تا کی چشمها را باید بست؟


بعد از توافق نامه ژنو، و دست دادن ها و هورا کشیدن ها انگار طرف مقابل دارد به عقب بر می گردد و دوباره همان مواضع گذشته را این بار شدیدتر و با جسارت بیشتر بیان می دارد. در مقابل طرف غربی، مواضع ما از انفعالی هم خارج شده است، و هر چه اتفاق می افتد را توجیه می کنیم.
در مطالب قبلی اشاره شد که طرف غربی مذاکره کننده در ژنو چطور دوباره و به رغم وجود توافق، شرکت های ایرانی را تحریم کرد و آب پاکی را در دست برخی در درون کشور ریخت. اما انگار برخی ها نمی خواهند بپذیرند، افرادی که در آن طرف میز نشسته اند، به هیچ عنوان خیر و صلاح و خوبی مردم ایران را نمی خواهند.
در روزهای اخیر نیز چاک هیگل رئیس پنتاگون در نهمین کنفرانس امنیتی منامی اعلام کرد: روند دیپلماتیک در پرونده هسته ای ایران باید همراه گزینه نظامی از سوی آمریکا پیگیری شود.
نمی دانیم مسئولین عزیز این سخنان و اظهارات مقامات آمریکایی را می شنوند، یا اینکه .....
نکته این است که  آنچه در این مذاکرات پیگیری می شد را می توان در این امور دانست، کاهش تحریم ها و کاهش تنش و جلوگیری از بروز جنگ و درست شدن ادبیات غرب در برابر ایران. اما با وضع تحریم های اتحادیه اروپا علیه برخی شرکت های ایرانی و با این ادبیات و این طرز فکر آمریکایی و وجود همه گزینه ها روی میز هیچ کدام از اهداف مد نظر عملی نشد.
دوستان عزیز می توانند بگویند تا کی بایستی چشم هایمان را بر این واقعیات موجود ببنیدیم و برای خود توجیه بکنیم. به نظر من بایستی در این زمینه واقع بین بود، واقعیت خلاف مدعای این عزیزان است. غربی ها نه تنهاعقب ننشستند، بلکه پرروتر هم شده اند، و ایران را تهدید نظامی می کنند، بهترین پاسخ به این ها کلام رهبری است و بس که فرمودند: "هم آمريكا بداند، هم دست‌نشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژيم صهيونيستى در اين منطقه بداند؛ پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلكه هر گونه تهديدى، پاسخى خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و متلاشى خواهد كرد." (19/8/90)

آیا بعد از لبخند به غرب تهدید نظامی نداشتیم؟!؟!؟!


در سالهای قبل هر وقت حرف مقاومت به میان می آمد برخی در داخل کشور بودند که صدایشان از برخی از این کشورهای غربی سلطه گر بیشتر بود، آدم هایی را که هرگونه تهدید کشورهای زورگو علیه ملت ایران را زاییده نوع ادبیات مقاومتی و اتکا به خود بودن، می دانستند، و هر روز در سایت ها و روزنامه های زنجیره ای خود اینگونه تلقی می کردند، که مشکل غرب و کشورهای زورگو و ظالم با ملت ایران به خاطر ادبیات مقاومت مسئولان کشور است.

اما سوالی را که امروز می توان از این آقایان پرسید این است که چرا امروز با این همه لبخند و مذاکره و سخن بازهم، همه گزینه ها روی میز است؟ به راستی چرا باید بعد از این همه ذوق زدگی برخی افراد در داخل بازهم کشورهای غربی ما را تهدید نظامی کنند؟

لحن مسئولان آمریکایی از ریس جمهورش تا وزیر امورخارجه اش همان لحن گذشته است. ریس جمهور آمریکا با وقاحت هرچه تمام تر باز هم از وجود همه گزینه ها روی میز می گوید. وزیر امور خارجه اش، با وجود دارا بودن کلاهک هسته ای از ما اقدام عملی می خواهد. نتانیاهو هم که به نظر می رسد، از قبل پر روتر شده است و با کمال گستاخی می گوید اگر هم آمریکا و دیگر کشورها به رژیم اشغال گر قدس یاری نرسانند، خودمان به تنهایی حمله خواهیم کرد.

به راستی، اگر لبخند زدن به این کشورهای زورگو کارساز بود، چرا این همه لبخند آن ها را قانع نکرده است، بلکه می توان گفت آنها را جسورتر کرده است. و امروز شاهد تهدیدها و گستاخی های جدیدی از این دولت های مستکبر هستیم.

مسئولین عزیز به این مطلب توجه و اهتمام بورزند، و مطمئن باشند که انها با اشک ها و لبخندهای ما کاری ندارند، هدف نهایی آنها ضربه زدن به استقلال این کشور است، استقلالی را که در سایه مبارزه و مقاومت در طول این سالیان دراز برای ملت به وجود آمده است، استقلالی را که خون هزاران شهید پای تحقق آن ریخته شده است، استقلالی را که جوانان انقلابی در بهمن 57 برای مردم ایران به ارمغان اوردند، استقلالی را که در اثر مقاومت جوانان این آب وخاک در 8 سال دفاع مقدس حفظ شد، استقلالی را که در 8 ماه فتنه سال 88 حفظ ماند.

پس همانطور که رهبر انقلاب فرمودند:"بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند."(26/6/1392) یعنی بدانید، حریف و طرف مقابل شما کیست و چه سبقه سیاه تاریخی در بین این ملت دارد، بدانید که آماج حمله ان ها استقلال و حریت این ملت است. پس با بصیرت چشمان باز و به پیش بروید.

تقویت استحکام درونی به جای نگاه و تکیه بر غرب


همان طور که در مطلب قبل بیان شد. رهبر معظم انقلاب سخنان مهمی  را در مراسم تحلیف و اعطای سردوشی به دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران ایراد نمودند. که جای دارد بخش های مختلف این سخن در این برهه حساس مورد مداقه قرار بگیرد، تا مسئولین امر بتوانند بر اساس رهنمون های ایشان راه درست را صحیح بپیمایند.
ایشان در بخشی از سخنانشان، نکته حایز اهمیت برای مسئولان و نظام را استحکام درونی برشمردند و رمز حفظ نظام را همین مسئله یعنی استحکام درونی دانستند." آنچه براى نظام جمهورى اسلامى حائز اهمّيّت است، استحكام ساخت درونىِ نظام جمهورى اسلامى است، استحكام درونى ملّت ايران است؛ همان چيزى كه از روز اوّل تا امروز توانسته است اين كشور را حفظ كند." (13/7/1392)
استحکام درونی برای کشور، عزت آفرین است، یعنی مسئولین هر چه بهتر و بیشتر بتوانند این استحکام درونی را در داخل کشور تقویت کنند، به همان مقدار عزت ملی نیز در مردم تقویت می شود، همانگونه که با تحقق انقلاب عزت ملت بازگشت، و به تعبیر رهبر انقلاب:" اتّحاد ملّى، توجّه به آرمانهاى والاى نظام جمهورى اسلامى، توجّه به عزّت ملّى. ملّت ايران ملّت عزيزى است؛ انقلاب عزّت ملّت را به آنها برگرداند. گذشت آن زمانى كه در خاك ايران يك گروهبان آمريكايى جرئت ميكرد بزند توى گوش يك سرهنگ ايرانى؛ آن روزى كه مسئولين كشور عزيز ما مجبور بودند كه ملاحظهى دشمنان زيادهخواه و افزونخواه را بكنند، گذشت."(همان)
اما مهمتر از برگرداندن این عزت، حفظ و نگهداشتن این عزت است. آنگونه که رهبر انقلاب می فرمایند: " جمهورى اسلامى، ملّت ايران را عزيز كرد، اين عزّت باقى است، روز به روز هم اين عزّت افزايش پيدا كرده است، بعد از اين هم، هم وظيفهى آحاد مسئولين، و هم وظيفهى عموم ملّت ايران است كه اين عزّت را پاس دارند، از آن دفاع كنند. يك ملّت، با هويّت اصلى خود، با عزّت خود سرافراز ميماند و ميتواند به پيشرفت برسد."(همان)
به راستی تقویت استحکام درونی و در پی آن تقویت و حفظ عزت ملی در گرو چیست؟ و چه چیزی استحکام و عزت را در بین مردم تقویت کرده و بالا می برد؟ و عامل ضعف و انکسار استحکام درونی و عزت چه خواهد بود؟
به نظر می رسد نگاه به داخل و باور به توانستن و قدرت پیشبرد امور توسط نیروهای خودی مهمترین عامل تقویت استحکام درونی و عزت ملی است، و در مقابل نگاه به غرب و به بیرون از مرزها و تکیه و امید به نیروهای خارجی، توان و قدرت خارجی، امکانات و تسلیحات و ادوات خارجی، نتیجه ای جز ضعف و انکسار ساختار درونی و عزت ملی ندارد.
از همین روی هر چه مسئولین کشور به مردم امیدوارتر باشند و نسبت به کشورهای سلطه گر و زورگو نا امیدتر، استحکام درونی و اتحاد ملی و عزت ملی روز به روز تقویت می شود، اما اگر خدای ناکرده هرچه بیشتر دچار وادادگی سیاسی شوند، این استحکامات شکننده تر خواهند شد.

پس مسئولان امر بایستی به فاکتورهای منافع ملی و عزت ملی  که باعث تقویت استحکام درونی می شود توجه و التفات کنند، و آنها را در سرلوحه کارهای خود قرار دهند، و در مقابل غرب با آن همه سبقه سیاهش علیه ملت ایران دچار وادادگی نشوند.

خواست رهبری از دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم


رهبر معظم انقلاب در بخشی از سخنان خویش که در مراسم تحلیف و اعطای سردوشی به دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران ایراد نمودند. به سفر هیئت ایرانی به نیویورک نیز اشاره نمودند.
ایشان در ابتدا از حرکت دیپلماتیک دولت حمایت کردند، که این روش و سلوک ایشان بوده است، که از همه دولتها حمایت می کردند و این دولت نیز مستثنی نیست و نخواهد بود، و به طور کلی مورد حمایت ایشان و همه نیروهای دلسوز نظام خواهند بود. چون آنچه اهمیت دارد و حفظ آن بر همه واجب است، اصل نظام مقدس اسلامی است و هر نوع کمک برای حفظ و پابرجایی این نظام بر همه فرض است.
اما رهبر انقلاب مانند یک دیده بان تیزبین، همه حرکت ها و کارها را رصد کرده و در آنجایی که تشخیص دهد که کج روی از اصول انقلاب در حال رخ دادن است، ورود پیدا کرده و تذکر می دهند. ایشان در همین مورد و در سفر دولت یازدهم بعضی از امور را به نفع ملت ایران ندیده است و در سخنانی مهم به دولت تذکر می دهد، که برخی از این کارهای شما نابجا بوده است. "البتّه برخى از آنچه در سفر نيويورك پيش آمد، به نظر ما بجا نبود" (13/7/1392)
اما با این حال رهبر انقلاب کما کان از این دولت حمایت کرده و نسبت به این دولت و عملکرد آن خوشبین است، اما این خوشبینی و اعتماد با توصیه ها و خواسته هایی همراه است که دولت یازدهم بایستی به این توصیه ها در واقع جامه عمل بپوشاند.
ایشان می فرمایند: "از آنها ميخواهيم كه با دقّت، با ملاحظهى همهى جوانب گامها را درست بردارند، محكم بردارند، منافع ملّى را يك لحظه به فراموشى نسپرند." (13/7/1392) ایشان دولت را به دو امر رهنمون می کنند:
1- گام درست برداشتن: دولت باستی در تمام تصمیم گیری های خود با چشمانی باز و با دقت هر چه تمام گام های درست و اصولی بردارد، بالاخص در زمینه سیاست خارجی و از همه مهمتر در بحث با آمریکا. شتابزدگی و ذوق زدگی و افراط و تفریط در این امر بسیار خطرناک و البته مضر  خواهد بود. چون هر عملی از طرف ما بازخوردی در خارج به همراه خواهد داشت. از همین روی و نیز به خاطر حساسیت بالای این امر دولت یازدهم بایستی با دقت و با ملاحظه همه جوانب( نه اینکه تک بعدی بنگرد) گام بردارد.
2- گام محکم برداشتن: دومین نکته این است که وقتی دولت با دقت و حساسیت و ملاحظه دقیق و همه جوانب گامی را و حرکتی را که در راستای امنیت ملی در دراز مدت است را انخاب می کند، این گام را محکم بردارد، البته همانطور که گفیتم، قید اول یعنی همان ملاحظه و دقت کافی در همه جوانب از اهمیت بسزایی برخوردار است، چون اگر با شناخت گامی برداشته شود، نتیجه ان سودمندتر و قابل حمایت تر خواهد بود.
3- فراموش نکردن منافع ملی: نکته آخر و پایه و اساس همه نکات و اندرزها و توصیه ها، توجه به منافع ملی و عدم غفلت نسبت به آن است. دولت یازدهم وقتی با دولتی و یا کشوری به گفتگو و رایزنی و دیپلماسی می پردازد، باید به یاد داشته باشد، که این روی میز نشینی وی چقدر می تواند در راستای منافع ملی باشد. و به یاد داشته باشد، که منافع ملی کشورش را نباید فدای این و آن کند.
به هر روی دولت یازدهم بایستی در سیاست ها و گام های سیاسی داخلی و خارجی خود دقت کند، تا از انجام مجدد کارهای نابجا مصون بماند، که تکرار کارهای نابجا برای مردم و ملت ایران اسلامی قابل قبول نخواهد بود.

قیود و شروط نرمش قهرمانانه


آنچه رهبر انقلاب به عنوان دیپلماسی و سیاست خارجی و داخلی انقلاب اسلامی ایران تحت عنوان "نرمش قهرمانانه" بیان داشتند، دارای زوایا و نکات زیادی است، که پرداختن هر چه بیشتر به آن و تامل در آن ما را در فهم بهتر این واژگان یاری رسان است.
آنچه در این مطلب می توان بیان کرد، دقت در قیودی است که "نرمش قهرمانانه" را مقید می کند. به دیگر سخن وقتی رهبرانقلاب می فرمایند، نرمش قهرمانانه این نرمش مطلق نیست، و سوای اینکه قهرمانانه است چند شرط و قید مهم و اساسی دیگر را نیز دارا است.
ایشان می فرمایند: "ما مخالف با حركتهاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى ، چه در عالم سياستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سالها پيش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، اما اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى ميگيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان ميدهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه‌كار ميكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند."(26/6/1392)
ایشان در این بخش از سخنان خود چند قید و شرط اصلی را برای نرمش قهرمانانه بیان می دارند:
1- "فراموش نكند كه طرفش كيست": توجه و آگاهی و علم کامل و صحیح از طرف مقابل ما را در مواجه هر چه بهتر و بیشتر با وی نیرومندتر و کارآمدتر می کند. یعنی وقتی ما طرفمان و میزان حب و بغضش را نسبت به خود بدانیم، بهتر می توانیم تصمیم گیری و تصمیم سازی کنیم. شناخت و درک صحیح داشتن از طرف مقابل و فراموش نکردن این مطلب ما را در اتخاذ تصمیم گیری های منطقی و عاقلانه یاری رسان است.
اما در مقابل اگر علم کافی به طرفمان نداشته یا اعمال او را چه اعمال خوب و چه اعمال بد او را فراموش کنیم، یقینا مسیر اشتباهی را در پیش گرفته ایم. مثلا ما در مواجهه با دولت آمریکا هرگز نباید، تحریم ها، کودتاها، حمایت ها از گروههای تروریستی، حمله طبس، حمله به ناوها و اسکله های نفتی، چپاول و استعمار، ساقط کردن هواپیمای مسافربری و هزاران جنایت علیه مردم ایران را فراموش کنیم.
به دیگر سخن ما بایستی همیشه از آمریکا برای این همه جنات طلبکار باشیم، و در هر مجمع و ارگانی اینها را بیان داشته تا به حق، دست برتر باشیم، نه اینکه ذلیلانه و خفیفانه و با فراموش کردن همه این جنایات دست به زیر بوده و همه را به دست فراموشی بسپریم، کما اینکه در طول این سی و چند سال از انقلاب اسلامی با درایت امام راحل و مقام معظم رهبری، ما همیشه از دولت آمریکا بابت این همه جنایت طلبکار بوده ایم.
2- "فراموش نكند كه مشغول چه كارى است": رهبری در ادامه سخنانشان در تبیین بهتر این سخن می فرمایند:"بفهمند كه دارند چه‌كار ميكنند". یعنی دیپلمات ها و تصمیم سازهایی که عنان کار در دستشان است با چشمان باز همه مسائل را رصد کنند و وقتی بر سر میزی می نشینند، بدانند که طرف یا طرف های مقابل آنان کیانند و نیز بدانند بر سر چه دارند مذاکره می کنند، و صرفا مذاکره نکنند برای مذاکره.
3- "آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است": نکته و شرط دیگری را که رهبر انقلاب ذکر می کنند، توجه و تنبه به تشخیص نقطه ای است که دشمن به ان حمله می کند. گاهی دشمن هدفش حمله به ریشه انقلاب است، هدفش نابودی اصل انقلاب است، اگرچه در ظاهر و با لفاظی برنامه هسته ای و حقوق بشر و ... را بهانه می کند، اما هدفی جز بر اندازی و از بین بردن اصل نظام و انقلاب ندارد.
از این روی مسئولین امر بایستی با چشمان باز و بصیرت بدانند و بفهمند که در مقابل چه کسی نرمش قهرمانانه دارند، و مشغول چه کاری هستند و اسیر لفاظی ها و زبان بازی های دشمنان نشوند، و با درایت و کاردانی و با توجه به اصولی را که امام راحل آن ها را بنیان نهاد و مقام معظم رهبری آن ها را پر و بال داد در مسیر حقیقی پیش روند.

تفاوت "نرمش قهرمانانه" و "چرخش ذلیلانه"


رهبر معظم انقلاب در سخنرانی چند وقت پیش خود واژه "نرمش قهرمانانه" را بکار بردند، واژه ای که ترسیم کننده سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. واژه ای را که در این مقاله نمی توان به علت بکارگیری آن اشاره نمود، که آیا بازهم دوستان اصرار بر این امر داشتند یا مسایل دیگری در بین بود.
به هر روی "نرمش قهرمانانه" از دو کلمه "نرمش" و " قهرمانانه" تشکیل شده است. که هر یک از این واژه ها در کنار دیگری بار مفهومی خاص خود را پیدا خواهد کرد، که البته این مفهوم نیز مبتنی بر سه اصل "عزت، حکمت، مصلحت" می باشد و با این واژه ها معنی و رنگ می یابد.
اما باید به یاد داشته باشیم و همیشه به این نکته التفات کنیم که "نرمش قهرمانانه" با " چرخش ذلیلانه" متفاوت است. در "نرمش قهرمانانه" ما از اصول اساسی و غیر قابل تغییر نظام دست بر نمی داریم، چون دست برداری از اصول نظام همان بار معنایی چرخش را پیدا می کند. آنچه ما در نرمش انجام می دهیم، جلوگیری از "تندی های بی وجه" است، ما در نرمش بر اصول خود می ایستیم و برای گرفتن حقوق خود به هیچ وجه دست از اصول نخواهیم کشید.
اما "قهرمانانه" بودن را می توان در مقابل "ذلیلانه" بودن دانست، به این نحو که به جای موضع انفعالی در مقابل دشمن با موضع منفعلانه با آنان برخورد کنیم، و با غفلت از آرمان ها و اصول انقلاب و عدم تشخیص دشمن، و یا ترس و ارعاب از دشمن، برخورد "ذلیلانه" با دشمن داشته باشیم.
به هروی بهترین تعریفی را که می توان برای "نرمش قهرمانانه" برشمرد "حرکت صحیح و منطقی دیپلماسی با حفظ اصول اساسی انقلاب اسلامی است " همان مطلبی که رهبر انقلاب در جمع پاسدران بیان فرمودند: "  ما مخالف با حركتهاى صحيح و منطقى ديپلماسى هم نيستيم؛ چه در عالم ديپلماسى ، چه در عالم سياستهاى داخلى. بنده معتقد به همان چيزى هستم كه سالها پيش اسم‌گذارى شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در يك جاهايى بسيار لازم است، بسيار خوب است؛ عيبى ندارد، اما اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى ميگيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان ميدهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه‌كار ميكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند." (26/6/1392)
حال بایستی حرکت و منش دولت تدبیر را در ترازوی "نرمش قهرمانانه" سنجید و دید که ایا آنها خود را با این میزان یکی کردند، یا اینکه خدای ناکرده از آن طرف بام افتادند و در ورطه "چرخش ذلیلانه" غوطه ور شدند. که بهترین ملاک و معیار این سنجش نیز خود مردم هستند، که بهتر از هر کسی این را تشخیص داده و می دهند.