سانسور اربعین در دنیای مدرن؟!؟!

اربعین سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) نزدیک است و سیل جمعیت چون قطرات آب به هم پیوسته و رودخانه ای را تشکیل خواهند داد که بی نظیر است. رودی جاری و ساری که جوشش آن از کربلاست و آنجا را تبدیل به قلب تپنده زمین خواهد کرد که چون چشمه ای جوشان می جوشد و می خروشد.

پیاده روی اربعین یک راهپیمایی ساده نیست، یک اتفاق عادی نیست، بلکه یک فریاد است فریادی از قرن ها پیش تاقرن امروز که قرن فناوری و اطلاعات و اخبار است. اخباری که در دست افرادی خاص و با جهتی خاص به گوش مردم جهان می رسد.

جای بسی شگفت و تاسف دارد از این دنیای دنی و انسان هایی که خود را آگاه از همه چیز می دانند و با این حال از حضور میلیون ها عاشق در میان هزاران خطر و حادثه بی خبرند؟

اگر امروز به کسی بگویی که  فلان حادثه را در فلان نقطه از زمین شنیده ای یا نه؟ خواهد گفت: بلی. چون عصر، عصر تکنولوژی و به اصطلاح خودشان دهکده جهانی است. مردم دنیا می دانند فلان خواننده، فلان بازیگر چه می خورد چه می پوشد و الان دارد چه کار می کند؟

مردم دنیا می دانند در هند چه مراسمی است! مردم می دانند در اسپانیا چه کاری صورت می گیرد! مردم می دانند در چین چه می شود؟ همه این ها را می دانند. اما.....

اما چرا نمی دانند در اربعین و در کربلا چه خبر است؟ چرا نمی بینند و نباید ببینند در روز اربعین چندین میلیون انسان گرد هم جمع می شوند؟ چرا نمی بینند که میلیون ها انسان برای فردی جمع می شوند که چندین قرن پیش شهید شده است؟ چرا مردم نباید  ببینند و بدانند که ......

جوابش واضح است چون رسانه ها دنیای نمی خواهند این پیام به گوش مردم برسد، چون صهیونیسم کودک کش نمی خواهد پیام مظلومیت به دنیا مخابره شود، چون آمریکا نمی خواهد مردم جهان متوجه این حادثه عظیم شوند.

رسانه های غربی و صاحبان صهیونیسم آنها خوب می دانند اگر حضور میلیونی مردم عاشق در رسانه های آنها پخش شود مردم از هم می پرسند این حضور برای چیست؟ بعد به سراغ تاریخ می روند و از مظلومیت امام حسین(ع) و داستان کربلا آگاهی می باند. آنها خوب می دانند رمز موفقیت شیعه چیست، لذا تا جایی که بتوانند آن را سانسور خبری می کنند.

آری دوستان این واقعیت دنیای امروز ماست، افرادی که خود را داعیه دار آزادی بیان و آزادی رسانه ها و مخالف سانسور می دانند، بزرگترین سانسورگرها دنیای هستند. آنها راه تفکر و تعقل را بر مردم می بندد، هرچند شاید به نظر برسد که خیلی طرفدار این مباحثند اما واقعیت چیز دیگری است.

البته این صفت مخصوص آنها نیست بلکه همه یزیدیان و ظالمان و ستمگران عالم این ویژگی را دارند روزی یزید قصد حذف نام امام حسین(ع) را داشت ولی هیچ که نام امام حسین(ع) حذف نشد امروز عالم گیر شد و امروز هم آنها باز راه یزید را در پیش گرفتند و قصد سانسور یاد حسین(ع) دارند و خواهند دید که روزگار با آنها چه خواهد کرد.

 

صدای کاروان....

صدای کاروان کربلا در گذر زمان به گوش می رسد. دوباره ماه عشق و شور و شعور می رسد. ماهی که همه چیز در آن است حادثه تلخ و شیرین، نزول و عروج، سقوط و صعود، مرگ و شهادت، دنیا و آخرت، حرکت و عقب گرد، انسانیت و ضد انسانیت و.....

این ماه به حق متعلق است به ثارالله یعنی همان خون خدا. خون خدایی که هنوز پس از قرن ها جوشش دارد، تپندگی و گرما دارد، حرارت و خروش دارد، آزادی و حریت دارد. خونی که هنوز در قلب زمانه می جوشد و این انسان مادی را از منجلاب دنیای دنی به عالم بالا می خواند.

خونی که کالبد نیمه جان بشریت را زنده نگه داشته است، خونی که قرمزی اش درخشندگی خاصی دارد، نور دارد نوری که خیلی ها می خواستند با دهان هایشان خاموشش کنند اما به عکس آن ها گرد و غبارها را از آن زدودند و تلالو زیبای آن را برای همگان نمایان کردند.

آری دوباره آن صدا در گوش زمانه می پیچید، صدای کاروان حسین(ع) که ندا می دهد"هل من ناصر ینصرنی" هنوز صدای "العطش"می آید، هنوز نوای نای عباس(ع) می آید، هنوز صدای گریه بچه ها می آید، هنوز صدای تکبیر عباس(ع) می آید، هنوز صدای آه رباب می آید، هنوز صدای سکوت زینب کبری(س) می آید.

باز محرم آمد، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه بدن های بی سر، ماه تشنگی، ماه صعود افلاکیان و سقوط انسان نماهایی که نام بشریت را تا ابد لکه دار کردند.

آری صدای کاروان محرم آمد، محرم یک حادثه نیست، محرم جریانی است که برای هرکس رخ خواهد داد اما باید دید که ما کجای ماجرای کربلا هستیم؟ در این همه نقش های مختلف ما کجاییم؟ برخی ها امام زمانشان را تنها گذاشتند؟ برخی از آنان در پای رکاب جنگیدند؟ و برخی حر شدند؟ وبرخی نیز جز سیاه لشگران کفر شدند؟ و ازآن بدتر، برخی نیز از افسران جبهه کفرشدند؟

در این روزها با خود بیاندیشیم که ارتباط ما با این کاروان حق و حقیقت چیست؟

همه بخوانند....

ديروز ازهرچه بودگذشتيم

امروزازهرچه بوديم گذشتيم

 انجاپشت خاكريزبوديم واينجادرپناه ميز

ديروزدنبال گمنامي بوديم و امروزمواظبيم ناممان گم نشود

جبهه بوي ايمان ميداد و اينجا ايمانمان بوميدهد

آنجا درب اتاقمان مينوشتيم يا حسين فرماندهي از آن توست

الان مينويسيم بدون هماهنگي واردنشويد

الهي نصيرمان باش تا بصير گرديم

بصيرمان كن تا ازمسيربرنگرديم

آزاد(رها) مان كن تا اسيرنگرديم

 

بخشی از وصیت نامه 

شهــید شـــوشــتری

نفاق خطرناک

این دوره تاریخی جهان به دلیل بروز و ظهور بیداری اسلامی و در کنار آن جریان های تندرو و تکفیری و نحوه برخورد با آنها و شناخت نوع و ماهیت آنان و در کنار همه اینها چگونگی تعامل و یا عدم تعامل با کشورهای غربی و در راس آن آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است و هر عمل و کار اشتباه ممکن است صدمات جبران ناشدنی به کشور و از همه مهمتر جهان اسلام وارد کند.

دنیای امروز ما آن قدر خنده آور است که گاهی از این قدر جهالت برخی ها گاهی انسان به تردید می افتد که واقعا آنها نمی دانند؟ آمریکا که خود پرورش دهنده تروریست ها و گروههای تکفیری است امروز به منجی کشورهای منطقه تبدیل شده است و خود را عامل ثبات و امنیت منطقه می داند.

همگان می دانند که عراق را فتوای مرجعیت دینی و شخص آیت الله سیستانی مرجع بصیر و آگاه عراق نجات داده است و یقین بدانید که اگر فتوای ایشان نبود معلوم نبود در عراق چه خبر بود؟ اما آمریکایی ها با گستاخی هر چه تمام خود را ناجی عراق می دانند و می گویند اگر ما نبودیم بغداد سقوط می کرد؟

حقا دنیای عجیبی است اما همگان بایستی در این موقعیت حساس به ریسمان محکم و سراج منیر چنگ زنند تا در دام شیطان بزرگ و ایادی او گرفتار نگردند. رهبر معظم انقلاب در سومین بخش از پیام به کنگره حج  پرده از نفاق جدید گشودند و با مخاطب قرار دادن فعّالان دلسوز جهان اسلام  آن ها را از اسلام آمریکایی بر حذر داشتند."اسلام آمریکایى، اسلامى است که با طاغوت میسازد، با صهیونیسم میسازد، در خدمت هدفهاى آمریکا قرار میگیرد، ظاهر آن هم اسلام است، اسم آن هم اسلام است، شاید بعضى از مراسم اسلامى را هم انجام میدهند؛ اگرچه آن‌طورى که انسان میشنود - حالا ما اطّلاع خیلى دقیقى نداریم - این کسانى که به نام اسلام، با شکل تعصّب‌آمیزى در برخى از کشورها - اخیراً در عراق و قبلاً در برخى از جاهاى دیگر - ظهور و بُروز پیدا کردند، خیلى هم پابند به احکام و شرایع دینى و وظایف دینىِ شخصى هم نیستند؛ امّا آنچه مسلّم است، در جهت کلّى قطعاً ۱۸۰ درجه در جهت مخالف اسلام حرکت میکنند. اسلام همراهى با دشمنان دین را، ولایت دشمنان دین را، ولایت مستکبرین را جزو چیزهایى دانسته است که مؤمن باید از آن بر کنار باشد؛ اَلَّذینَ ءامَنُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ‌الله وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فى سَبیلِ الطّاغُوت؛ اگر شما با نام اسلام، در راه طاغوت حرکت میکنید، کشف بکنید  که این اسلام، اسلام درست و حسابى‌اى نیست، اسلام واقعى نیست."(8/4/93)

رهبر معظم انقلاب در سخنان دیگر خود نیز به حرکت های منافق گونه آمریکایی ها اشاره کرده بود، اما این با با مخاطب قرار دادن فعّالان دلسوز جهان اسلام گفت: " اسلامِ آمریکایی، پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امّت اسلامی است. اسلامی که آتش تفرقه میان مسلمین را دامن بزند، به جای اعتماد به وعدهی الهی، به دشمنان خدا اعتماد کند، به جای مبارزه با صهیونیسم و استکبار با برادر مسلمان بجنگد، با آمریکای مستکبر علیه ملّت خود یا ملّتهای دیگر متّحد شود، اسلام نیست؛ نفاق خطرناک و مهلکی است که هر مسلمان صادقی باید با آن مبارزه کند."(8/7/93)

 

به دنبال بهانه ای دیگر...

آنگونه که می دانید آمریکاییها و دیگر کشورها در تشکیل جلسه و نشست و همایش ید طولایی دارند به عنوان مثال برای همین کشور سوریه که توسط داعش دچار مشکل شده است و مردم این کشور با پول و امکانات کشورهای عربی، غربی و عبری به خاک و خون کشیده شده اند، چندین نشست و جلسه برگزار کردند. امروز نیز آمریکا می خواهد داعش را نابود کند و آنچه خود ساخته و تربیت کرده را از بین ببرد.

اما به راستی در پس این نیرنگ جدید آمریکا چیست؟ هرچند هستند فرد یا افرادی که آمریکا را ناجی می دانند و متاسفانه نمی خواهند بپذیرند که آمریکا شیطان بزرگ است، اما با وجود این به راستی آمریکا به دنبال چیست؟ برای پاسخ به این سوال می توان سیری در کلام مقام معظم رهبری داشت ایشان در هنگام مرخص شدن از بیمارستان سخنان مهمی داشتند که به نظر می رسد این بخش از سخنان ایشان بسیار مهم و کلیدی است. ایشان در بخشی از سخنان خویش فرمودند:"آمریکا با این کار، میخواهد بهانه‌اى پیدا کند که همچنان که در پاکستان با وجود دولت مستقر، با وجود ارتش قوى - ارتش پاکستان ارتش قوى‌اى است - بدون اجازه وارد پاکستان میشود و هرجا را دلش میخواهد بمباران میکند، میخواهد در عراق و سوریّه هم چنین کارى را انجام بدهد" (۲۴/۶/۹۳)

بله آمریکا به دنبال بهانه ای جدید است برای حضور دوبار در منطقه و کشور عراق زیرا کشور عراق به دلیل وجود مرجعیت شیعی و شخص آیت الله سیستانی توانسته است تا حدودی خود را از کشورهای غربی و آمریکا جدا کند و این استقلال برای آمریکایی ها سخت است برای همین به دنبال بهانه ای برای حضور مجدد در این منطقه هستند.

اما نتیجه این کار آنها جز پشیمانی چیز دیگری نیست کما اینکه رهبر انقلاب فرمودند:"بدانند که اگر چنانچه چنین اقدامى بکنند، همان مشکلاتى بر سر راهشان به‌وجود خواهد آمد که در این ده سال گذشته در قضیّه‌ى عراق برایشان به‌وجود آمد" (۲۴/۶/۹۳)

عمق نگاه رهبری ....

در روزهای اخیر شاهد چرخش صدوهشتاد درجه ای آمریکایی ها و کشورهای استعمارگر دیگر و نیز برخی کشورهای عربی هستیم. چرخشی عجیب اما قابل پیش بینی، چرخشی که دیر یا زود باید اتفاق می افتاد.

امروز کشورهای حامی داعش تبدیل به مبارزان علیه داعش شدند. همان کشورهایی که تا دیروز به داعش و دیگر گروه های تندرو در سوریه سلاح و امکانات و پول می دادند، امروز در پی متحد کردن کشورها برای حمله به داعش هستند.

اما آنچه در این بین مهم و حائز اهمیت است عمق نگاه رهبر انقلاب و استقامت بر سخن است. از همان ابتدا که وقایع اسف بار قتل و جنایت در کشور مسلمان سوریه توسط گروه های افراطی به وقوع پیوست تنها کسی که به حق پشت سر ملت و دولت سوریه ماند جمهوری اسلامی ایران و شخص مقام معظم رهبری بود.

حتی آن روزها در داخل کشور افرادی بودند  که دولت سوریه را سقوط کرده می دانستند و حمایت ایران از آن ها را کاری عبث و به ضرر جمهوری اسلامی ایران قلمداد می کردند. اما رهبر معظم انقلاب نشان دادند که نگاه شان و بصیرتشان و تصمیم گیری هایشان با هر فرد دیگری و در هر پست و مقامی متفاوت و عمیق تر است.

ایشان از همان ابتدا خط مشی این جریان ها را تشخیص دادند و دستان پشت پرده این جریان ها را به وضوح دیدند لذا از همان ابتدا با حمایت از هرگونه اصلاحات در دولت سوریه موضع ایران را نسبت به گروه های افراطی و تندرو و همچنین آمریکا و اسراییل به عنوان بازی گردانندگان این جریان اعلام کردند.

کمی اگر با خود بیاندیشیم و تامل کنیم خواهیم دید تصمیمی که  ایشان در جریان تحولات سوریه اتخاذ کردند بی بدیل و شگفت آور بود. فقط تصور کنید که به هر نحوی دولت سوریه ساقط می شد و گروه های تندرو بر منابع سوریه سیطره می یافتند و آن وقت دولت اشغال شده سوریه توسط داعش به عراق حمله می کرد چه بر جهان اسلام رخ می داد. امروز که آنها تنها یک گروه مورد حمایت غرب و برخی کشورهای عربی هستند اینگونه افسار پاره کردند آن وقت که صاحب دولت می شدند چه می کردند؟

آری اگر همه این تحولات را کنار هم بگذاریم خواهیم دید که رهبر فرزانه انقلاب چه خدمت بزرگی در حق مسلمانان بلکه بالاتر در حق بشریت کرده است؟ خدمتی و نعمتی که چگونگی شکر آن برای ما سخت و دشوار است.

اما متاسفانه کسی از این عمق نگاه و تصمیم راهبردی و بصیرت و ژرف نگری رهبر انقلاب سخن به میان نمی آورد اما ما فراموشمان نمی شود و شاید تاریخ گواه خوبی برای آیندگان باشد و آیندگان به داشتن چنین رهبری بر خود ببالند.

 

هدف اصلی بیانیه آمریکا


همانگونه که می دایند پایگاه اینترنتی وزارت خارجه آمریکا، بیانیه‌ای را منتشر کرد و در آن، ضمن دخالت آشکار در امور داخلی ایران، خواستار آزادی "سران فتنه" شد. اما پرسشی که اینجا مطرح می شود این است که آمریکا با رفع حصر سران فتنه به دنبال چیست؟ در حقیقت هدف اصلی بیانیه آمریکا چیست؟
سخن در مورد هدف اصلی آمریکا بسیار است و فرض ها و احنمالات زیادی چون؛ ملتهب کردن جو داخلی، رویش و جوانه دادن دوباره بذر فتنه در کشور، مشغول کردن نیروهای داخلی به خود و غفلت از مسائل کلان جهانی، به چالش کشاندن کشور، از بین بردن جو حاکم، ایجاد بی نظمی و بی ثباتی سیاسی و اقتصادی و چندین هدف دیگر را می توان ذکر کرد.
اما آنچه به نظر می رسد، باید بیشتر به آن توجه کرد تطهیر خود آمریکاست. به دیگر سخن وقتی اتفاق و حادثه ای روی می دهد، فردی سبب آن اتفاق است و فردی محرک آن و گاهی این دو در یک فرد است و سبب و مباشر خود آن یک فرد است.
ولیکن گاهی سبب یک امر یا اتفاق شخصی است و مباشر و انجام دهنده آن اتفاق فرد دیگری است. مثلا کسی به کسی پولی و یا قول چیزی را می دهد و آن فرد کاری را برای وی انجام می دهد. شاید هم در مواقعی فرد از روی غفلت و ناآگاهی دست به کار اشتباه می زند ولی اهداف سوء سبب را محقق می کند.
در نتیجه اگر همه اشتباهات به گردن فرد مباشر و انجام دهنده بیافتد، ناخودآگاه سبب فراموش می شود و کسی بدان فکر هم نمی کند و این آن چیزی است که آمریکا در پی رسیدن به آن است. آمریکا هرگز دلش برای کسی نمی سوزد. زیرا او فقط در پی منافع ملی خودش است، و برای او حصر و عدم حصر کسی فرقی ندارد.
اگر حصر افراد برای آمریکا مهم بود؛ شیخ باقر نمر در عربستان حبس است، چرا برای او بیانیه نمی دهد؟ مردم مظلوم بحرین در چنگال آل خلیفه حبس اند، چرا برای مردم بحرین بیانیه نمی دهد؟ مردم مظلوم فلسطین دهه ها در زیر ظلم و حبس رژیم اشغالگر صهیونیستی هستند، جرا برای آنها بیانیه نمی دهد؟
پاسخ واضح است، دولت آمریکا به دنبال تطهیر خود است. زیرا می داند که مردم ایران سبب اصلی همه این آشوب ها و بلواها و دعواهای سیاسی را دولت مستبد و سلطه خواه آمریکا می دانند و اگر آنچه آمریکایی ها می خواهند محقق شود، همه تقصیرها به گردن مباشران می افتد و آمریکا در این قضایا تطهیر می شود.

دشمن از ما چه می خواهد؟

آنچه را که می توان در این دوره زمانی مطرح کرد و در پی پاسخ آن بود این است که به راستی غرب به سرکردگی آمریکا از ایران اسلامی چه می خواهد؟ و به دیگر سخن چه امتیازی و چه چیزی آن ها را راضی خواهد کرد تا دست از دشمنی وستیز خود با ما بردارند؟

شاید شما بگویید اگر در برنامه هسته ای خود تعدیل ایجاد کنیم آنها راضی می شوند. شاید دوستی بگوید اگر برنامه هسته ای خود را جمع کنیم، غرب از ما راضی شده و تحریم و فشار و ظلم خویش را از ملت ایران برمی دارد. شاید هم اگر بخشی از کشور را به آنها بدهیم راضی شوند و موارد دیگر.

اما به نظر من هیچ یک از این موارد آنها را راضی نخواهد کرد. ملت ایران در طول تاریخ تمام این موارد را پیاده کرد، اما غرب کماکان بر ایران دست اندازی و دست درازی کرد. ما در برهه ای دست از فعالیت های هسته ای کشیدیم، غرب ما را رها نکرد! در برهه ای از تاریخ خاک کشور ما را از ما گرفتند، افغانستان را از ایران جدا کردند، بخشی از شمال ایران را در قراردادهای ننگین از ما گرفتند! بازهم رهایمان نکردند، بحرین را نیز از ما جدا کردند.

می بینید که از این مثال ها در تاریخ زیاد داریم، اما کلام وحی قرن ها پیش این مطلب را گفت. خدای متعال خطاب به پیامبر اکرم(ص) در آیه 120 سوره مبارکه بقره می گوید:" وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى " "و يهود و نصارا هرگز از تو راضى نخواهند شد" در ادامه خدای متعال می گوید که رضایت آنها از تو منوط به یک امر است "حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ" "مگر اينكه از كيش [تحريف‏شده‏] آنان پيروى كنى [و خواسته‏هاى آنان را بپذيرى‏]".

به دیگر سخن آنها به دنبال ایمان و اعتقاد رسول الله(ص) بودند و تا زمانیکه پیامبر (ص) و همراهانشان را از دین خدا و اسلامشان برنمی گرداندند دست بر دار نبودند. هدف آنها دین و آیین رسول الله (ص) و همراهانشان بود. لذاست که در آیه 112 سوره مبارکه هود خداوند به پیامبر و همراهنش می گوید:"فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ" "همراه با آنان که با تو رو به خدا کرده اند ، همچنان که مامور شده ای ثابت قدم باش".

از همین روی می توان گفت دشمن به دنبال دین و اعتقاد ماست و تمام همت خود را گذاشته تا از هر راهی  مردم را از اعتقاداتشان و دینشان و یک کلام از اسلام جدا کند.

نام با مسمّا


این ایام که در آن بسر می بریم را دهه فجر نام نهادند. دهه ای که یاد آور پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران است، دهه ای که یاد آور شور و شعور مردم ایران است،  دهه ای که یاد آور سرآغاز فصل نو در تاریخ ایران است، دهه ای که یادآور به ثمر نشستن خون های مظلوم مردم این سرزمین است.
آری این دهه خاطرات عجیب و جالبی در دفتر انقلاب دارد. اما نکته زیبا نامگذاری این دهه است. نمی دانم شخص خاصی و یا گروه خاصی و یا سازمان خاصی این نام ها را انتخاب می کنند؟ یا اینکه در اثر محاوره ها این نام ها نهاده می شوند؟ که در هر صورت این نام ها بسیار با مسمّا هستند. نام های قرآنی و دارای بار مفهومی خاص.
فجر به معنی صبحدم است که خدای متعال نیز در ابتدای سوره مبارکه فجر به ان قسم یاد می کند. اولین نکته این نام این است که صبح پس از ظلمت و تاریکی شب می آید و این مفهوم را به ما می رساند که این انقلاب همان صبح است که پس از تاریکی و ظلمت حکومت شاه طلوع کرده است.
نکته دیگر دمیدن روح امید است. با آمدن صبح روح امید در دل ها روشن می شود و یاس و ناامیدی و ظلمت رخت بر می بندد. نکته سوم طراوت و شادابی و سرزندگیست. با آمدن صبحگاهان، نخوت و تنبلی و سستی حاصل از شب و ظلمت جای خود را به جنب و جوش و حرکت و حیات می دهد.
اندیشیدن به این نکات و نکات دیگری که به ذهن می رسد و تطبیق دادن آنها به انقلاب اسلامی ایران این حقیقت را بیشتر و بهتر نمایان می سازد که حقا و انصافا این نام برازنده ی این دهه بوده است.

ماهیت انقلاب اسلامی ایران


هر انقلاب و حرکتی دارای یک ماهیت است که می توان آن را مغز و علت و عامل محرکه آن انقلاب دانست. به دیگر سخن انقلاب دارای یک هدف و غایتی است که این هدف و غایت مبتنی بر ذات و ماهیت آن انقلاب است. بر همین اساس بررسی و تبیین ماهیت انقلاب در شناخت بهتر انقلاب نقش آفرین و دارای اهمیت است.
در مورد ماهیت انقلاب حرف ها و سخنان و نظریات بسیاری بیان شده است. برخی ماهیت انقلاب را اقتصادی، برخی اجتماعی و برخی ائدولوژیکی و برخی موارد دیگر می دانند. که هر یک از این موارد خود کتاب و نوشتاری جدا می خواهد در رد و اثبات انها.
اما آنچه به نظر می رسد ماهیت اصیل و اصلی این انقلاب است، یک کلمه بیشتر نیست و آن کلمه خود زیر شاخه ها و مولفه های بسیاری را در بر می گیرد. به نظر می رسد ماهیت این انقلاب "اسلام" است. اسلام به عنوان مطالبه مردمی و خواست مردم و رهبری در طول دوران چندین ساله مبارزه هدف و غایت و در حقیقت بن مایه و ماهیت انقلاب را شکل می دهد.
اسلام با آنکه یک کلمه است اما در لوای آن همه اهداف و غایات خرد گنجانده می شود، اهدافی چون؛ اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، رهبری، آزادی، حریت و موارد دیگر. بر همین اساس می توان بن مایه و ماهیت انقلاب اسلامی ایران را اسلام دانست و در حفظ آن به عنوان میراث ارزشمند گذشتگان و نسل های قبلی کوشا بوده و حرمت داری کرد و همه چیز را باید فدای اسلام کرد.
رهبر انقلاب هم پس از بیان هدف انقلاب که عبارت بود از ساختن يك ايرانى با خصوصياتی چون: مستقل، آزاد، برخوردار از ثروت و امنيت، متدين و بهره‌مند از معنويت و اخلاق، پيشرو در مسابقه‌ى جامعه‌ى عظيم بشرى در علم و بقيه‌ى دستاوردها، كه همه‌ى كارها مقدمه براى تكامل انسان و عروج انسانى است می گوید: " ايران با اين خصوصيات، مطلوب انقلاب بود. شما بپرسيد كه از كجاى انقلاب، اين خصوصيات در مى‌آمد؟ كجا تدوين شد؟ من عرض ميكنم از كلمه‌ى اسلامى. اسلام اصلاً همين‌هاست. آن كسى كه غير از اين در مورد اسلام تصور ميكند، اسلام را نشناخته." (14/02/1387)