حقوق حیوانات در اسلام


اخیرا کلیپی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن تصویر افرادی را به نمایش گذاشته اند که حیوانی را مورد آزار و اذیت سختی قرار می دهند که هر انسانی را ناراحت و مکدر خواهد کرد. این افراد دانسته یا ندانسته عملی را انجام داده اند که با انسانیت و اسلامیت در تنافر است.
نگاه اسلام به حیوان، نگاه خاص و با عطوفت است. اسلام رعایت حال حیوان به عنوان موجودی دارای احساس را بر خواهش های نفسانی خویش مقدم می دارد و لذا انسان ها را از آزار و اذیت حیوانات نهی می کند، حتی اسلام نشستن طولانی بر پشت حیوان را هم نهی می کند.
از همین روی تببین نظر اسلام در مورد آزار و اذیت و به ناحق کشتن حیوانات دارای اهمیت است. چنانکه رسول خدا(ص) می فرمایند: هیچ پرنده یا غیر پرنده ای به ناحق کشته نمی شود، مگر اینکه در روز قیامت به دشمنی قاتل خویش برمی خیزد.
و نیز رسول خدا(ص) چون شتری را با جهازش در بند و بسته دید فرمود: صاحبش کجاست؟ به او بگویید خود را برای محاکمه در قیامت آماده سازد.
همچنین رسول خدا(ص) از کنار گروهی گذشت که مرغ زنده ای را در جایی بلند بسته بودند و آن را هدف تیراندازی قرار داده بودند. رسول خدا(ص) با مشاهده آن صحنه فرمود: اینان کیان اند؟ لعنت خدا بر آنان باد!(1)
از این تعبیرات در روایات بسیار است. حال باید دید افرادی که برخی شکنجه های سخت و کشنده را علیه این حیوانات زبان بسته و مخلوقات الهی انجام می دهند چطور می خواهند پاسخگو باشند؟!؟!؟!

..............................................
1- مفاتیح الحیات، صص662-666

هفته وحدت


دوستی می گفت در یک روز جمعه به جمکران رفتم. بعد از اینکه نماز امام زمان (عج) را خواندم متوجه شدم که نزدیک نماز است و صدای اذان را می شد از ماذنه مسجد مقدس جمکران شنید. خود را آماده نماز می کردم که شخصی به من گفت: می توانم اینجا بنشینم، من هم با روی باز پذیرفتم و او در کنار من نشست.
قبل از شروع نماز متوجه شدم که بنده خدا مهر ندارد اما وقتی دقت کردم دیدم که وی با دست بسته نماز می خواند. بله درست است او از برادران اهل تسنن است. برای من بسیار جالب بود که در ایام هفته وحدت و میلاد سراسر برکت پیامبر(ص) در کنار یک برادر اهل تسنن هستم.
کمی که فکر کردم، به انبوهی از شباهت ها پی بردم، شباهت هایی که نشان از هم ریشه بودن ما می داد، شباهت هایی که دشمن اسلام آن ها را پشت چند اختلاف جا داده است، شباهت هایی که رمز موفقیت اسلام است، شباهت هایی که وحدت بخش است، شباهت هایی که امیدآفرین است، شباهت هایی که بایستی تقویت شوند.
برای من بسیار جای خرسندی داشت که نظام جمهوری اسلامی ایران  به همه هموطنان ایرانی از هر قوم و قبیله و نژاد و آیین و مذهبی احترام می گذارد و حقا همه مردم را به چشم انسان می بیند که در کنار هم در حال زیستن هستند. چون با کمی جستجو در همین کشورهای اطراف یا کمی دورتر و در آن سوی آب ها، رژیم ها و دولت هایی را می توان یافت که مردم خود را به شهروندان درجه یک و دو تقسیم می کنند و در برخی کشورها مسلمانان را تحت فشار می گذارند و در برخی کشور های دیگر نیز شیعیان را.
به هر روی بسیار جالب بود که در هفته وحدت و در مسجد مقدس جمکران و در ایام ولادت پیامبر مهر و محبت، وحدت را در کنار یک برادر اهل تسنن و در صفوف نماز و با محبت و مهر لمس کردم.

نماز، چشمه، آفتاب

در آموزه های دینی نماز به عنوان راه ارتباط بنده و خدای متعال معرفی گشته است، راهی که خدای متعال در قرآن مردم را به آن راهنمایی  کرده است. در روایتی از پیامبر(ص) آمده است که فرمودند:" نماز مانند چشمه ی آب گرمی است که در خانه ی هر مسلمانی جاری است و انسان هر شبانه روز خود را در آن پنج بار شستشو می دهد."

به راستی این روایت زیباست، تعبیراتی که در این روایت است هم زیباست. نماز در این روایت چون چشمه است که انسان می تواند خود را در آن تطهیر دهد. چشمه ای که اگر از آن استفاده نکنی ضرری به آن نمی رسد، اما به شخصی که از این چشمه استفاده نمی کند یقینا ضرر می رسد، چشمه ای که همیشگی است، اما عمر انسان مدت دار و پایان پذیر است. پس هر کس بیشتر و بهتر بتواند از این چشمه آب گرم بهره ببرد، به سود خود او خواهد بود.

یکی از سخنرانان می گفت، اگر همه مردم رو به آفتاب خانه بسازند، یا اینکه همه مردم پشت به آفتاب خانه بسازند، مشکل و نقصی برای آفتاب ایجاد نخواهد شد. نماز هم همینگونه است اگر همه افراد نماز بخوانند یا همه نماز نخوانند خلل و نقصی حتی به کمترین ذره متصور هم، در خدای متعال ایجاد نخواهد شد، بلکه این انسان است که خودش با دست خودش زمینه ضلالت خویش را فراهم می کند.

شرف انسان....

شرف و کرامت انسان در مناظر و نظرگاه های مختلف متفاوت است. هر کسی تعریفی و تحدیدی خاص برای شرف و کرامت انسانی ارائه می کند. یکی شرف انسان را در پست و مقام می داند، بر همین اساس شریف ترین و با کرامت ترین افراد نزد وی آن کسی است که بالاترین پست و مقام را دارد. کسی هم مال و ثروت را باعث شرافت و کرامت انسان می داند، بر همین اساس مهر و محبت ثروتمندان و علاقه او نسبت به این قشر بیشتر خواهد بود و شریف ترین افراد را اشراف می داند.

در این بین اسلام هم ملاک و معیار و ویژگی برای شرافت قائل است. در اسلام و بنا بر آموزه های دینی با شرافت ترین و با کرامت ترین انسان ها با تقواترین آنها هستند" إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم" (حجرات/13) آنچه در اسلام کرامت آفرین و محمود است تقوای الهی داشتن است.

این نگاه اسلام به شرافت انسانی بسیار جالب است، زیرا همه چیز از مال و منصب و ... همه و همه در خدمت انسانند نه اینکه انسان در خدمت آنان باشد، به دیگر سخن تمام مواهب الهی وجود دارند، تا وسیله ای باشند برای رشد و تعالی انسان، نه اینکه آنها چیزی باشند که انسان را به خدمت بگیرند.

در نگاه اسلام هرگز مال و ثروت و اولاد به طور مطلق انکار و تبری جسته نمی شود، بلکه حب و علاقه و دلبستگی به دنیا است که ممنوع است. این برای این مطلب است که ما با حب و دلبستگی در این قید و بندها نمانیم، این برای این است که این عوامل ما را از رسیدن به جایگاه آخرتی مان باز ندارد.

این نوع نگاهی که اسلام به انسان دارد، نگاه به انسان بما هو انسان است، فارغ از هرگونه نژاد، رنگ و مال و جاه و مکان. آنچه اسلام با آن کار دارد قلب انسان است که این قلب مملو از چیست؟ کما اینکه تجلی این امر را در نماز می توان دید، در حج می توان دید. در این اعمال عبادی ریس در کنار زیر دست، فقیر در کنار غنی، با سواد در کنار بی سواد، رنگین پوست ها در کنار هم، همه و همه در کنار هم می ایستند بدون هیچ تفاوتی در نحوه ایستادن در زمان ایستادن و مکان ایستادن. اما آنچه آنها را از هم متمایز می گزداند، قلب های آنان است که باید دید جایگاه منزل چیست؟

موج اسلام

شاید برای برخی از دوستان این ها قابل قبول نباشد و اینکه اخبار داخلی اگر این مسائل را پوشش بدهند برای برخی ها قابل باور نباشد. خبر اسلام گرایی مردم جهان، خبری است که همیشه از جاهای مختلف می شنویم، اما اینکه مراکز تحقیقاتی کشوری دیگر این مسائل را مطرح کند و به نحوی اقرار بر این مطلب کند، جای مسرت و شکر الهی دارد.

در خبرها آمده بود که تا سال 2043 دین اسلام دومین دین کشور ایرلند خواهد شد. از همه مهمتر این است که هنوز ما نتوانستیم اسلام واقعی را به مردم جهان بنمایانایم و این مخالفان اسام بودند که تا امروز با تشکیل گروه ها خشونت طلب چهره اسلام را با خشونت نشان داده اند، در حالیکه دین اسلام دین رحمت و مهربانی است.

تمام این موج اسلام خواهی در حالی است که تمام رسانه های غربی خود را علیه اسلام تجهیز کردند و همه و با هر حربه ای که می توانند می خواهند مردم را از اسلام دور کنند، گاهی مستقیم اسلام  را مورد حمله قرار می دهند، گاهی با برنامه های به ظاهر برای خنده و شادی قصد ایجاد غفلت برای مردم جهان دارند و هزاران فریب دیگر.

اما در مقابل ما هم نتوانستیم آن طور که باید و شاید اسلام را در دیگر کشورها تبلیغ کنیم و با تمام این موارد مذکور آنچه ما شاهد آن هستیم، موج اسلام خواهی در جهان است و می بینیم همه روزه بر تعداد مسلمانان افزوده می شود و انسان را یاد این آیات کلام وحی (سوره نصر) می اندازد "إِذَا جَاءَ نَصرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ‏(1) وَ رَأَيْت النَّاس يَدْخُلُونَ في دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً(2) فَسبِّحْ بحَمْدِ رَبِّك وَ استَغْفِرْهُإِنَّهُ كانَ تَوَّابَا(3)" منتظر باش كه وقتي نصرت و فتح از ناحيه خدا برسد ( 1)و ببيني كه مردم گروه گروه به دين اسلام در مي‏آيند ( 2) . پس ( به شكرانه آن ) پروردگارت را حمد و تسبيح گوي و از او طلب آمرزش كن كه او بسيار توبه پذير است ( 3 ) ."

"

توصیه شهید الیاس جمشیدی به نسل های آینده

 

شهید الیاس جمشیدی از جمله شهدای اوائل جنگ است، که در تاریخ 14 بهمن سال 1336 در روستای کوهسارکنده از توابع شهرستان نکا در یک خانواده مذهبی و روحانی متولد شد و.در 31 فروردین1360 برابر با 15 جمادی الثانی 1400ه.ق. در ایلام به شهادت رسیده است. آنچه مرا به نوشتن این مطلب ترغیب نموده، وصیت نامه این شهید عزیز بود.

این شهید بزرگوار با آنکه سن و سال کمی داشت و در اوایل جوانی بوده است و از طرفی فقط چند سال از انقلاب را دیده بود، با فکری عمیق دست به قلم برده و متن وصیت نامه ای را می نویسد که نشان از عمق فکری وی دارد. متنی که به عنوان سند و نقشه راه رسیدن به کمال و سعادت برای آیندگان تا ابد باقی خواهد ماند.

وی در بخشی از وصیت نامه خود اینگونه می نویسد: "ملت هیچگاه روحانیت را تنها نخواهد گداشت و پشت سر ولایت فقیه حرکت خواهد کرد امیدوارم که ملت ایران پشت سر امام برای تداوم انقلاب کوشا باشند." این بینش و نگاه عمیق و توجه به اصل بنیادین نظام جمهوری اسلامی ایران بسیار در خور توجه است.

شهید الیاس جمشیدی با شناخت این اصل مهم از اصول انقلاب اسلامی ایران همگان را به تبعیت و پیروی و پشتیبانی از اصل ولایت فقیه دعوت می کند. اصلی را که بعدها مشخص شد، دشمن برای آن برنامه ها و طرح های زیادی ریخته است. که نمود این حقد و کینه دشمن را در حوادث فتنه88 به وضوح دیدیم. و بر همگان واضح و مبرهن گشت که دشمنی دشمنان بر سر همین اصل است. اصلی را که شهید الیاس جمشیدی کوهساری سی و چند سال پیش به ما توصیه ی حمایت و پشیبانی از ان را کرد، امروز آماج سخت ترین حملات و شبهات دشمن است.

شاید وجود چنین نکات مهم و اساسی و چنین مطالب عمیقی در وصیتنامه شهدا بوده است که باعث شد امام آن جمله تاریخی در مورد وصیت نامه شهدا را بگوید که: "پنجاه سال عبادت كرديد، و خدا قبول كند، يك روز هم يكى از اين وصيتنامه‏ ها را بگيريد و مطالعه كنيد و تفكر كنيد."پس بیاییم با هم عهد ببندیم که این وصیت نامه ها را بخوانیم، چون آنها نامه هایی هستند از اهل بهشت و بهشتیان برای ما زمینیان و در راه ماندگان.

برای شادی روح امام و شهدا صلوات

امام حسین(ع)و حسرت با او بودن

اربعین 92 و مراسم پیاده روی نجف تا کربلا هم گذشت و مردمی که به این سفر معنوی رفته بودند، دوباره به خانه ها و محل های زندگی شان برگشتند، مردمی که خود را از اقصی نقاط این جهان به کربلا رسانده بودند، تا در عظیم ترین تجمع انسانی جهان شرکت کنند و یاد اسرای دشت کربلا را زنده کنند و به امام حسین(ع) بگویند، اگرچه ما آن روز نبودیم تا شما را یاری کنیم، اما امروز با شماییم و در رکابتان هستیم.

در این میان نیز افرادی بودند که با آمدن زوار کربلا دلشان هوای یار کرد، آدمهایی که می خواستند اربعین در کنار امام حسین(ع) باشند، اما زندگی و دنیا و ترس پای آنها را زنجیر کرده بود. انگار برخی از واژه ها با امام حسین(ع) همراه است، انگار برخی از واژه ها در جمله ای تکراری در دل تاریخ تا به امروز باقی مانده است. انگار هنوز حب دنیا در دل خیلی ها مانده است.

افرادی در زمان خود حضرت بودند که همین پابست ها آن ها را از یاری رسانی به سرور شهیدان و پر کشیدن نگهداشت و امروز نیز همان عوامل دیگرانی را از همراهی با اربعینیان واداشت. و آن ها را از پیوستن به سیل خروشان میلیونی زوار ابا عبدالله مانع شد.

البته این حسرت ها همیشه بوده و انگار خواهد بود. بعد از جنگ نیز خیلی ها حسرت می خوردند، که چه شد که ما غفلت کردیم و از این فرصت بهره نبردیم و به صف عاشوراییان نپیوستیم و چرا ما از قافله شهدا جاماندیم و حسرت شهادت در دل هایمان ماند.

و باز هم حسرتی برای جامانده ها ماند، حسرتی از جنس با حسین(ع) بودن، حسرتی از جنس غم، حسرتی از جنس همراهی. حسرت از این بابت که ای کاش این اربعین را در کنار امام حسین(ع) می بودم و از وجود بابرکت آن امام همام بهره معنوی می بردم و باز هم حسرت، حسرت، حسرت، ....

این مقاله را حتما بخوانید

در این مقاله به وضوح می توان فهمید که دشمن چه برنامه گسترده ای برای ما ریخته است و متاسفانه ما هنوز در خواب غفلت به سر می بریم و هنوز به ماهیت اصلی دشمنی که در ظاهر و باطن برای نابودی ما دست به کار شده است، پی نبرده ایم.


"ادوارد سعید"، محقق معروف فلسطینی الاصل که در مجامع دانشگاهی آمریکایی صاحب نام و کرسی است معتقد است "غرب همواره به شرق اسلامی با کینه و ترس برخورد کرده است. برای این کینه و ترس، دلایل مختلف و فراوان روان شناختی و مذهبی می توان ذکر کرد؛ اما همه دشمنی غرب، به نگاه آنها به چالش های آخر الزمانی بر می گردد. 
 
کشتار خاموش ساکنان زمین
موضوع "کشتار خاموش" ساکنان زمین و به حداقل رساندن این جمعیت و غلبه دادن جماعتی خاص بر عموم مردم، جزء برنامه های دائمی سران مخفی و موسسان حکومت جهانی بوده است. تباه شدن حرث و نسل، آلودگی آب و نان، تحمیل غذا و داروی رنگین، اما مسموم در کنار بسیاری از ترفندها، عمر عمومی ساکنان زمین را به 50% عمر طبیعی کاهش داده است. سران سازمان های مخفی یعنی انگلیس و آمریکا با مدیریت رژیم صهیونستی از همه حیله ها برای این منظور بهره جستند. آنها با طرح "پروژه یوژنیکس" یا همان "علم به نژادی"، همه تلاش خود را مصروف عقیم سازی مردم جهان، ممانعت از تولد و کنترل زاد و ولد کردند و با همه قوا این پروژه را بر کشورهای شرقی و مذهبی تحمیل نمودند.
مهندسی ژنتیک، علم جدیدی است که با دست کاری در اساس طبیعت، موجودات گیاهی و حیوانی و دخل و تصرف در ژن ها و حتی وارد ساختن ژن های سایر موجودات در دانه های زراعی به تولید محصولات جدید مبادرت می ورزد. محصولاتی که در صورت و شکل ظاهری مشابهتی کامل با محصول اصلی دارند اما با حمل مولکول های جدید در خود، پیامدهای غیر منتظره و مطالعه نشده ای را خواهند داشت که یکی از پیامدهای جدی و خطرناک آن عقیم کردن زنان و مردان، سرطانی کردن سلول ها و نیز ایجاد اختلالات شدید روحی و روانی در افراد است.


 
بنیانگذاران صهیونیستی پروژه یوژنیکس یا همان دروغ بزرگ انقلاب سبز
بنیادهای صهیونیستی "راکفلر"، "بیل گیتس"، بنیانگذار "مایکروسافت" و چند شرکت فرا ملیتی در زمره سرمایه گذاران اصلی این پروژه شیطانی اند. آنها این پروژه را در دهه 1970 میلادی با عنوان و به بهانه انقلاب سبز برای تغییر ژنتیکی بذرها و تخم های گیاهی آغاز کرده اند. 


خزانه و انبار بذرها و تخم های قیامت
یکی از اهداف "پروژه یوژنیکس"، جمع آوری کلیه گونه های مختلف بذر و دانه خوراکی مورد نیاز کشاورزان همچون گندم، برنج و ذرت و نگهداری انحصاری و منجمد شده این دانه های بومی در دپوی تخم و بذر، در نزدیکی "روستای لانگربین" واقع در جزیرة "اسپیدس برگن" و در داخل یک کوه است. برنامه ریزی شده است تا در "خزانه و انبار بذرها و تخم های قیامت" ۳ میلیون تخم و بذر نباتی و گیاهی ذخیره گردد. این انبار از ساختار فنی ویژه‌ای، از جمله دیوارهای مسلّح به فولاد به ضخامت یک متر، درب‌های فولادی و سیستم کنترل بسیار پیشرفته برخوردار است. بذرها و دانه‌های موجود در این انبار برای حفظ و به دور نگه داشتن از رطوبت در ظرف‌های ویژه‌ای نگه‌داری می‌شوند.

برای ساخت "انبار بذرها و تخم های قیامت" بالغ بر 123 میلیارد دلار هزینه شده است و ریاست این انبار بر عهده شخصی کانادایی به نام "مارگاریت کتلی کارسون" است ( رئیس سابق "شورای جمعیت "آقای راکفلر یهودی بوده است و این شورا نیز با هدف کاهش جمعیت کشورهای در حال توسعه و عقیم کردن مردم آن کشورها تاسیس شده است.) بعد از دپوی دانه های بومی در" انبار قیامت" بذرهای دست کاری شده ژنتیکی و محصولات غذایی ای که تغییر ژنتیکی پیدا کرده اند در بین کشاورزان و مردم مستضعف توزیع می گردد و بدین ترتیب کشاورزان ناگزیر به خرید بذری می شوند که تنها برای یک بار قدرت زایش دارند و بنابراین هر ساله کشاورزان در هنگام کشت، ناگزیر به خرید دانه های بذر جدید می شوند و با این برنامه ریزی، مواد گیاهی و حیوانی دست کاری شده هر ساله با ساختارهای جدیدتر و البته خطرناک تر در سبد غذایی مردم قرار می گیرد.
 
 

شرکت بیوتکنولوژیکی "Epicyte " اعلام کرد "به روش مهندسی ژنتیکی، ذرتی را تولید نموده است که کشنده اسپرم و عقیم کننده مردان می باشد." وزارت کشاورزی آمریکا، حامی تولید ذرت عقیم کننده بود.
حکومت فدرال «ایالات متحده آمریکا» از سال 2001 تا 2004 میلادی در ارتباط با مطالعات تحقیقات مربوط به جنگ های بیولوژیکی 5/14 میلیارد دلار هزینه کرده است.
 


در "پروژه یوژنیکس" یا همان علم به نژادی؛ پروژه‌ها و برنامه‌های متنوعی به کار گرفته شده است، از جمله «عقیم و نازا کردن» زنانی که عموماً در سنین باروری قرار دارند، «مقطوع‌النسل کردن» مردان، به اجرا گذاردن برنامه‌هایی از قبیل «تنظیم خانواده» و شعارهایی مثل: جمعیّت کمتر و زندگی بهتر(!)، عمومی و اجباری کردن کشت بذرها و دانه‌های تغییر ژنتیک داده شده (GMO) که دارای اثرات مخرّب و مرگ‌آوری بر محیط زیست و سلامتی و حیات انسان است، مثل پروژه‌های تولید «ذرّت عقیم کننده» و «برنج سرطان‌زا» به عنوان دست‌آورد مهندسی ژنتیک، دستکاری ژنتیکی DNA حیوانات و تغییر ماهیّت طبیعی آنها و در نتیجه «بیماری‌زا نمودن گوشت و محصولات لبنی و گوشتی» حاصل از آنها که حامل بسیاری از بیماری‌های کشنده و مرگ آفرین، «مثل سرطان پروستات» در مردان و «سرطان سینه» در زنان، به عنوان حاصل این‌گونه اقدامات ژنتیکی اعلام شده است، تولید داروهای مرگ آفرین، یا تعبیه نمودن مواد عقیم‌کننده در داروها، تولید و فروش بیماری‌ها! و… همه و همه نقشه های شومی است که امریکا و رژیم صهیونیستی در سر می پروراند.
سایت مشرق

جایگاه مجلس در کلام بنیان گذار

یکی از نهاد های مهم و اساسی در نظام جمهوری اسلامی ایران و به تعبیر امام راحل، راس همه ارگان ها مجلس شورای اسلامی است. این نهاد که تبلور خواست ملت است، چندی است بازیچه برخی افراد قرار گرفته است و طرح های انحلال و ... از گوشه و کنار به گوش می رسد.

جای بسی تعجب و تاسف دارد، از این بابت که تا چند ماه اخیر و در دوران تصدی دولت گذشته همین قائلین به انحلال مجلس، دولت را متهم به کنار زدن مجلس و بی اعتنایی به مصوبات مجلس می کردند، اما امروز که خودشان آمدند، صحبت از انحلال مجلس به میان می کشند. نمی دانیم سخن چند ماه گذشته شما را باور کنیم، یا حرف امروزتان را؟! در ضمن آیا این نوع نگاه، کمی بوی دیکتاتوری ندارد؟! آیا این نوع نگاه توهین به مردمی نیست که این افراد را انتخاب کرده و به مجلس فرستاده اند؟! آیا این نوع نگاه تحمیل افکار شخصی بر خرد عمومی و افکار عمومی نیست؟!

برای تذکر شما و یادآوری خود و دیگران گوشه ای از کلام بنیان گذار انقلاب را در مورد جایگاه مجلس در ادامه می آورم، باشد که فراموش نکنیم که ریل گذاری را آن بزرگ مرد برای ما انجام داد و امروز انقلاب به دست رهبر انقلاب در مسیرش قرار دارد و در حال حرکت است.

در رأس بودن مجلس نسبت به همه ارگان‌ها

من هیچ تردیدی ندارم و در این معنا هم که مجلس در رأس همه ارگان‌ها واقع است و مجلس، ملت است که متبلور شده است و تحقق پیدا کرده است در یک جای محدود، این هم بی‌اشکال است.
صحیفه امام، ج ۱۷، ص: ۲۴۶

لزوم تقویت مجلس
خوب در مجلس هم یک عده معدودی هستند. اگر غرضی در کار نیست و می‌خواهید خدمت بکنید، حالا می‌بینید که شما رأی نداشته‌اید، شما در خارج مجلس خدمت بکنید. تأیید کنید این مجلس را. اینطور نباشد که منعکس کنید در خارج که خیر، مملکت ایران یک مملکتی است که انتخاباتش کذا شد. این حرف غلطی است. این حرف غلط را اینقدر نزنید. برای خاطر خدا توجه داشته باشید که یک مجلس شورا که مجلس شورای اسلامی است و می‌خواهد برای ایران خدمت کند و باید قوه داشته باشد، تنها مرکزی است که تمام قوا باید تبع آن باشند،
صحیفه امام، ج ۱۲، ص: ۱۹۹

اهمیت مجلس و مصوّبات آن
و من تکرار می‌کنم مجلس بالا‌ترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رأی خودش را نگوید؛ بگوید؛ رأی خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است، و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.
این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است؛ این مجلس فراهم آمده از «الله اکبر»‌های مردم است؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از «الله اکبر» مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیر مسلمین عمل کرده. با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدی و از مقامی بشود، مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح، بدون جار و جنجال، بدون هیاهو، مسائل را بگویند. کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید. آنکه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رأی بگیرند. وقتی رأی گرفتند، اگر اکثریت رأی داد، و بعد هم برده شد پیش شورای نگهبان و آن‌ها هم صحیح دانستند این رأی را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسی ندانستند، اگر بعد‌ها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنت‌ها از مبادی غضب، از مبادی فاسد، بیرون می‌آید. باید سرتسلیم به مجلس، یعنی سر تسلیم به اسلام وقتی مخالف اسلام نیست، سر تسلیم به اسلام فرود آورد. روشهای غیر اسلامی را، اگر هم در باطن – خدای نخواسته – دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسئله‌ای است اساسی، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبی برخلاف رأی یک نفر است، نباید بگوید مجلس درست نیست. این خودش را اصلاح‌ کند. این خودش درست نیست. نباید بگوید شورای نگهبان درست نیست. این خودش درست نیست. باید خودش را اصلاح بکند. و این گرفتاری هست برای ملت ما.
و من امیدوارم که مجلس یک مجلس اسلامی، مجلس عبادت باشد؛ نه مجلسی که – خدای نخواسته – معصیت در آن واقع بشود و به دیگران اهانت کنند؛ به کسی بد بگویند. این‌ها خلاف اسلام است. و نباید بشود.
صحیفه امام، ج ۱۴، ص: ۳۷۱

مجلس خانه مردم
مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط کنونی نباید کسی انتظار داشته باشد که حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصی باشند. باید توجه داشت که هنوز خیلی از مسائل وجود دارد که به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین کسانی که در تفکر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار داده‌اند، با دیگران کار مشکلی نیست.
صحیفه امام، ج ۲۱، ص: ۱۱

رابطه با قوم مغول

در کتاب های تاریخی از قوم مغول خواندیم و شنیدیم. قومی که حتی به ضرب المثل های ما ایرانی ها نیز رسوخ کردند و اگر در جایی خرابی و جنگ و خونریزی رخ بدهد، می گویند قوم مغول حمله کرده است. اما سوالی که ذهن مرا مشغول کرد این است که اگر قوم مغول امروز و در قرن21 بود، می شد با آن قوم رابطه برقرار کرد؟

البته در این دوران دولتی وجود دارد که آنچه از فجایع و قتل و آدم کشی در کتب تاریخی از قوم مغول خواندیم و شنیدیم به مراتب بدتر و سنگدل تر و افسار گسیخته تر است. دولتی که اگر جنایات و آدم کشی ها و ظلم های آن را برشمریم، کشت و کشتار قوم مغول در برابر آنان همچون قطره ای در برابر اقیانوس است. دولتی که فقط یک جنایتش نسل کشی مردم ژاپن و انداختن بمب هسته ای بر سر انسان ها و قتل صدها هزار انسان در یک لحظه بود که میلیون ها نفر نیز بعد از آن حمله از آن بمب آسیب دیدند و هزاران کودک ناقص الخلقه نیز متولد شد.  حتی موجودات زنده دیگر  نیز زنده نماندند و  دو شهر ژاپن به معنای واقعی با خاک مساوی شدند، کانه هیچ موجود زنده ای آنجا زندگی نمی کرد.

این دولت در سال های اخیر نیز مسبب و عامل مهمترین جنگ های منطقه غرب آسیا بوده است، جنگ افغانستان، جنگ عراق و.... این دولت مردم ایران را نیز از ظلم وستم خود بی بهره نگذاشته است و صدام را در شروع و ادامه جنگ علیه ملت ایران تحریک و تجهیز کرده است، هواپیمای مسافربری ایران را بر روی آب های خلیج فارس مورد شلیک قرار داده و همه مسافران آن از زن و کودک را مظلومانه شهید کرد.

جالب تر از همه این است که این دولت با این همه جنایت خود را متمدن هم می داند. من اگر بخواهم همه جنایات این دولت را بگویم مثل جنگ ویتنام و ... خود دفتری جدا و وقتی بسیار می طلبد. اما حیف که بحث ما بر روی قوم مغول است  چون علی الظاهر در هیچ کتاب تاریخی هنوز نامی از این دولت خون ریز که به مراتب از قوم مغول بدتر است نیامده است ما به بحث اصلی و سوال خود می پردازیم.

به نظر شما اگر قوم مغول در قرن حاضر بود ما می توانستیم با آن قوم خون ریز رابطه و مذاکره ای داشته باشیم؟