بیتی، تو فرزند قرانی، تو مسلمانی، تو شیعه ای.

همین طور آقا ادامه دادند و کاری کردند که بوتو شروع به گریه کرد و با صورتی اشکبار گفت: آقا یک خواهش دارم و آن اینکه روز قیامت مرا شفاعت کنید.

آقا بلافاصله گفتند: شفاعت مخصوص محمد و ال محمد است. بهترین شفاعت در دنیا این است که شما مشی و مرامتان را با اهل بیت هماهنگ کنید؛ از زی خودتان که مسلمانیددست برندارید و از لباس دین خارج نشوید.

جالب این است که هر دو خانم از پاکستان و مهمتر از همه حاشیه دیدارشان با رهبر انقلاب بر سر مسئله حجاب بوده است و هر دو نیز باعث ناامیدی دشمنان دین شده اند.

امام (ره) را در قامت تو دیدم

من از نسل سوم انقلابم، نسلی که خیلی از وقایع و اتفاقات مثل جنگ تحمیلی و انقلاب اسلامی و خیلی از شخصیت ها را ندیده و فقط از آن وقایع و شخصیت ها، فیلم و عکس و خاطره دیده و شنیده است. از جمله آن شخصیت ها یی را که نسل من ندیده است شخصیت والای معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) است.

آن بزرگ مردی که این انقلاب را پایه گذاری کرد، آن انسان سترگی که روح تازه ای به کالبد اسلام بلکه بالاتر روح تازه ای به تمام ادیان الهی و موحدین عالم داد، آن انسان شریفی که به مردم ایران بلکه بالاتر به تمام مسلمانان شرافت و آبرو داد، آن راد مردی که مرد  کارهای سخت بود، آن عالمی که عامل بود، آن بزرگی که عزت رابرای همه می خواست ، آن شخصیتی که به همه شخصیت داد، آن عبد خدایی که جز به دستورات او به فرمان و دستور هیچ کسی گردن نمی نهاد، آن.....

امام(ره) را می توان مصداق بارز آیه شریفه "اشداء علی الکفار رحماء بینهم" دانست. یعنی کسی که در مقابل ابرقدرت های شرق و غرب ایستاد و لحظه ای در دل خود ترس راه نداد و مقصد را نیز به ما نمایاند و گفت  که مقصد یک مقصد است و آن هم شکست ابر قدرتها و راه را نیز نیز برایمان تبین کرد و این طور گفت که حق گرفتنی است قیام کنید و ابر قدرتها را ازصحنه تاریخ و روزگار براندازید، او می گفت متحد شوید که در سایه اتحاد پیروزیتان در برابر قدرتها حتمی است او به آمریکای سر مست قدرت گفت که هیچ غلطی نمی تواند بکند، امام(ره) به آمریکا گفت که تو را زیر پا له خواهیم کرد. و هزاران هزار از این جملات را در مقابل ابر قدرت ها گفت بدون هیچ واهمه ای و در مقابل وقتی در بین ملتش قرار می گرفت خود را خادم مردم می دید و می گفت که من از روی شما ملت خجالت می کشم و در جایی می گفت که من دست و بازوی شما را بوسه می زنم.

بله نسل من این شخصیت  بزرگ را ندیده است اما کسی را امروز در قامت و ردای او دیده  که مثل اوست.  آری درست است که ما او را ندیدیم اما نائبش را دیدیم که مثل او بود وقتی مردم آذربایجان دچار حادثه زلزله شدند و برخی مردند و برخی مجروح شدند و برخی بی خانمان او به سراغ آنان رفت و مصداق"رحماء بینهم" شد و وقتی که می خواهد در اجلاس نم صحبت کند و خطابش به قدرت های شرق و غرب است می شود "اشداء علی الکفار" و بدون هیچ ترس و واهمه ای با آنان سخن می گوید و درجای دیگر به آمریکا و سنگ نگهبانش در منطقه یعنی رژیم صهیونیسمی می گوید که اگر فکر حمله در مخیله تان باشد خود را آماده سیلی های سخت و مشت های پولادین کنید.

بله ما نسل سوم انقلاب سخن امام را راجع به شما شنیدیم که می گفت او همچون خورشیدی روشنی می دهد ، درست است ما شعاع های آن خورشید تابان را دیدیم که برای ما هستی بخش و دل انگیز بود ولی برای ابرقدرتها سوزان وسختبود. آری ما نسل سوم انقلاب پیامهای امام خمینی (ره) را در کتابها خواندیم اما آن شعارها و پیامهای امام(ره) را امروز از زبان تو می شنویم و با اینکه امام(ره) را آن روزها ندیدیم اما وی را امروز در قامت شما می بینیم.

بررسی بازتاب جهانی بیانات رهبر انقلاب در اجلاس «نم» در رسانه‌های خارجی

درست بعد از اتمام سخنرانی مهم مقام معظم رهبری در افتتاحیه اجلاس غیر متعهدها موسوم به "نم" در تهران شاهد بازتاب عظیم این سخنرانی در سطح جهان و رسانه های خارجی بودیم به حدی که شبکه تلویزیونی "سی ان ان" با قطع برنامه های خود سخنرانی مقام معظم رهبری را به طور زنده پخش کرده است. البته این سخنرانی در روزهای آینده بازتاب بیشتری خواهد داشت و حول آن بحث های متعددی از سوی کارشناسان و صاحبان رسانه مطرح خواهد شد.

اما آنچه به نظر می رسد که دارای اهمیت است نوع نگاه رسانه های خارجی به بیانات مهم مقام معظم رهبری است. نگاهی که دارای شمه های شیطنت رسانه ای است، نگاهی هدفمند برای نیل به اهدافی خاص. اگر سخنان مقام معظم رهبری را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که این سخنان مانند پازل های جدایی هستند که یکی یکی در حین سخنرانی به هم وصل می شوند و شامل مواردی از جمله: بررسی تحولات و تبیین وضع کنونی جهان و منطقه، مسئله فلسطین و رژیم اشغال گر قدس و نیز آمریکا و ساختار سازمان ملل و شورای امنیت و مسئله هسته ای است.

اما حال ببینیم رسانه های خارجی کدام بخش از سخنان مقام معظم رهبری را برجسته تر از اخبار دیگر مطرح کرده اند.

جروزالم‌پست: رهبر ایران گفت که ایران هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهد بود.

یورو نیوز: ایران انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را کنار نمی‌گذارد.

الجزیره: آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کرد ایران هرگز در پى تسلیحات هسته‌اى نیست.

راشاتودی: رهبر ایران تاکید کرد که ایران قصد تولید سلاح هسته‌ای ندارد.

شبکه «ای‌بی‌سی نیوز»: رهبر ایران گفت استفاده از سلاح‌‌ هسته‌ای یک «گناه بزرگ» است.

رویترز: رهبر ایران بر حقوق هسته‌ای ایران تاکید کرد.

واشنگتن پست: رهبر ایران داشتن سلاح‌ هسته‌ای را گناهی نابخشودنی خواند.

شینهوا: رهبر ایران مواضع هسته‌ای تهران را مقابل سران «نم» تشریح کرد.

آنچه در این رسانه های خارجی از سخنرانی مهم مقام معظم رهبری بیان شده است و روی آن مانور داده شده  حول محور هسته ای می گردد. و آنچه مقام معظم رهبری در مورد فلسطین به عنوان پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان برگزاری همه پرسی بین تمام فلسطینیان اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی را مطرح کردند و یا دست برداشتن آمریکا از رژیم اشغالگر قدس و یا سخنان مهمشان در مورد ساختار سازمان ملل و شورای امنیت ویا آنچه ایشان در مورد پرچمداری آمریکا برای مبارزه با اشاعه سلاحهای هسته ای بیان داشتند و یا حوادثی که در یکی دو سال اخیر تحت عنوان بیداری اسلامی رخ داده است و یا مسئله 99درصد و یک درصد سرمایه دار آمریکا بیان کردند و هزاران مطلب مهم و حساس را که ایشان در این سخنرانی مهم ایراد کردند. از همه این مطالب آنچه رسانه های خارجی مطرح کردند بیشتر حول محور بحث هسته ای می شد که می توان آن را بزرگترین خیانت و یا همان شیطنت رسانه ای بیان نمود که با تیتر کردن یک مطلب در میان انبوه مطالب و نظرات و راه کارهای مطرح شده در سخنرانی مقام معظم رهبری قصد تحت پوشش قرار دادن دیگر بخش ها را داشتند. که این را می توان نشان از عناد و هدفمندی این رسانه ها دانست. آنها با این کار می خواهند تا نظرات جمهوری اسلامی ایران، به گوش مردم جهان نرسد چون آنها به خوبی می دانند که اگر امروز پیام اسلام که از حنجره جمهوری اسلامی ایران بیرون می آید به گوش مردم بیدار جهان برسد، در آنها بعثی ایجاد خواهد کرد که دیگر جلوی آنها را نمی توان گرفت.

اما با این حال ما به خوبی می دانیم که بعد از هر سختی راحتی نیز هست"ان مع العسر یسرا" ما سختی های زیادی کشیدیم و امروز به یکی از میوه های این سختی که همان برگزاری اجلاس غیرمتعهدهاست دست یافتیم آنها می خواستند ما را منزوی کنند اما به یاری خدا و صبر ملت بزرگ ایران در این سالها نتوانستند. و به یاری خدا باز هم صبر می کنیم و مطمئنیم که به پیروزیهای بزرگتری دست خواهیم یافت.

بیانات مهم رهبر انقلاب در اجلاس سران جنبش عدم تعهد به همراه متن انگلیسی و عربی


به شما میهمانان گرامى، سران و هیئتهاى نمایندگى کشورهاى جنبش عدم تعهد و نیز دیگر شرکت‌کنندگان در این اجلاس بزرگ بین‌المللى خوشامد میگویم.

ما در اینجا گرد آمده‌ایم تا به هدایت و کمک پروردگار، حرکت و جریانى را که در شش دهه‌ى قبل با هوشمندى و موقعیت‌شناسى و شجاعت چند تن از رهبران سیاسىِ دلسوز و مسئولیت‌پذیر پایه‌گذارى شد، به اقتضاى موقعیتها و نیازهاى امروز جهان ادامه دهیم و بلکه به آن جانى تازه و تحرکى دوباره ببخشیم.

میهمانان ما از مناطق جغرافیائى دور و نزدیک در اینجا گرد آمده و متعلق به ملیتها و نژادهاى گوناگون و داراى تعلقات اعتقادى و فرهنگى و تاریخى و وراثتىِ متنوعند؛ ولى همان طور که «احمد سوکارنو» یکى از بنیانگذاران این جنبش در کنفرانس معروفِ باندونگ در سال 1955 گفت، مبناى تشکیل عدم تعهد، نه وحدت جغرافیائى یا نژادى و دینى، بلکه وحدت نیاز است. آن روز کشورهاى عضو جنبش عدم تعهد، به پیوندى که بتواند آنها را از سیطره‌ى شبکه‌هاى اقتدارگرا و مستکبر و سیرى‌ناپذیر مصون بدارد، نیازمند بوده‌اند؛ امروز با پیشرفت و گسترش ابزارهاى سلطه‌گرى، این نیاز همچنان پابرجا است.



نرحب بکم أيها الضيوف الأعزاء الرؤساء و الوفود الممثلة لبلدان حرکة عدم الانحياز، و سائر المشارکين في هذا المؤتمر الدولي الکبير.
لقد اجتمعنا هنا لنواصل بعون الله و هدايته، و حسب مقتضيات العالم الراهن و احتياجاته، المسيرة و التيار الذي تأسّس قبل ستة عقود بفضل وعي و شجاعة عدد من القادة السياسيين المخلصين ذوي الشعور بالمسؤولية و تشخيصهم للظروف، بل و نبثّ فيه روحاً و حرکة جديدتين.
لقد اجتمع ضيوفنا هنا من مناطق بعيدة و قريبة جغرافياً، و هم ينتمون لشعوب و أعراق متنوعة و ذات ميول عقيدية و ثقافية و تاريخية و تراثية شتى، و لکن کما قال «أحمد سوکارنو» أحد مؤسسي هذه الحرکة في مؤتمر باندونغ المعروف سنة 1955 م فإن أساس تشکيل عدم الانحياز ليس الوحدة الجغرافية و لا العرقية و لا الدينية، بل وحدة الحاجة. في ذلك اليوم کانت البلدان الأعضاء في حرکة عدم الانحياز بحاجة إلى أواصر تستطيع أن تحميها من هيمنة الشبکات المقتدرة و المستکبرة و الجشعة. و اليوم فإن هذه الحاجة لا تزال قائمة مع تطوّر أدوات الهيمنة و اتساعها.



I welcome you honorable guests, the leaders and delegations representing the member states of the Non-Aligned Movement, and all the other participants of this great international summit.

We have gathered here to continue a movement with God’s guidance and assistance and to give it new life and momentum on the basis of the current conditions and needs in the world. The movement was founded almost six decades ago thanks to the intelligence and courage of a few caring and responsible political leaders who were aware of the conditions and circumstances of their time.

Our guests have gathered here from different geographical locations, far and near, and they belong to different nationalities and races with different ideological, cultural and historical characteristics, but just as Ahmad Sukarno, one of the founders of this movement said in the famous Bandung Conference in the year 1955, the basis of establishing the Non-Aligned Movement is not geographical or racial and religious unity, but rather unity of needs. At that time, the member states of the Non-Aligned Movement were in need of a bond that could safeguard them against authoritarian, arrogant and insatiable networks and today with the progress and spread of the instruments of hegemony, this need still exists.


مشروح بیانات مهم رهبر انقلاب در اجلاس سران جنبش عدم تعهد به همراه متن انگلیسی و عربی در ادامه مطالب

ادامه نوشته

دوران، خلبانی که داغ اجلاس‌نم را بردل صدام‌گذاشت

با شکست ارتش عراق در عملیات بیت‌المقدس، جایگاه سیاسی دشمن در جهان متزلزل شد؛ عملیات رمضان در حال شکل‌گیری و انجام بود که موضوع برگزاری کنفرانس سران غیرمتعهدها در بغداد مطرح شد تا صدام حسین رئیس این اجلاس باشد.

جمهوری اسلامی ایران سیاست بی‌اثر کردن این اجلاس را در دستور کار خود قرار داد و در اولین گام، اجلاس غیرمتعهدها را تحریم کرد.
بغداد از مدت‌ها قبل به کمک آمریکا به دژ نفوذ ناپذیرى تبدیل شده و تبلیغات بسیار وسیعى در این رابطه به راه افتاد و عنوان شد «هیچکس توانایی ناامن کردن پایتخت عراق را ندارد.»


در این زمان بود که ایجاد ناامنى در بغداد در دستور کار نظامى ـ سیاسى جمهورى اسلامى قرار گرفت تا ضمن هدف قرار دادن تأسیسات پالایشگاهى «الدوره» در جنوب شرقى این شهر، از برگزارى نشست سران غیرمتعهدها در بغداد نیز جلوگیرى شود.

انجام این ماموریت به نیروی هوایی ارتش واگذار می شود و سرهنگ خلبان عباس دوران براى جلوگیرى از تشکیل کنفرانس سران غیرمتعهدها در بغداد، در تاریخ بیستم تیرماه سال 1361 مأموریت یافت تا پایتخت عراق را ناامن کند.با توجه به اهمیت فوق‌العاده موضوع، شش تن از برجسته‌ترین خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سه فروند هواپیمای فانتوم برای انجام این مأموریت در نظر گرفته شدند تا ناتوانی رژیم بعث در تأمین امنیت آسمان بغداد به جهانیان نشان داده شود.

خلبانان انتخاب می‌شوند. تصمیم بر این بود تا سه فروند فانتوم کاملا مسلح به پرواز درآیند، هر سه، تا مرز پرواز کرده و تنها دو فروند از مرز گذشته و به هدف حمله‌ور شوند.

فانتوم سوم در همان جا منتظر می‌ماند تا در صورت نیاز به آنها بپیوندد. مأموریت خلبانان، انجام عملیات روى بغداد و بمباران پالایشگاه، نیروگاه اتمى، پایگاه الرشید یا ساختمان اجلاس در این شهر بود.

ساعت5:30 صبح سی‌ام تیرماه 61 مأموریت آغاز شد در حالی که فانتوم شماره یک، رهبری گروه پرواز را بر عهده داشت.

حرکت گروه پرواز از شرق بغداد به جنوب شرق آن شهر و سپس «پالایشگاه الدوره» پیش‌بینی شده بود. خلبانان می‌بایست پس از عبور از مرز و ناامن کردن آسمان بغداد، به انجام ماموریت خود بپردازند و این در حالی بود که پیشرفته‌ترین تجهیزات پدافند هوایی از آسمان این شهر حفاظت می‌کرد.

عباس دوران در نامه‌هاى مربوط به این ماموریت، مقابل اسم پدافندهاى مختلفى که عراق از کشورهاى اروپایى خریده بود، نوشته است: «نود درصد احتمال برگشت نیست.»سه فروند جنگنده فانتوم تا مرز پرواز می‌کنند، یکی از آنها جدا شده و دو فروند دیگر به فرماندهی سرهنگ دوران، وارد خاک عراق می‌شوند.

جنگنده‌ها تا 15 کیلومتری بغداد بدون هیچ مشکلی پیش می‌روند تا اینکه در این نقطه، با دیوار آتش و پدافند دشمن روبه‏رو شده و در همین فاصله چند گلوله به یکی از هواپیماها برخورد می‌کند.

با اصابت این گلوله‌ها، موتور سمت راست هواپیمای دوران از کار می‌افتد اما او باز هم تصمیم به ادامه عملیات می‌گیرد.

بنابراین هواپیماها به سمت جنوب شرقى شهر بغداد که پالایشگاه «الدوره» در آنجا بود، ادامه مسیر داده و با این که پدافند دشمن بسیار قوى عمل می‌کرد، تمام بمب‏‌ها را روى این پالایشگاه تخلیه می‌کنند.

جنگنده‌ها پس از تخلیه بمب‏‌ها به مسیرى ادامه می‌دهند که در نهایت به سالن کنفرانس سران غیرمتعهدها ختم می‌شد.

پالایشگاه به شدت در آتش می‌سوخت و دود ناشی از سوختن پالایشگاه، فضا را پوشانده بود و تا این لحظه عملیات کاملا موفقیت‌آمیز به پیش می‌رفت.

در این زمان قسمت عقب هواپیمای دوران نیز مورد اصابت چندین گلوله ضدهوایی قرار گرفته و از بین می‌رود. هواپیما آتش گرفته و عباس از خلبان عقب (منصور کاظمیان) می‌خواهد که هواپیما را ترک کند و وقتی جوابی نمی‌شنود، دکمه خروج اضطراری کابین عقب را زده و کاظمیان به بیرون پرتاب می‌شود.

فرمانده گروه در این لحظه طبق گفته‌های قبلی خود، تصمیمی مبنی بر ترک هواپیما ندارد. وى بارها گفته بود: «اگر هواپیما بال نداشته باشد خودم بال در آورده و بر سر دشمن فرود مى‏آیم و هرگز تن به اسارت نخواهم داد.»
شعله‌های آتش هرلحظه شدیدتر و ارتفاع هواپیما نیز هر لحظه کمتر می‌شد تا اینکه هتل محل برگزاری اجلاس غیرمتعهدها پیش روی خلبان قرار گرفت.

به سوی هتل حرکت کرده و هواپیما را (درحالی که هنوز هدایت آن را برعهده داشت)، به ساختمان آن می‌کوبد.

این اقدام شهادت‌طلبانه عباس دوران در ناامن ساختن آسمان بغداد، موجب شد تا برگزاری این اجلاس از بغداد به دهلی نو منتقل شود.

بقایای پیکر پاک امیر الاستشهادیون، خلبان عباس دوران بعد از 20 سال در تاریخ 30 تیرماه 1381 به کشور بازگشت و در زادگاهش (شیراز) به خاک سپرده شد

مشرق

تکریم یا تهدید!؟!؟!؟

قدیم تر ها وقتی که برای انجام کار هامون به هر اداره یا نهاد و ارگانی که می رفتیم یه تابلو همیشه خود نمایی می کرد و در نقطه ای قرار می دادند تا در نظر و مرآی مردم و کارکنان آن اداره قرار بگیرد و این طور نشود که بدست فراموشی سپرده شود.

این تابلو نوشته ای بود که می توان به آن شعار هر کارمند به آن گفت شعاری که دارای چند بند بود و در آن وظیفه کارمندان در مقابل مردم نقش بسته بود. شعاری که مراجعه کنندگان را ارباب معرفی می کرد و در آن به احترام و کرامت مردمی که به آن اداره رجوع می کردند اشاره می کرد و در اصطلاح به آن می گفتند طرح تکریم ارباب رجوع .

البته این طرح بسیار خوب است و می توان آن را برگرفته از قرآن و روایات دانست چون در قرآن و  روایات ماثوره بارها و بارها به اخلاق نیکو داشتن و مدارا کردن با مردم و راه انداختن کار خلق اشاره شده است. به نحوی که پیامبر اعظم(ص) می فرماید:"انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" یعنی من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را تمام و کامل کنم. که یکی از مصادیق آن را دردنیای امروز اخلاق کارمند در قبال ارباب رجوع می توان دانست.

با همه این احوال آنچه مرا به نوشتن این مطلب واداشته این بوده است که اخیرا که به برخی از ادارات و ارگان ها که می رویم تابلوی جدیدی در آنجا می بینیم که نمی دانیم این تابلو را کارکنان آن اداره خودجوش بر دیوار نصب کردند یا که نه! از جایی دستوری ، بخشنامه ای یا چیزی داشتند.

این تابلو  را می توان به عکس تابلوی قبلی که تابلوی تکریم ارباب رجوع بود تابلوی تهدید ارباب رجوع  نامید که در آن ارباب رجوع را تهدید می کند که اگر فلان کارها را بکنی، حبس و... در انتظار تو است. برای من که دیدن این تابلو بسیار جالب و سوال انگیز بوده است. البته نه وجود آن بلکه اهمیت دادن به آن تابلو و به نحو استقلال به کار بردن آن.

به نظر من اولا ادارات نباید از این تابلوها استفاده کنند چون در کشور ما قانون وجود دارد و در صورت بروز مشکل می توانند به محاکم قضایی مراجعه کنند و کارمندی هم که دارد کار می کند کمی باید آستانه تحملش را بالا ببرد ثانیا  اگر هم ادارات قصد استفاده از این دست تابلوها را دارند بهتر این است که جزیره ای عمل نکند و هر کسی برای خودش چیزی ننویسد بلکه تابلوها تکریم ارباب رجوع را عوض کنند و این قوانین را هم در ذیل آن بیاورند و به نحو صحیح تمام بندهای آن را اجرا کنند اول تکریم در صورت بروز مشکل تهدید.


مفاتیح داروخانه شبانه روزی

در یک جلسه ای که بودم بحث به مسائل دینی و اعتقادی کشید و از هر دری سخن و اشکال و حرف مطرح شد در بین این سخنان شخصی اشکالی مطرح کرد که به نظرم برای همه ما شنیدن این اشکال و پاسخش مفید فایده است.

آن شخص به عنوان اشکال گفت که اسلام دینی است که اگر کسی بخواهد پایبند به آن باشد باید زندگی، معاش، زن و فرزندش را رها کند و بالکل در حال عبادت باشد. و دیگر وقتی برای کاهای دیگر برای انسان باقی نمی گذارد. مثلا در این مفاتیح برای بیشتر روزها اعمال هست و برای هر ساعت از شبانه روز نیز دعای خاص است و اگر کسی بخواهد به اینها عمل کند بقیه چیزها تعطیل است مثلا دعای ساعت اول، دوم، سوم و.........

من در همین حین یاد سخن آقای قرائتی  و مثال زیبای ایشان افتادم و جواب اشکال آن شخص را دادم. ایشان (آقای قرائتی) در یکی از سخنرانی هاشان که اتفاقا در همین مورد بود گفتند: مفاتیح و ادعیه ما مثل داروخانه شبانه روزی هستند و در هر ساعت از شبانه روزقابل استفاده اند یعنی اینکه دین ما برای هر کاری و هر وقتی که انسان اراده کند و بخواهد با خدای خود ارتباط برقرار کند دعا و ذکر دارد شما هر وقت از شبانه روز که خواستید می توانید به این داروخانه مراجعه کنید و نیازتان را برطرف کنید. نه اینکه زن و بچه و کار را تعطیل کنید  و به عبادت بپردازید چون تامین معاش خانواده از واجبات است. از این رو است که این داروخانه شبانه روزی می تواند راه عللاج هر بیماری و مرض در هر ساعت از شبانه روز و در هر مکان از این دنیا باشد.

این حرف واقعا زیبا و جالب و مثال به جایی بود و لذا مناسب دیدم این را برای شما هم مطرح کنم شاید برای شما هم مفید فایده باشد و ان شاالله همگان بتوانیم از این کتاب بزرگ که در خانه هر کدام از ما در کنار قرآن کریم وجود دارد بهره وافر را ببریم.

کلاه قرمزی و کودکان ورزقان

به نظر شما خوب نیست که دست اندرکاران این مجموعه زیبا(کلاه قرمزی) به یاری کودکان ورزقان بروند؟؟؟